سلام و هزاران سلام و با آرزوی توانگری برای همگی.بی مقدمه بریم سراغ ادامه ی درسهامون.دوستان زیادی از دروس مربوط به چاکراها استقبال کردند و بعضی ها هم گفتند که حوصله شان سر رفته. دوستان خوبم .در هر حال من موظفم این دروس را به ترتیبی که صلاح می دونم شما یاد بگیرید به شما بگم و نمی تونم بعضی مباحث را نگفته بگذارم یا فقط روی یک چیز متمرکز بشوم. از نظر من کار کردن روی چاکراها یکی از مهمترینهاست و بدون کنترل اونها خیلی از مسایل ذهنی و جسمی ما حل نخواهد شد.

در ابتدا می خوام براتون تمرینی رو بگم که هر کسی باید اون رو انجام بده. ( خصوصا" اگر کسی قصد انرژی دادن به دیگران را داشته باشد حتما" باید اول روی چاکراهای خودش کار بکند.این تمرین چاکراها را از انرژی پر می کند. ( فقط محض اطلاع بدانید که نادی ها را هم قوی و باز می کند. )

 

تمرین نهرطلایی صورتی :

چاکرای یک تا هفت  ما دو تا جهت دارد. جهت جلوی بدن و جهت پشت بدن. ما اصلا" به سراغ درسهای تئوری مربوط به نامگذاریهای اونها نمی ریم چون خود شما در صورت تمایل می تونید جزئیات مربوط به چاکراها را در کتاب یا اینترنت بیابید.از نظر من دانستن تمرینهای عملی برای شما مفیدتره.

در حالت مدیتیشن قرار بگیرید. مجسم کنید که از چاکرای 1 از سمت جلوی بدن شما، یک نهر طلایی رنگ در حال حرکته.این نهر به طرف بالا می آد و از هر چاکرایی که عبور می کنه ،  این نهر طلایی می ایستد و در چاکرا نیرو ذخیره می کنه. وقتی این تمرین رو چندین بار انجام بدید کم کم احساس می کنید در چاکرا نبض ایجاد میشه یا احساس گود شدن در چاکرا می کنید یا به عبارتی یک احساس خاصی در چاکرا می کنید و اون رو حس می کنید.بنابراین بعد از نبض زدن چاکرا یا احساس کردن اون چاکرا، مجسم کنید این نهر طلایی باز بالا تر می ره. یعنی از چاکرای یک به دوی جلو و بعد به سه ی جلو ( یعنی چاکرای 3 در جلوی بدنتون) و بعد چهار از جلو ، پنج از جلو ، شش از جلو می رسه و بعد بالا می ره و به چاکرای هفت می رسه. در چاکرای هفت موافق با عقربه های ساعت می چرخه ( انگار خود شما ساعتید و انرژی در جهت عقربه های ساعت می چرخه.)  و بعد از چاکرای هفت ، از پشتتون حرکت می کنه و در حالی که تغییر رنگ داده و به رنگ صورتی در اومده، از پشت ستون فقرات به چاکرای شش پشت، بعد به پنج پشت ، بعد به چهار پشت، سه ی پشت، دوی پشت و در آخر به چاکرای یک از پشت بدنتون می رسه. این نهر از هر جایی که عبور می کنه اون چاکرا رو پر از انرژی می کنه تا جایی که در اون چاکرا همون حس نبض زدن یا گود شدن یا به عبارتی حس کردن چاکرا ایجاد میشه.وقتی این نهر به چاکرای یک از پشت رسید دوباره تغییر رنگ می ده و دوباره از جلوی بدن بالا می ره.یعنی مثل قبل.کلا" این بالا رفتن و پایین آمدن 3 بار تکرار میشه.

یعنی به طور خلاصه :

نهر طلایی از جلوی بدن ، چاکرا به چاکرا، بالا می ره بعد از پشت بدن، به رنگ صورتی ، چاکرا به چاکرا پایین می آد.  دوباره از جلوی بدن به رنگ طلایی، چاکرا به چاکرا، بالا می ره و باز از پشت بدن چاکرا به چاکرا به رنگ صورتی پایین می آد.   دوباره از جلوی بدن به رنگ طلایی چاکرا به چاکرا بالا می ره و از پشت بدن به رنگ صورتی چاکرا به چاکرا پایین می آد.

 

زمان این تمرین : هر بالا و پایین رفتن ده دقیقه است یعنی کل تمرین باید در سی دقیقه انجام بشود.

نکته : ممکنه در دفعات اول هیچ احساسی در چاکراهاتون نکنید اما با تکرار و تمرین حتما" نبض یا گود شدن رو در اون حس می کنید یا به هر حال وجود چاکرا را در بدنتون احساس می کنید.

 

تمرین برای فعال کردن چاکراهای کف دست :

( البته این تمرین برای کار روی هاله خیلی استفاده می شه و بعدها شاید دوباره به اون برسیم و کاملتر بررسیش کنیم. فعلا" در همین حد انجام بدید.این تمرین به فعال کردن چاکراهای کف دست شما خیلی کمک می کنه  و اگر می خواهید به خودتان یا دیگران انرژی بدهید حتما" باید روی فعال شدن چاکراهاتون کار کنید. )

کف دستهاتون رو روی هم قرار بدهید و مدت زمانی طولانی با سرعت بالا اونها رو به هم بمالید. ( تند تند و طولانی و قوی) بعد دو تا دستتون رو از دور به هم نزدیک کنید.آرام آرام. در جایی احساس می کنید یک توپ مغناطیسی بین دو تا دستتان است. این توپ را لمس کنید و با آن بازی کنید و احساسش کنید.   این تمرین را با فاصله در دفعات زیاد می توانید انجام بدهید.

 

تمرین اسکن کردن :

خوب! حالا به مبحث مهمی رسیدیم.می خوام کمی راجع به " اسکن کردن " براتون حرف بزنم. اسکن کردن یعنی شما بتونید به کمک دستگاه ذهن و روشن بینی تون مثل یک دستگاه اسکن کننده بیماری یا درد یا گرفتگی چاکرا در دیگران و خودتان را تشخیص بدید! ممکنه به نظرتون عجیب بیاد که واقعا" یک آدم از نظر علمی می تونه این کار رو بکنه؟

جوابش بله است. البته این کار به تمرین نیاز داره و اینکه شما با تمرینات قبلی این وب گاست خودتون رو بالا برده باشید. هر چه تمرین و تمرکز شما بالاتر باشه ضریب اشتباهتون پایین تر می آد. البته نباید انتظار داشته باشید خیلی سریع با دو جلسه تمرین انرژی درمانی و مدیتیشن به جایی برسید که تا هر کسی رو دیدید تشخیص بدید دردش چیه! یا عبارت دیگه در ابتدا نباید صد در صد روی کشفیات خودتون حساب باز کنید. می فهمم که دلتون می خواد زودتر به تبحر برسید و به همه ی دوستان و کسانی که دوستشون دارید کمک کنید اما اگر اشتیاقتون برای این کار واقعی و ماندگاره پس تلاش و تمریناتتون رو بیشتر کنید. .به خودتون اجازه بدید مثل تمام کسانی که در این رابطه سالها زحمت کشیده اند شما هم برای تمریناتتون وقت بگذارید تا به نتیجه برسید.

هدف اسکن کردن چیست؟

هدف شناسایی و معاینه ی سوژه است .

 

روش اسکن کردن افراد :

درمانگر ( یعنی کسی که می خواد به فرد دیگری انرژی بده یا اون رو اسکن کنه ، فعلا" یعنی خود شما)  و سوژه ( یعنی کسی که می خواهید اون رو اسکن کنید تا ببینید کدوم چاکراها یا اعضای بدنش مشکل داره ) باید روی دو تا صندلی مقابل هم بنشینید. چشم شما و چشم سوژه باید باز باشه.حالا سه انگشت چپ دستتون رو روی رگ دست راست سوژه بگذارید. ( حتی المقدور اگر سوژه فاقد دست راست نیست ، روی دست راست اون بگذارید).بعد به چاکرای هفت خودتون توجه کنید و تمرکز کنید.حالا توجهتون رو به شصت دو پای خودتون بدید.تمرکز کنید و ببینید چه حسی در شصت دو پاتونه. حالا همزمان به طرف بالا به آرامی حرکت کنید.یعنی توجهتون رو به ساق پاهای خودتون و بعد ران و باسن و شکم و ....بدید تا بالا.دقت کنید به اعضای بدن خودتون و حسی که در اون احساس می کنید فکر کنید نه اعضای بدن سوژه. در هر نقطه از بدن خودتون که تغییری احساس کردید ( مثل نبض زدن، درد، بی حسی، سرما، گرما یا هر حس دیگه ...) یعنی سوژه در همان قسمت از بدنش دچار مشکل است.

نکته ی خیلی مهم :

زمان هر اسکن نباید هرگز از یک دقیقه و نیم بیشتر باشه.چون در این صورت مشکل سوژه می تونه به درمانگر منتقل بشه.

 

تمرین : ابتدا این اسکن را به تنهایی برای خودتون انجام بدید تا ببینید در کدوم قسمتهای بدنتون احساس خاصی دارید. یادتون باشه به کل بدنتون فکر می کنید نه فقط به چاکراهاتون.

 

تمرین : این تمرین رو برای افراد مختلف انجام بدید. اما باز هم تاکید می کنم فعلا" نظر خودتون رو به عنوان نظر یک درمانگر قطعی و مطلق ندونید.  فقط تمرین کنید تا ببینید به مرور چقدر به کشف درست نزدیک تر می شید.این کار فقط با تمرین و تمرکز زیاد امکان پذیر می شه. در ابتدا به سوژه بگید که شما فقط دارید این کار رو تمرین می کنید و نظر شما به این معنی نیست که حتما" در همون منطقه ای که شما تشخیص داده اید سوژه مشکل داره. بعد از تمرین و دادن تشخیصتون نظر اون رو هم بپرسید و ببینید چقدر درست احساس کرده اید.

 

نکته _ معمولا" درمانگر باید به حدی برسه که خودش چاکراهاش رو باز کرده باشه تا در موقع اسکن مسایل خودش رو به جای مسایل سوژه تلقی نکنه.البته به مرور خود درمانگر اگر خودش هنوز در قسمتی از بدن خودش مسئله ای داشته باشه می تونه بین اون درد با درد سوژه تفاوت قائل بشه.

 

خوب! حالا براتون چند تا تمرین فوق العاده دارم درباره ی پاکسازی بدنتون از انرژیهای منفی یا سنگین.

یعنی همون چیزی که همه ی ما خیلی وقتها احساس می کنیم گرفتارش شده ایم.

 

انرژی سنگین یا منفی چیه ؟

نوعی اختلال است در حوزه ی انرژی که از موارد زیر به وجود می آید :

 _ استرس و اضطراب .

_ فشار روحی و روانی.

_ خشم .

_ تمارین روحی غلط.

 _ ناراحتیهای عصبی.

 _ طلسم و جادو ( کسانی که به طلسم و جادوی سیاه اعتقاد دارند اونها را هم جزو این ها به حساب می آورند و این تمرین رو برای رهایی از اون موثر می دونن.البته قابل ذکره که از نظر قران مجید هم جادو وجود داره).

 _ رفتن به مکانهای بد انرژی ( مثل رفتن به جایی که کسی مدتها مرده اما وسایلش رو خارج نکرده اند! ) .

_ تماس با افراد بد انرژی ( یعنی کسانی که با کنارشان نشستن یا شنیدن صداشون احساس خیلی بدی به شما دست می ده.چون انرژی حتی با صوت تلفنی هم منتقل میشه. البته امیدوارم گفتن این حرفها باعث نشه از هر کسی که دلگیرید یا لجتون می گیره یا اختلافی دارید اون رو بد انرژی بخونید! یادتون باشه ما نیمه ی تاریک خودمون رو جذب می کنیم و اونچه خودمون هستیم به دیگران نسبت می دیم. در اینجا منظور کسانی هستند که هر کسی در جوارشون متوجه سنگینی انرژی اونها میشه نه کسی که ما باهاش مشکل داریم. اگرچه این هم واقعیه که وقتی ما با کسی اختلافی داریم حضور اون به خاطر فکرهای منفی خودمون حس بدی در ما به وجود می آره که در بیشتر موارد مسئله وجود همون فکرهای خودمونه نه بد انرژی بودن اون آدم.)                                        

و دلایل دیگه ...

 

در هر حال هر انرژی منفی و سنگینی به هر دلیل که دریافت شده فرقی نمی کنه؛ مهم اینه که شما باید اون رو با تمرین خالی کنید.

 

نکته ی مهم _ اگر موقع اسکن کردن کسی از چاکرای 2 یا 3 به پایین ، تا پاها،احساس گزگز ، سرما یا گرما یا... کردید یا اینکه علایم غیر طبیعی در بدنش تشخیص دادید یا کسی که بعد از انرژی درمانی آرامش پیدا نمی کنه و دردش تسکین نمیشه، این علایم نشانه ی اینه که انرژیهایی از نوع انرژی سنگین و منفی به تدریج در اون انباشته شده و باید ابتدا این انرژیها پاکسازی بشن و بعد دوباره عمل اسکن کردن را بعد از هر دو روز پاکسازی، براشون انجام بدید.اگر کسی را با روشی که یادتون می دهم پاکسازی کردید و بعد اسکنش کردید و دیدید هنوز همون انرژیهای منفی در اونه ، دوباره پاکسازی و اسکن را براش می تونید انجام بدید.اما باید بعد از دو روز اسکن دوباره انجام بشه( چون تمرین پاکسازی خودش دو روز طول می کشه.)

 

حالا روش تخلیه ی انرژی های منفی و سنگین ( پاکسازی ) را براتون توضیح می دم. شما ابتدا این روش رو برای خودتون انجام بدید چون همه ی ما، انرژیهای منفی جمع شده ی زیادی در وجودمون داریم. این پاکسازی همون طور که گفتم در دو روز متوالی انجام میشه.

 

روش پاکسازی انرژیهای سنگین و منفی برای خود و دیگران:

من اول کلیات مربوط به این تمرین رو می گم و بعد در همین قسمت در رابطه با نوع تنفسی که باید در طی این تمرین داشته باشید با شما صحبت می کنم.

 

_ سیستم تخلیه ی انرژی سنگین در روز اول :

این کار رو چه برای خودتون انجام بدید و چه برای سوژه ، در هر صورت باید در حالت نشسته باشید.یک دستتون رو ( دست چپ یا راست فرقی نمی کنه) از پشت روی چاکرای 5 و یک دستتون رو ، روی چاکرای 7 به مدت 5 دقیقه قرار بدید و به خودتون ( یا به سوژه )اانرژی بدید یعنی فکر کنید انرژی داره وارد اون چاکراها میشه. اینجا حالتی مثل مدیتیشن باید براتون به وجود بیاد.در این حین، ذکری را باید ذهنی تکرار کنید و روی این ذکر متمرکز بشید. ذهنا" تکرار کنید :

خدایا، انرژیهای سنگین ، بد و منفی ( یعنی ماند) سوژه ( اسمش را بگید)(  یا خودم) را پاک کن. ( یا خارج کن.)

یعنی مثلا" اگر برای فردی به نام مریم دارید این کار رو انجام می دید بگید : خدایا انرژیهای سنگین، بد و منفی مریم را پاک کن. ( یا  خارج کن )  اگر جمله ی" پاک کن "حس بهتری به شما می ده اون رو بگید در غیر این صورت "خارج کن" را بگید. اگر سوژه دلش بخواد می تونه اون هم ذهنا" به این جملات فکر کنه. این جمله رو چندین بار در طی 5 دقیقه زمان این تمرین ، تکرار کنید. این جمله یک ورد جادویی نیست که اگر دو تا کلمه اش جا به جا بشه همه چیز به هم بریزه! بلکه راهیست برای تمرکز و البته به گفته ی اسکاول شین ، معلم بزرگ ، " از کلام ماست که بر ما حکم رانده می شود ! "

 

نکته _ خواهش می کنم برای من ننویسید که ما به جای منفی گفتیم ماند یا اول بد و منفی را گفتیم بعد کلمه ی سنگین را و ...به این خاطر پاکسازیمان خراب شد! این رو از این نظر گفتم که دوستان زیادی تا به حال این حرف را به من زده اند. دوستان من! اینها ورد جادویی نیستند که اگر اجی مجی لا ترجی یک کمی جابجا بشه کسی مشکل پیدا کنه. اینها همه برای تمرکز و ایجاد مدیتیشن و رسیدن به آرامش و سکوته.( و همون طور که در درس مدیتیشن بهتون گفتم در سکوت و اعماق دریا میشه مروارید را صید کرد نه روی آبهای شلوغ و کثیف و متلاطم. )

 

_ سیستم تخلیه ی انرژی سنگین در روز دوم :

 باز هم خودتون یا سوژه باید در حالت نشسته قرار بگیرید. ( یعنی نباید دراز کش باشید. ) اما این بار باید پاها را دراز کرده و شصت پاها را با دو دست گرفته و همان ذکر قبلی را به همان شکل، ذهنا" ، تکرار کنید. ( یعنی ذکر را به زبان نیاورید. ذهنا" تمرکز بیشتری ایجاد می شود.)این کار را هم به مدت 5 دقیقه انجام بدهید.یعنی 5 دقیقه در حالتی که گفته شد می نشینید و ذهنا" تکرار می کنید : خدایا، انرژیهای بد و منفی و سنگین من ( یا مثلا" مریم ) را خارج کن.

 

تذکر مهم _ در اینجا تجسم جایز نیست. یعنی نباید مجسم کنید انرژی سنگین داره بیرون می ره. چون انرژی هوشمنده و خودش هوشمندانه عمل می کنه.

 

تذکر مهم _ سر سوژه یعنی کسی که دارید این پاکسازی را برایش انجام می دهید ، در حالت نشسته باید هم در روز اول و هم در روز دوم به طرف شمال یا همان رو به قبله باشد.اگر این پاکسازی را به تنهایی دارید برای خودتان انجام می دهید خودتان باید رو به قبله بنشینید.

 

تذکر مهم _ در حین انجام عملیات پاکسازی ، چه در روز اول و چه در روز دوم، درمانگر ( یعنی شخص شما) شکل تنفسی خاصی را باید حتما" اعمال کند که به این صورت است :

 

30 ثانیه بعد از شروع عملیات پاکسازی، تنفس سایشی انجام می دهیم. بدین ترتیب که 3 تا دم تیز می کشیم که بازدم اول آن طولانی و بلند است ، دومین بازدم آن متوسط و سومین بازدم آن کوتاه است. این نحوه ی تنفس اجباریست چون باعث ایجاد امواجی در مغز ما می گردد که باعث سرعت بخشیدن به حرکت انرژی هوشمند می گردد.

پس به طور خلاصه نحوه ی تنفس این گونه می شود :

1 _ یک دم تیز و صدا دار ( حتما" صدادار باشد که عمیق بشود.) با بازدم طولانی.

2 _ یک دم تیز و صدا دار با بازدم متوسط و معمولی.

3 _ یک دم تیز و صدادار با بازدم کوتاه.

 

بعد دوباره تنفس را به همین منوال تکرار می شود. یعنی کل تنفس باید به این شکل باشد.در ضمن اگر برای سوژه این کار را انجام می دهید فقط شما باید اینگونه تنفس کنید و سوژه عادی نفس می کشد.

 

تذکر مهم _ در طی این تمرین ، اگر تمرین را برای سوژه انجام می دهید چشم او باید بسته باشد و تنفس فقط مربوط به شماست. اگر به تنهایی و برای خودتان انجام می دید چشم خودتان را ببندید و تنفس را خودتان انجام بدهید.

 

خوب! درس امروز تمرینات بسیار مهمی بود که نیاز داره شما برای هر کدوم زمان کافی بگذارید. بعد از انجام این تمرینات ، تجربیات شگفت انگیزی که در پیش خواهید داشت ، شاید حسی از غرور در بعضیها به وجود بیاورد و این فکر که با دیگران متفاوت شده اند. استاد خوبی داشتم که بعد از تدریس این درس جملات جالبی را از خواجه عبدالله انصاری برایم گفت که من هم برایتان می نویسم و امیدوارم در طی تمامی پیشرفتهای شگفت انگیزی که در پیش خواهید داشت هرگز اون رو فراموش نکنید.

 

" اگر به هوا پری، مگسی باشی!

واگر بر آب روی، خسی باشی!

دلی به دست آور تا کسی باشی! "

                                                                                        ( خواجه عبدالله انصاری)

 

 

خدایا! کمکمان کن تا یاد بگیریم در خدمت خلق تو باشیم! آمین!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام دی ۱۳۹۴ساعت 23:4  توسط مسافر | 

سلام و هزاران سلام و درود با آرزوی بهترینهای خداوند برای همه ی دوستان خوبم.همون طور که در درس پیش براتون گفتم ما می خوایم خیلی مختصر درباره ی نحوه ی دادن انرژی به خودمون و دیگران صحبت کنیم.باز هم تاکید می کنم که شیوه های مختلفی برای این کار هست و من هم تصمیم ندارم در این وبلاگ انرژی درمان تربیت کنم و فقط می خوام در همون حدی که هر فردی نیاز داره تا خودش رو بشناسه براتون بگم. ساده و در حد فهم همه ی دوستان خوب ارجمندی که به این وب مراجعه می کنند. وهمون طور که گفتم من از سبک شای و ایشایا براتون می گم که خیلی راحته.

 

اول می خوام درباره ی  " نادی " براتون بگم.بین چاکراهای بدن انرژی از جاهایی حرکت می کنه ، که به اون " نادی " گفته میشه.( که اگه توی شکلهای مربوط به چاکراها که در کتابها و اینترنت به وفور پیدا میشه ، خوب نگاه کنید می بینید که معمولا" اون ها رو در شکل با خطوط سفید نشون می دن )

بنابراین در یک جمله میشه گفت :

کانالهای عبور انرژی در بدن = نادی.

 

ارقام متفاوتی وجود داره اما بیشتر دانشمندان گفته اند که 72000 تا نادی در بدن ما وجود داره.چون اگر از چاکرای مثلا" 1 به چاکرای مثلا" 2 انرژی داره حرکت میکنه یا بین باقی چاکراها، این از روی نادیها اتفاق می افته. ما نمی خوایم وارد درسهای تئوری و سخت دراین باره بشیم و خودتون می تونید در صورت تمایل مفصل در موردشون پیدا کنید و بخونید که نادیها چی هستند و ریز چاکراها و چاکراهای فرعی و ... چون ما در این وبلاگ فقط درباره ی چاکراهای اصلی صحبت کردیم اما باید بدونید که تعداد زیادی چاکرای فرعی و ریز چاکرا و ..در بدن ما هست که ما به سراغ درسهای تئوری مربوط به اونها نمی ریم اما هر جا در تمرینی لازم بود درباره ی اونها حرف می زنیم.

 

اما بد نیست این رو بدونید که اگر در تدریس شیوه ی شای که در تورنتوی کانادا تدریس میشه دانشجویان را ملزم می کنند که در شبانه روز چندین بار حرکاتی رو انجام بدهند که دقیقا" همون  " وضو گرفتن  مسلمانان " است به این دلیله که در آرنج و نوک انگشتان نقاط مهمی وجود داره ( ریز چاکراها و نادی ها ) که در وضو در اثر تماس و خود آب ، اونها تحریک می شن و حتی ایجاد شادابی می کنند! در واقع وضو به نوعی تحریک نادی است!

 

خوب! حالا برای شروع تمرینات باید به یک عطاری مراجعه کنید و یک تکه کوچک سنگ نمک بخرید! بله! سنگ نمک! شاید شنیدن نام سنگ نمک شما رو یاد فیلمهای هری پاتر بندازه که سنگ نمک یه سنگ جادویی به شمار می اومد!

واقعیت اینه که در فیلمهای تخیلی خارجی از چیزهایی استفاده میشه که ریشه در واقعیت داره و خیلی هاش واقعا" واقعیه!سنگ نمک قویتر از خود نمکه. و این اعتقاد وجود  داره که نمک و سنگ نمک انرژی منفی رو به مثبت تبدیل می کنند. ( البته اگر زمانی به درسی راجع به خواص سنگها برسیم می بینید که اینها علمیه و تخیلات دروغین نیست)

 

در واقع اگر قدیمها مادر بزرگها می گفتند که وقتی اتفاق بدی می افته گوشه ی فرشهای خونه نمک بریزید یا گردنبندی همراه داشته باشید که توش نمک ریخته باشید ( مثل کیف چرمی کوچکی که به گردن می اندازند و توش نمک می ریزن ) در واقع جزو اعتقاداتیست که شاید خرافه به چشم بیاد اما ریشه در این واقعیت داشته که واقعا" سنگ نمک خصوصیت خاصی داره!

( قابل توجه کسانی که چیزهایی از علم اعداد می دونند اینکه نمک در ابجد میشه 110 و بعضی دانشمندان می گن عدد 110 عددیست که منفی را مثبت می کند. این عدد، عدد " علی " در ابجد هم هست! بعضیها می گن اگه به پلیس با شماره ی 110 تماس گرفته میشه شاید خودآگاه یا ناخودآگاه برای استفاده از علم اعداد درباره ی عدد 110 بوده!)  در هر حال ما وارد این بحث که اینها چقدرش خرافه است و چقدرش واقعی نمیشیم اما باز تاکید می کنم در هر صورت سنگ نمک دارای خصوصیات بسیار مفیدیست و ما از اون برای کمک به باز کردن چاکراهای کف دست استفاده می کنیم.

 

برای دادن انرژی به خود و دیگران باید اول از همه با تمرین زیر، به بهتر شدن کار چاکراهای کف دستتون کمک کنید.

نکته ی مهم _ بعد از تهیه ی تکه ی کوچکی از سنگ نمک که به راحتی در دست جابشه (تقریبا" اندازه ی یک فندق تا یک گردو) به خاطر داشته باشید که اون رو. در نور، تشعشع و آب قرار ندید.

نکته ی مهم _ استفاده ی زیاد از سنگ نمک خاصیت برعکس داره و مثبت رو منفی می کنه! بنابراین تمرینی را که در زیر به شما یاد می دهم فقط چهار روز در طی یک هفته انجام بدید نه بیشتر نه کمتر. بنابراین زمانی این تمرین رو آغاز کنید که مطمئن باشید می تونید یک روز در میون این تمرین رو انجام بدید. بعضی دانشمندان ذهنی معتقدند هر آدم فقط دو بار در طی زندگیش می تونه از سنگ نمک استفاده کنه برای کمک به باز کردن چاکراهای کف دست.و بیشتر از اون نتیجه ی خوبی نداره.یعنی فقط دو بار در طول زندگی و هر بار  فقط چهار روز به صورت یک روز در میان در یک هفته.

 

شنبه *       یکشنبه       دوشنبه *      سه شنبه       چهارشنبه*     پنج شنبه      جمعه*

 

یعنی روزهایی که دربالا با رنگ قرمز و ستاره مشخص شدند. البته این به این معنی نیست که حتما" باید از شنبه شروع بشه و به جمعه ختم بشه یا فقط روزهای زوج باشه. نه. اصلا".

 فقط خواستم متوجه منظورم بشید که یک روز در میان به مدت چهار بار  به چه صورتی میشه.

 

_ تکنیک باز کردن چاکراهای کف دست :

 

چهار روز ، یک روز در میان، به مدت بیست دقیقه در جایی خلوت برای مدیتیشن می شینید. قواعد مربوط به مدیتیشن رو قبلا" براتون گفته ام. زمان هر تمرین بیست دقیقه است.تکه ی سنگ نمک رو بین دو کف دستتون می گیرید یعنی دو تا کف دستتون رو به هم می چسبانید در حالی که سنگ نمک بین دو دستتونه. در این تمرین هیچ فرقی نمی کنه که دستهاتون رو کجا بگذارید .هر جور راحتید دستتون رو بگذارید حتی می تونید اون رو روی پاهاتون بگذارید که راحت باشید فقط دقت کنید در تمام تمرین، دو کف دست در حالی که سنگ نمک بین اونهاست به هم چسبیده باشه.بعد مجسم کنید که از بیکران کیهان، انرژی به صورت رنگ طلایی سفید وارد چاکرای هفت شما میشه و بعد پایین تر می آد و قفسه سینه تان را پر می کنه و بعد وارد دست راستتون میشه و بعد از کف دست راستتون خارج میشه و وارد کف دست چپتون میشه ( کف دو دست به هم چسبیده است ) و بعد در کل دست چپتون حرکت می کنه و باز وارد دست راستتون میشه.

پس به طور خلاصه این شد که انرژی از بینهایت کیهان وارد چاکرای هفت میشه و بعد پایین می آد وارد دست راست میشه و از کف دستتون میره تو کف دست چپ و بعد خود دست چپ و بعد دوباره وارد دست راست و ...یعنی انرژی ای که مدام وارد چاکرای هفت میشه مدام بین دو دست حرکت می کنه و در این حین خودبخود باعث باز شدن چاکراهای کف دست میشه.

 

خوب! همون طور که گفتم این تمرین رو یک روز در میون و هر بار به مدت بیست دقیقه و کلا" چهار روز انجام بدید.  ( اگر بعضی دانشمندان گفته اند میشه این تمرین رو تا دوبار در طی زندگی انجام داد به این معنی نیست که پشت سر هم. بلکه مثلا" به فاصله ی چند سال میشه برای بار دوم هم این کار رو کرد.)

 

 

خوب! حالا می خوام خیلی مختصر درباره ی تفاوت انرژی دادن در شیوه ی "شای " با شیوه ی " ایشایا " براتون بگم.همون طور که گفتم چون این روش خیلی ساده و قابل استفاده برای عمومه من از این دو شیوه براتون می گم.تفاوت مهم این دو شیوه در " دستها " است.

 

نکته ی مهم _ در دادن انرژی به روش شای دست را هر جور که بخواهیم ، قرار می دهیم و دست چپ و راست با هم فرقی ندارند. یعنی در این شیوه با هر دو دست میشه انرژی داد.

 اما در روش ایشایا، ما مجسم می کنیم که انرژی بعد از وارد شدن به دست راست وارد دست چپ ما میشه یعنی انرژی که از چاکرای هفت ما وارد میشه بین دو دست ما بازی می کنه و به عضوی میرسه که می خوایم بهش انرژی بدیم. مثلا" در روش ایشایا دست راست را سمت راست سر می گذاریم و دست چپ را سمت چپ سر و مجسم می کنیم انرژی که از چاکرای هفت وارد بدن ما و دست راستمون شده وارد سر میشه و بعد دوباره وارد دست چپمون میشه.

 

حالا شاید این سوال براتون پیش بیاد که کدوم شیوه بهتره؟ شای  یا  ایشایا؟

جواب : جواب ثابتی وجود نداره. بستگی به وضعیت خاص آدمها و فرکانسهاشون این برای افراد متفاوته. یعنی گاهی شای برای کسی بهتر جواب می ده گاهی ایشایا. در واقع شما باید با انجام این تمرینات پی ببرید برای خودتون ( و بعدها که ممکنه این کار رو برای دیگران بکنید، برای اونها) کدوم شیوه بهتر نتیجه می ده.

 

همون طور که گفتم در روش شای با هر دستی میشه انرژی داد و دست راست و چپ نداره بنابراین در اینجا من بیشتر درباره ی خصوصیات خاص انرژی دادن به روش ایشایا براتون می گم.

نکته _ در انرژی دادن به دیگران، به روش ایشایا ، هیچ وقت جلوی فرد نمی ایستیم. فقط می تونیم پشت سر فرد( در بعضی موارد فقط سمت راست فرد) بایستیم. یعنی برای انرژی دادن به این شیوه پشت فرد قرار می گیریم اما در مواردی که نمی تونیم و دستمون به جلوی بدن اون براحتی نمی رسه می تونیم دست راستش با زاویه ی 45 درجه قرار بگیریم.

 

نکته _ در انرژی دادن به دیگران به روش ایشایا، هیچ وقت دستهامون رو ضربدری نمی گذاریم. یعنی دست راست رو سمت راست و دست چپ رو سمت چپ می تونیم بگذاریم و نباید اونها رو ضربدری از روی هم رد کنیم.

 

نکته _ در انرژی دادن به دیگران به روش ایشایا، برای انرژی دادن به جلوی بدن فرد نمی تونیم از دست چپمون استفاده کنیم یعنی فقط دست راست می تونه به جلوی بدن انرژی بده و دست چپ به پشت بدن. مثلا" وقتی پشت سر کسی قرار گرفتیم و خواستیم به شقیقه های پیشونیش که درد داره انرژی بدیم می تونیم دست راستمون رو جلوی پیشونیش و دست چپمون رو عقب پیشونیش بگذاریم.

 

نکته _ پس به طور خلاصه میشه گفت در روش ایشایا ، دست راست ما سمت راست و جلو و بالا می تونه بایستد و دست چپ ما سمت چپ و پشت و پایین می تونه بایسته.

 

نکته _ در هر دو شیوه نباید مستقیم به چاکرای 1 و چاکرای 6 انرژی داد.

 

نکته ی مهم _ همیشه بیاد داشته باشید در انرژی دادن به دیگران نباید فکر کنید شما دارید از انرژی خودتون به فرد می دید بلکه باید مجسم کنید دارید از راه چاکرای 7 خودتون ار بیکران کیهان و خداوند متعال انرژی  می گیرید و از اون انرژی بیکران که هر لحظه داره وارد بدن شما میشه دارید به فرد می بخشید.

 

نکته _ برای شروع اگه درباره ی دستها  در روش ایشایا احتیاج به تمرکز دارید از شیوه ی شای استفاده کنید که طریقه ی خاصی برای ایستادن و قرار دادن دستها نداره و فقط کافیه مجسم کنید انرژی ای که داره وارد چاکرای هفت شما میشه و در بدنتون حرکت می کنه رو دارید از راه دستتون به دیگران یا خودتون ( عضو دردمند بدنتون) می دید.

 

خوب ! حالا می ریم به سراغ اصلی ترین قسمت یعنی اینکه چه طور به دیگران انرژی بدیم؟

 

1 _ ابتدا با رعایت اصولی که در بالا براتون گفتم، ( یعنی با دانستن اصول شای و ایشایا  و اطلاعات کلی درباره ی چاکراهای اصلی بدنتون و عضوهای بدنتون که با چاکراها مرتبطن و در درسهای قبل گفته شده ) بایستید.چه قرار باشه به خودتون انرژی بدید و چه به دیگران ابتدا 3 تا 7 دقیقه در سکوت تمرکز کنید و مجسم کنید انرژی داره از طرف بی نهایت کیهان و خداوند متعال وارد چاکرای 7 شما میشه. این انرژی به صورت یک قیف خیلی بزرگ و دراز که سوراخ باریکش روی چاکرای 7 شماست و سر بزرگتر قیف به اندازه ی پهنای آسمان و کائنات بزرگه می تونه باشه.

(چرا اول به چاکرای 7 خودمون فکر می کنیم و اون رو پر انرژی مجسم می کنیم؟

چون چاکرای 7 تنظیم کننده ی تمام چاکراهاست.)

2 _ حالا به سراغ عضو مربوطه می ریم. عضو مربوطه یعنی محل درد. 5 تا 7 دقیقه به اون انرژی می دیم. یعنی چه برای خودمون چه برای دیگران مجسم می کنیم اون همه انرژی که داره وارد چاکرای 7 ما میشه وارد دست های ما میشه و از طریق دستهای ما وارد اون عضو دردمند خودمون یا دیگران میشه.

3 _ حالا به چاکرای مربوط به اون عضو ( در درس چاکراها ذکر شده ) 3 تا 5 دقیقه انرژی می دیم.

4 _ دوباره به عضو دردمند بدن 5 تا 7 دقیقه انرژی می دیم.

5 _ در نهایت دوباره 3 تا 5 دقیقه به چاکرای 7 انرژی می دهیم و کار را تمام می کنیم.

 

یعنی به طور خلاصه ترتیب دادن انرژی در هر دو شیوه ی شای و ایشایا به این صورته ، چه برای خودمون و چه برای دیگران :

 

چاکرای 7 ، عضو مربوطه، چاکرای مربوط به اون عضو ، عضو مربوطه ، چاکرای 7

 

نکته _ اگر در حال دادن انرژی به سر باشیم ، چاکرای مربوطه هم میشه چاکرای 7 یعنی فرمول بالا به شکل زیر در می آد: چاکرای 7، عضو، چاکرای 7، عضو ، چاکرای 7

 

در پایان این جلسه تاکید می کنم این تمرینات اصلا" کارهای خارق العاده نیستند که اگه دو دقیقه زمانشون فرق کنه یا کم و زیاد بشه یا کمی توش گیج و ناباور باشین اتفاق فجیعی بیفته! خواهش می کنم از تمرینات برای خودتون غول بی شاخ و دم نسازید! و فراموش نکنید همه ی این تمرینات برای اینه که خودمون رو بیشتر بشناسیم و بیشتر دوست بداریم نه اینکه این تمرینات رو بهانه قرار بدید برای کوبیدن خودتون و ناتوان مجسم کردن خودتون. یادتون باشه انرژی خیلی راحت جریان پیدا می کنه و احتیاج نداره شما یک آدم عجیب غریب خارق العاده باشید. بد نیست براتون بگم اولین بار که من دادن انرژی رو یاد گرفتم و واقعا" هیچ مهارتی هم توش نداشتم تصمیم داشتم مادرم رو به مشهد ببرم. سالها پیش بود و اون دچار سکته ی مغزی خفیفی شده بود و توی سرش احساس سنگینی شدیدی می کرد و با وجود اینکه آرزو داشت بره زیارت امام رضا اما فکر می کرد با اون حال نمی تونه حتی سرش رو از روی بالشت برداره. من تازه دانشجویی بودم که داشتم این شیوه ی انرژی دادن رو می آموختم و با خودم گفتم " باید بتونم چون می تونم! چون اگه خدا خواسته این نیرو در من باشه پس حتما" می تونم! " شروع کردم به مادرم انرژی دادن و باور کنید یک هفته ی بعد اون اینقدر عالی بود که ما خیلی راحت به سفر رفتیم و دکتر اون متعجب بود که چه طور درد سر اون به این سرعت به پایان رسیده. باور کنید من هیچ کار خارق العاده ای نکردم چون اون موقع یک دهم اطلاعات الانم رو هم نداشتم. اما به خودم باور داشتم . و به مهربانی و بزرگی خدایی که گفته در خودتون تفکر کنید تا من رو بشناسید .این رو براتون مثال زدم که نگید اینها کار اساتیده و کار آدمهای عادی نیست. به خودتون باور داشته باشید و به خودتون بگید : " من همین جور و با همین توانی که دارم بهترینم.من قطعه ای از پازل هستیم و بدون من دنیا چیزی رو کم داره! "

 

خداوندا! یاریمان کن تا باور کنیم فرستادگان تو در روی زمینیم! آمین! 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آذر ۱۳۹۴ساعت 21:25  توسط مسافر | 

سلام و هزاران سلام و درود بی پایان همراه با آرزوی توانگری راستین برای همه. در همین آغاز از همه ی دوستان خوب وبلاگی عذرخواهی می کنم برای دیر آمدنم . خوب، مثل همیشه بریم به سراغ ادامه ی درسمون درباره ی چاکراها :

در این جلسه و جلسه ی بعد ،می خوایم بسیار خلاصه و فقط در حدی که هر فردی در زمان خودشناسی لازم داره درباره ی نحوه ی انرژی دادن به خود و دیگران صحبت کنیم. همون طور که قبلا" هم گفته ام، متعادل بودن چاکراهای بدن خیلی مهمه. لطفا" نگید من که انرژی درمان نیستم یا نیازی به این کارهاندارم. دلایلش رو قبلا" براتون گفته ام.

فراموش نکنید متعادل بودن ما و چاکراهای بدنمون باعث متعادل بودن زندگیمون و در نتیجه متعادل بودن ذهن و فکرمون و راحت تر رسیدن به آرزوهامون میشه.و فراموش نکنید این یک کار خیلی راحت نیست که فقط با خوندن این مطالب یا یک بار تمرین انجام بشه. تمرینات و تکنیکهایی که می تونند چاکراها را فعال کنند متعدد و ویژه هستند .بد نیست بدونید که توانایی و قدرتهای حاصل از فعال شدن انرژی چاکراها که کرامت یا سیدهی نامیده می شه و به معنای قدرتهای روحی است ، نیاز به کسب مهارت طی چند ماه تا چند سال دارند.

 

به عنوان مثال اگر چاکرای 1 یا ریشه متعادل باشه ما رابطه ی جسمانی عمیقی با زمین را تجربه می کنیم و چون این چاکرا محل دریافت "پرانا" است ، انرژی حیاتی ما بیشتر می شه .اگر تعادل این چاکرا به هم بریزه ، اعمال و افکار ما حول محور مالکیتهای مادی، آسایش خاطر و افراط در مورد مسایل هیجانی و حسی ( مثل افراط در غذا خوردن یا الکل و ...) دور می زنه و هر کاری که بخواهیم ، انجام می دیم اون هم به شکل افراطی.همچنین این چاکرا ارتباط مادر با شخص را منعکس می کند و با احساس شخص در رابطه با بودنش بر روی زمین و همچنین با جسم در ارتباطه.

 

یا به عنوان مثال درباره ی چاکرای 2 یا خاجی اگر این چاکرا متعادل باشه، در جریان زندگی و احساسات منطقی و آرام می شیم و در ارتباط با دیگران به خصوص جنس مخالفمون رفتاری طبیعی در پیش می گیریم . در صورتی که نا متعادل بودن این چاکرا، باعث عدم استفاده ی درست از نیروی جنسی در سن نامناسب یا زیاده روی در قوه ی جنسی یا سرکوب آن می شود.توانایی فرد برای داشتن بچه هم در ارتباط با این چاکراست. این چاکرا با احساسات و خواستهای احساسی شخص پیوسته است.چون نیروی جنسی تحت کنترل چاکرای 2 است ، پس اگر کسی درباره ی مسایل جنسی مشکل دارد باید بیشتر روی انرژی دادن به این چاکرا کار کند.

 

یا به عنوان مثال اگر چاکرای 3 یا خورشیدی متعادل باشه، احساس آرامش به همراه داره و می تونیم خودمون رو باور کنیم و با خود واقعی مان ارتباط برقرار کنیم .اگر این چاکرا نامتعادل بشه باعث میشه بخواهیم که همه چیز طبق خواسته های ما باشد و اعمال قدرت کنیم اما باز هم در درون احساس نارضایتی و ناآرامی بکنیم.در ضمن قسمتی از آگاهی که وابسته به این چاکراست،شامل احساس قدرت، کنترل کردن و آزادی وجود است.فعالیتهای ذهنی و ذهن و همین طور قسمتی از وجود که به آن شخصیت یا خود می گویند با این چاکرا در ارتباطه.شبکه ی خورشیدی محل استقرارسیستم اعصاب بدن است که به مغز دوم هم شهرت دارد (در واقع این منطقه مابین چاکرای 4 و 3 است.)بنابراین چاکرای 3 تنظیم کننده ی اعصاب بدن است و برای آرامش اعصاب و رفع استرس و ناراحتیهای روحی می توان به این چاکرا انرژی داد.

 

یا به عنوان مثال اگر چاکرای 4 یا چاکرای قلب هماهنگ و متعادل باشد، باعث می شود مانند کانالی برای عشق الهی باشیم! هماهنگی این چاکرا می تونه دنیا را برایمان تغییر بدهد و شادی بخش دلمان باشد. ناهماهنگی این چاکرا باعث می شه بخواهیم دائما" و افراطی در خدمت دیگران باشیم یا افراطی سخاوتمند باشیم.مشکل تنفس یا ششها به دلیل وجود تنش در چاکرای قلب است. احساس عشق و ارتباط با مردم ، مادر، خواهر، برادر، همسر و فرزندان در ارتباط با این چاکراست.سیستم ایمنی بدن تحت کنترل این چاکراست.

 

یا به عنوان مثال متعادل بودن چاکرای 5 یا همان چاکرای گلو باعث باز بودن احساسات و دانش درون می شه و باعث می شه بتونیم افکارمون رو راحت بیان کنیم و با راحتی نقاط ضعف و قوتمون رو آشکار کنیم.اگر این چاکرا ناهماهنگ باشه ارتباط بین ذهن و بدنمان با مشکل روبرو میشه."بیان کردن و دریافت کردن " در ارتباط با این چاکراست.بیان کردن می تونه از طریق ارتباط برقرار کردن با چیزی که می خواهیم و یا چیزی که احساس می کنیم باشه و همین طور می تونه به صورت هنری مانند نقاشی یک نقاش یا موسیقی یک موسیقیدان و استفاده از اشکال برای بیان درون خود باشه. بنابراین اینگونه از مسایل هم در ارتباط با این چاکراست.

 

یا به عنوان مثال متعادل بودن چاکرای 6 یا چشم سوم باعث باز بودن چشم سوم ما میشه و باعث میشه از آگاهی بالایی برخوردار بشیم و توانایی درک خیلی چیزها را پیدا کنیم.عدم تعادل و ناهماهنگی در این چاکرا باعث پافشاری بیش از حد روی حوزه ی عقل می شه و باعث می شه تصمیمات زندگی منحصرا" با عقل و منطق درگیر بشه.این چاکرا با درونی ترین قسمت وجودی انسان که روح نام داره مرتبط ات. ( به عقیده ی غربیهای باستان مربوط به ناخودآگاه است.) این چاکرا با معنویت هم مرتبط است.این مکانی است که محرک ما و میزانی از آگاهی که فعالیتها و در واقع زندگی ما را هدایت می کند در آن قرار دارد.

 

یا به عنوان مثال هماهنگی و تعادل در چاکرای 7 یا چاکرای تاج باعث می شه به یک آگاهی کاملا" باز برسیم و " خود حقیقی " که بخش وجودی هستی و حاکم بر همه چیزه را تجربه کنیم. چاکرای هفت چون کنترل کننده ی همه ی چاکراهاست در هماهنگی همه ی اونها نقش داره.این چاکرا به احساس یگانگی و جدایی مربوط است و ارتباط ما با زمین و همچنین پدرمان را نشان می دهد!چاکرای هفتم نمایانگر ارتباط با پدر است که ارتباط ما با قدرت و همچنین در نهایت ارتباط ما را با خدا نشان می دهد وقتی کسی احساس جدایی از پدرش را تجربه می کند این چاکرا را نا متعادل می کند و حتی گاهی باعث بسته شدن آن می شود و اینگونه احساس تنهایی و انزوا را تجربه می کند.مثل اینکه در پوسته ای قرار گرفته باشد و نتواند با اطراف خود ارتباط برقرار کند. ( جدایی از خدا اثر مخربی چندین برابر روی این چاکرادارد و چون این چاکرا روی همه ی چاکراها اثر می گذارد می توان گفت جدایی از خدا اثر مخرب روی همه ی چاکراها دارد! )

 

نکته ی 1 _ بعضی از مسایل تحت کنترل چند چاکرا هستند به عبارت دیگرهر چاکرا می تواند اعضای مختلفی را در کنترل خود داشته باشد اما ما به مهم ترین های آن اشاره کردیم.

نکته ی 2 _ در تمرینات انرژی دادن به چاکراها که در درس آینده بیشتر به آن می پردازیم، به یاد داشته باشید که به چاکرای 6 یا همان چشم سوم انرژی نمی دهیم.

 

ارتباط  عدم هماهنگی در کار چاکراها با بیماری:

 

همه ی احساسات و ادراک و آگاهی ها و کلا" هر چیزی که می تونه برای ما اتفاق بیفته را میشه به هفت دسته تقسیم کرد و هر کدام از این دسته ها به یکی از چاکراها پیوسته است. بنابراین چاکراها نه تنها نماینده ی اعضای بدن ما هستند بلکه نماینده ی قسمتهای مخصوصی از حواس و ادراک ما هم محسوب می شوند.

وقتی ما احساس تنش می کنیم این تنش را در چاکرای مرتبط با آن قسمت هم احساس می کنیم و  به این صورت ،این چاکرا و عضو مرتبط با آن دچار استرس می شوند. تنش در چاکرا به وسیله ی شبکه ی عصبی که به این چاکرا پیوسته است به اندامی که توسط این شبکه کنترل می شوند انتقال می یابد. هنگامی که این تنشها برای مدت طولانی یا با شدت زیاد در شخصی باقی بماند علایم بیماری نمایان می شود. بیماریها در اثر بسته شدن و عدم هماهنگی این مراکز انرژی به وجود می آیند.

 

خوب تا اینجا من دلایل مختصری براتون آوردم تا بدونید چرا متعادل کردن کار چاکراها اینقدر اهمیت داره.یکی از راهها و تمریناتی که برای این منظور استفاده می شه دادن انرژی به چاکراها ی خود و دیگرانه.اما برای دادن این انرژی شما فعلا" لازمه تا چند اصل رو بدونید:

 

1 _ بعد از یادگیری این تمرینات ، به یادداشته باشید که از دادن انرژی به اطفال و کسانی که ناراحتی قلبی و فشارخون و تنگی نفس دارند خودداری کنید. البته این برای آغاز کارتونه.بعدها که مهارتتون در این زمینه زیاد شد این محدودیت برداشته میشه.

 

2 _ بیشتر کسانی که انرژی درمان هستند معتقدند نباید دربرابر دادن انرژی به دیگران پولی دریافت کرد چون باعث کم شدن و  قطع شدن انرژی شما می شود. اگر استادان ریکی پول دریافت میکنند( ریکی هم یکی از شیوه های انرژی  دادن است) در واقع برای آموزش ری کی پول می گیرند نه دادن انرژی ریکی.

 

3 _ ( حالا که به ریکی اشاره کردیم بد نیست محض اطلاعتون داستانی درباره ی یک استاد ریکی براتون بگم. اون 21 روز روی کوه به خلسه می پردازه و بعد از 21 روز متوجه میشه که کف دستهاش نورانی شده. او می خواهد که از کوه پایین بیاید اما خودش از بالای کوه می افتد و زخمی می شود.. او با دستهای خودش ، خودش را شفا میده .بعد ری کی به محل جذامیها می ره و اونها رو شفا می ده اما سه روز بعد جذامیها به اون حمله می کنند تا اون رو بکشند! اونها می گن ما تا امروز پول رایگان داشتیم و غدای رایگان و مجبور نبودیم کار کنیم اما حالا که شفا پیدا کردیم زندگیمون دگرگون شده!)

بنابراین سومین اصل درباره ی انرژی دادن اینه که تا از شما طلب نکرده اند به کسی انرژی ندهید! بعضی ها معتقدند که اصلا" زورکی انرژی دادن به دیگران جواب نمی ده!و بعضی "انرژی درمانگر  ها "می گن در واقع فقط در موارد محدودی که انرژی شما خیلی خیلی بالا باشه جواب می ده.اما نباید به کسی زورکی انرژی داد!این کار باعث بی فایده بودن کارتون می شه و خودش باعث کم شدن باورتون درباره ی قدرتتون می شه و این هم خودش انرژی شما رو پایین می آره. در واقع بهتره شمایک مدت فقط روی خودتون کار کنید نه اینکه زود به فکر درمان دیگران بیفتید. چون چاکراهای خود ما مدتها به تمرین نیاز دارند تا متعادل بشند و کسی که نتونه خودش رو متعادل کنه با کدوم انرژی می خواد روی دیگران اثر بگذاره.( البته من نحوه ی انرژی داده به دیگران را در این وب می گویم اما بهتره در ابتدا بیشتر روی خودتون کار کنید.)

 

4 _ از دادن انرژی به خود یا دیگران در قرص ماه کامل در شب 14 ماه که قمر در عقرب است، اجتناب کنید. زیرا نیروی ماه بر زمین تاثیر گذاشته و باعث آزاد شدن انرژیهای منفی می شه. جالبه بدونید که در خیلی از دیوانه خانه ها در کشورهای غربی در شبی که قرص ماه کامله ( حتی گاهی یکی دوشب قبل و بعد اون) هیچ کس اجازه ی ورود به آسایشگاه رو نداره! همه ی درها بسته می شه و بیمارهای خطرناک زنجیر می شن! چون معتقدند انرژی دیوانه ها در اون شب خیلی بالا می ره. حتی اگر در این شبها اتفاقی بین دیوانه ها بیفته مسئولین وارد قسمت دیوانه ها نمی شن! در واقع اینکه ما در ادبیات داستانی و فیلمها می بینیم که در شبهای 14 ماه که قرص ماه کامله، اتفاقات عجیب و غریب و هولناک می افته از همین واقعیت گرفته شده.

 

5 _ در زمان انرژی درمانی یعنی دادن انرژی به خود یا دیگران باید یک کانال انرژی بود نه یک خازن یا باتری! یعنی چی؟ یعنی ما با چاکرای هفت انرژی مورد نیازمون رو دریافت می کنیم و اون رو به جریان می گذاریم. انگار ما یک کانال می شیم برای رسیدن انرژی به دیگران. ما خازن و باتری نیستیم یعنی خودمون تولید کننده ی انرژی نیستیم. بلکه دریافت می کنیم و بعد در اختیار دیگران می گذاریم.

 

6 _ در موقع دادن انرژی به خود یا دیگران نباید گفتگوی درونی انجام بدیم.یعنی نباید بگیم وای نکنه نشه! نکنه انرژی نیاد! یعنی انرژی گرفتم یا نه؟ یعنی انرژی دادم یا نه؟ و .....یعنی پرسش و پاسخ درونی ممنوعه!حتی قضاوت کردن هم ممنوعه! چون گفتگوی درونی و قضاوت کردن درباره ی انرژی دادن یا گرفتنتون در حین تمرینات، انرژی شما رو تحلیل می بره.

 

7 _ نام سبکهایی که من برای دادن انرژی به خود و دیگران در این وبلاگ استفاده می کنم و می خوام اون رو به شما آموزش بدم شای و ایشایا است. (در واقع سبکهای مختلفی برای دادن انرژی وجود داره مثل : ریکی، استفاده از پرانا، پرانیکی، چیوس و ....) البته بسیار مختصر و مفید و فقط در حد چند تکنیک ساده که قابل استفاده برای همه باشه. چون من تصمیم ندارم در این وبلاگ انرژی درمان تربیت کنم و اصلا" هدف این وب این نیست. من می خوام شما و من در حدی که برای متعادل کردن چاکراهامون نیاز به آموزش این مطالب داریم، اون رو  یاد بگیریم نه در حد یک درمانگر حرفه ای.

 

 

خوب! انشاالله در جلسه ی بعد به سراغ تمرینات عملی برای انرژی دادن می ریم.

 

خدایا!تو منبع انرژی هستی! نیروی خود را به ما ارزانی دار! آمین!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان ۱۳۹۴ساعت 11:52  توسط مسافر | 

سلام و هزاران سلام به همه ی دوستان و آرزوی شادی و تندرستی برای همه.

 در ابتدا توصیه می کنم لطفا همچنان به گذاشتن نظر برای پست قبلی ادامه بدید . ما هر روز هزاران تجربه ی توانگرانه را دریافت و تجربه می کنیم و به شرط اینکه چشمهامون رو خوب باز کنیم اونها رو می بینیم.بنابراین گذاشتن پست جدید به معنی اتمام پست قبل نیست پس برای کمک به باور هم مدام در نظرات پست قبل به باور دوستان ندیده تان کمک کنید.منتظر خوندن تجربیات توانگرانه تان هستم.

 

و اما ادامه ی درس   مدیتیشن :

 

در دروس مربوط به چاکراها ما درباره ی خصوصیات تک تک چاکراها صحبت کردیم. در درسهای آغازین وبلاگ درباره ی اینکه صفات بد تولید ماند می کنند ، برایتان توضیح دادم. حالا با دانستن همه ی این مطالب حتما" می دانید خصوصیات بد به این دلیل در دینها نکوهش شده اند که در درجه ی اول روی چاکراهای خود ما تاثیر منفی دارند و باعث عدم تعادل آنها می شوند. در زیر چند مورد را برایتان ذکر می کنم :

 

 " هوای نفس"  چاکرای 1 را می بندد.

 " حسادت "  چاکرای 2 را می بندد.

 " ترس " چاکرای 3 را می بندد.

 " نفرت "  چاکرای 4 را می بندد.

 " دروغ و غیبت  " چاکرای 5 را می بندد.

 " حسادت و انتقام "  چاکرای 6 را می بندد.

" توکل و نیت خیر نداشتن "  چاکرای 7 را می بندد.  

 

البته این تقسیم بندی به این معنی نیست که منحصرا" فقط همین صفات فقط باعث بسته شدن این چاکراها می شوند. بلکه من این چند مورد را به عنوان مثال برایتان قید کردم. بسته شدن یا بد کار کردن و عدم تعادل در چاکراها ایجاد بیماریهای جسمی و روحی مختلف می کند.

بنابراین یکی از راههای متعادل ساختن چاکراها پرهیز از ایجاد " ماند " ( غیبت، تهمت، دروغ، بداخلاقی و ...) است. پس قاعدتا" انجام تمریناتی مثل قانون بخشایش و نیمه ی تاریک و غیره هم دراین باره نقش مهمی دارند.

 

هر چاکرا قسمتهایی از بدن را در کنترل خود دارد یا به عبارت دیگر هر عضو و قسمتی از بدن به یک چاکرا ( یا چند چاکرا ) وابسته است. از آنجا که چاکرای هفت روی همه ی چاکراها اثر فرماندهی دارد، پس در کنترل اوضاع همه ی قسمتهای بدن هم موثر است.بنابراین متعادل سازی خود چاکرای هفت روی متعادل سازی تک تک چاکراها تاثیر دارد چون وقتی چاکرای هفت بهتر کار کند باعث می شود چاکراهای دیگر هم بهتر کار کنند.

 

استخوانها،ستون فقرات،  دندانها، ناخن، پا، روده و مقعد عضوهای وابسته به چاکرای یک هستند.

 

آلت تناسلی، اندامهای تولید، کلیه ها، پروستات، رحم، کلیه ی ماهیچه ها، و استخوانهای بدن، مربوط به چاکرای 2 است.

 

تمامی دستگاه گوارش،قسمت پایین پشت، معده، روده، لوزالمعده، کبد، مری، طحال، شکم، و سیستم عصبی خودکار ، تحت نظارت چاکرای 3 هستند. شبکه ی خورشیدی محل تمرکز و استقرار سیستم اعصاب بدن است که به مغز دوم هم شهرت دارد  و مرکز کنترل آن  مابین چاکرای 3 و 4 است و کنترل کننده ی سیستم اعصاب است.( و در انرژی دادن به خود می توان برای تسکین اعصاب و رفع استرس و ناراحتی به آن انرژی داد.)

 

قلب و قفسه ی سینه،قسمت پایین ریه ها،دستها،دنده ها، حفره ی شکم، عروق و سیستم خون و سیستم ایمنی بدن تحت کنترل چاکرای 4 هستند.

 

جهاز تنفسی، ریه ها، نایژه ها، تارهای صوتی، گونه ها،دهن، بینی، گوش، زبان، حنجره و گردن و حلق و همین طور کلیه ی پوست بدن تحت چاکرای 5 هستند.این چاکرا فک و بازوها را هم کنترل می کند و به عصبهای بازویی یا گردنی مرتبط است.

 

صورت، چشم،سینوسها، گوش و بینی اعضای وابسته به چاکرای شش هستند.

 

سر و کلیه ی اجزای موجود در آن و سیستم اعصاب، مغز و مخچه،جمجمه، تحت کنترل چاکرای هفت هستند. ضمنا" چاکرای هفت مربوط به کل بدن است یعنی تنظیم کننده ی کل چاکراهاست.

 

حالا چند تمرین و مدیتیشن که در متعادل سازی چاکراها نقش خوبی دارند را با هم بررسی می کنیم.

ما اصول اولیه ی مدیتیشن را با هم مرور کردیم و من تاکید کردم که هیچ مکتب خاصی را در این باره آموزش نمی دهم بلکه تمریناتی عملی برای شما دارم که به دلیل سادگی، همه با هر میزان تحصیلاتی قادر به انجامش باشند. در این درس ما به سراغ چند مدیتیشن ساده می ریم که شما می تونید انجامش بدید.( قبل از انجامش حتما یک بار دیگه اصول اولیه ی مدیتیشن که قبلا توضیح داده ام را بخوانید.)

 

مهمترین مسئله برای مدیتیشن اینه که ذهنمون رو از فکرهای اضافی خالی کنیم و این کار نیاز به تمرین و ممارست داره چون ما عادت داریم که مدام توی ذهنمون همه چیز را مرور کنیم یا تجزیه تحلیل کنیم.بنابراین

برای اینکه عادت کنید تا از شر فکرهای اضافی راحت بشید، تمرین زیر رو زیاد انجام بدید:

 

_ تکنیک دور ریختن افکار با مدیتیشن باکس ( جعبه) :

 

در وضعیت مدیتیشن قرار بگیرید.چشمها را ببندید.روی پیشانیتان ( پرده ی ذهنیتان) یک پرده ی سفید را مجسم کنید.تصور کنید سمت چپ پیشانیتان چند جعبه ی طلایی است.سعی کنید به سکوت برسید . هر فکری که روی پرده ی سفید روی پیشانیتان آمد ( یعنی به هر چیزی که فکر کردید) مجسم کنید که دارید آن را در داخل یک جعبه می گذارید.با افکارتان درگیر نشید.فقط آنها را در جعبه بگذارید بعد مجسم کنید که در آن را قفل کرده اید و جعبه را به بیرون وجودتان پرتاب کنید. احساس کنید که این طوری دارید از فکرهای بد نجات پیدا می کنید. بهتر است در حین این مدیتیشن، نفسهای عمیق بکشید. دم از بینی و بازدم از دهان. در این مدیتیشن به مرور حد فاصل بین جعبه کردن فکرها که در واقع همان حد فاصل بین فکر ها و در حقیقت همان لحظات به سکوت رسیدن است ، افزایش می یابند.

 

مدیتیشن هایی برای متعادل سازی چاکراهای بدن:

_ تکنیک توجه به چاکرای هفت :

در وضعیت مدیتیشن قرار بگیرید و همه ی توجهتان را به چاکرای هفتتان بدهید. احساس کنید از بیکران موجی از انرژی به صورت یک قیف به سمت چاکرای هفت شما سرازیر است. نوک این قیف روی چاکرای هفت شماست. بعد از چندین بار تمرین این مدیتیشن ، این ذکر را هم تکرار کنید که : " خدا را به خاطر جهانی که من را در آن قرار داده است، شکر می کنم."

 

_ تکنیک آبشار 1:

در وضعیت مدیتیشن قرار بگیرید.مجسم کنید که از بی نهایت کیهان، آبشاری به رنگ طلایی یا طلایی سفید می آید پایین و مستقیم وارد چاکرای هفت شما می شود. احساس کنید که این آبشار با فشار از راه چاکرای هفت وارد سر شما می شود.البته در واقع هیچ آبی وجود ندارد بلکه چون انرژی هوشمند است، با این کار انرژی وارد بدنتان می شود.

اگر یادتان باشد در درسهای قبل توضیح داده بودم که تاکید بر هر چیز باعث زیاد شدن آن می شود.( شکر نعمت، نعمتت افزون کند...) و گفته بودم که ما وقتی چیزی را شکر می کنیم، انرژی معنوی آن را دریافت می کنیم و اینکه اگر خداوند در همه ی مکاتب گفته است که : "شکر کنید. " برای اینست که وقتی شکر می کنیم،تمام نیرویی را که در جهان است، دریافت می کنیم.

 

بنابراین در طی انجام تکنیک آبشار ، بعد از چند بار که این تکنیک را انجام دادید و برایتان راحت تر شد، در همان طی انجام مدیتیشن ، این ذکر را تکرار کنید : " خدا را شکر می کنم به خاطر این که مرا در این جهان قرار داده است. "   اگر بتوانید روزی دو بار و هر بار بیست دقیقه این مدیتیشن را انجام بدهید بسیار مفید است.

 

یکی از مزایای این مدیتیشن ( غیر از همه ی مزایایی که هر مدیتیشن در ایجاد آرامش و گاست شما دارد و همین طور تاثیر خوب این مدیتیشن در باز شدن چاکرای هفت که خودش باعث بهبود و تعادل همه ی چاکراهاست) اینست که وقتی خدا را برای جهان خوبی که در آن قرار دارید شکر می کنید، دنیای شما مدام خوب و خوبتر و به تعبیری دیگر مدام توانگرانه تر می شود!

 

نکته : ممکنه بعضی از دوستان بگویند که ذکر یا مانترای مربوط به چاکرای هفت که چیز دیگریست. بله! هر چاکرا ذکر مخصوصی دارد و بعضی آواها روی چاکراها ، اثر خاصی دارند. اما وقتی ذکر معنی دار باشد، شما با فکر و ذهن و حستان آن را دریافت می کنید و قطعا مدیتیشن قویتری خواهید داشت تا اینکه فقط آوایی را تکرار کنید که معنای خاصی برایتان نداشته باشد. خصوصا در آغاز تمرینات مدیتیشن بهتر است از همین ذکرهای ساده ی فارسی که برایتان قابل لمس و احساس است استفاده کنید. بعدها اگر خودتان مایل بودید می توانید مانتراهای خاص چاکراها را تکرار کنید.( که در کتابهای مختلف درباره ی آنها فراوان صحبت شده است.)

 

_ تکنیک آبشار 2 :

دروضعیت مدیتیشن قرار بگیریدمجسم کنید آبشاری به رنگ سفید که رگه های طلایی دارد از بیکران وارد چاکرای هفت شما می شود.اما این بار پایین و پایین تر می آید تا به کف پایتان می رسد.همه ی بدنتان از نور سفید طلایی پر می شود.بعد این آبشار نور و انرژی، از کف پایتان به سمت بالا حرکت می کند.

دقت کنید در این مدیتیشن ها دستهایتان در وضعیت مدیتیشن باشد یعنی نوک انگشتان راست روی نوک انگشتان چپتان قرار بگیرد. ( تقریبا دو بند انگشت از انگشتان هر دست.)وقتی دستها در حالت مدیتیشن است انرژی بین آنها حرکت می کند و از دست خارج نمی شود. فراموش نکنید که آبشاری که مجسم می کنید از آب نیست بلکه آبشاری از جنس انرژی و نور است.

 

نکته : در طی همه ی مدیتیشنها به یاد داشته باشید که قضاوت نکنید. فقط باشید! بدون پیشداوری و بدون توقع و انتظار و قضاوت. فقط باشید. یعنی فقط همه چیز را رها کنید و در لحظه حضور داشته باشید.

 

تکنیک آبشار 3 ( لوله آزمایش) :

در وضعیت مدیتیشن قرار بگیرید.تصور کنید از چاکرای هفت تا چاکرای یک شما یک لوله ی آزمایش است.آبشار طلایی سفید را احساس کنید که از بیکران وارد چاکرای هفت شما می شود و بعد پایین می آید و در تمام اجزای بدنتان وارد می شود. احساس کنید این آبشار وقتی وارد بدنتان می شود، در واقع وارد یک لوله ی آزمایش شده است.آبشار با فشار تک تک چاکراها را پر می کند و پایین می رود.از چاکرای هفت به شش و پنج و چهار و سه و دو و یک. آبشار به صورت یک حرکت مارپیچی در لوله ی آزمایش حرکت می کند.وقتی به پایین می رسد، پیچ می خورد و با حرکت مارپیچی بالا می رود و در بالا رفتن هم دوباره وارد چاکراها می شود. از چاکرای یک به دو و سه و چهار و پنج و شش و هفت. احساس کنید وقتی این آبشار به بالا رسید از لوله ی آزمایش بدن شما بیرون نمی رود بلکه باعث می شود غلظت انرژی در بدنتان و چاکراهایتان بیشتر می شود. احساس کنید این آبشار مدام در لوله ی آزمایش بدنتان با حرکت مارپیجی پایین می رود بعد دوباره همه ی چاکراها را پر می کند و بالا می آید و باز دوباره پایین می رود و هر بار غلظت انرژی در چاکراهایتان بیشتر می شود.

بعد از چند بار انجام دادن این مدیتیشن ( هر بار به مدت بیست دقیقه ) در دفعات بعدی می توانید ذکری را هم با آن همراه کنید. مثلا " بگویید : " خدا را شکر می کنم که در این عالم ، عاشق من است! "

 

یکی از فواید این ذکر برای این مدیتیشن اینست که علاوه بر اثرات خوبی که مدیتیشن در ایجاد آرامش و بالا رفتن گاست بدن شما و درمان چاکراهای بیمار یا کم کار شما و متعادل سازی چاکراهایتان دارد، باعث می شود حرمت به خویشتن شما بالا برود. شما همان موجودی هستید که خداوند عاشق آنست و به همین دلیل خلقتان کرده است! چقدر با ابهت و عظیم هستید! مگر می شود چنین موجودی گرفتار دردسرهای خود کم بینی بشود؟!

این ذکر باعث دوست داشتن خود می شود و در درس های مربوط به شفای بدن توضیح داده ام که دوست داشتن خود باعث درمان همه ی دردهاست.

 

امیدوارم با صبر و حوصله ی زیاد به این تمرینات بپردازید. اینها تکنیکهایی برای تمامی عمر هستند نه اینکه یک بار انجام شده و کنار گذاشته بشوند. برای تمرینات زمان کافی بگذارید و فقط در شرایطی که واقعا" مشتاق انجام آن هستید آن را انجام بدهید. این تمرینات را در تمامی ساعات روز می توان انجام داد . البته قاعدتا" ساعاتی از روز که گاست زمین بالاتر است مثل طلوع و غروب آفتاب ( یا به عبارتی بعد از هر اذان ! ) انجام مدیتیشن بهتر است. از خودتان انتظار بیش از حد نداشته باشید و به یاد داشته باشید :

 گر صبر کنی زغوره حلوا سازی!

و دیگه اینکه فراموش نکنید همه ی این تمرینات برای اینه که خودمون رو بهتر بشناسیم و بیشتر خودمون و در نتیجه خالقمون رو دوست بداریم. بنابراین امیدوارم خودتون رو برای کم یا بد انجام دادن تمرینات زیر ذره بین نبرید و به یاد داشته باشید همین که این تمرینات را شروع کرده اید، آفرین دارید!

 

خدایا! چنان کن که عاشق خود و عاشق تو و لایق عشق تو باشیم!آمین!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر ۱۳۹۴ساعت 18:30  توسط مسافر | 

سلام و هزاران سلام به همگی شما. بهترین های خداوند را برای همه آرزومندم و از خداوند برای همگیمان و همه ی خوانندگان وب و همه ی موجودات جهان، طلب روز نو، روزگار نو، فکر نو، تصمیم نو و سبزینگی نو دارم. امیدوارم هر روز ، قدمی برای رسیدن به توانگری راستین و فرا رسیدن طرح الهیمان باشد.

 

در این پست ، دوست دارم همه ی خوانندگان وبلاگم را به کمک به بقیه دعوت کنم! مدتهاست دوستان خوبم برای من از موفقیتهایی که با انجام تمرینات توانگری  این وب داشته اند، می نویسند. اما بیشتر به صورت خصوصی.

از طرفی، دوستانی هم هستند که تازه به این جمع می پیوندند و نیاز به دلگرمی دارند. من به خودم اجازه نداده و نمی دهم از تجربیات خوب این دوستانم برای دلگرمی دادن به تازه واردها ، استفاده کنم چون محرم اسرارشان هستم. اما در این پست از تک تک خوانندگان وبلاگ ، تقاضا دارم نظرات این پست را به تجربیاتشان از تمرینات ذهنی که در اینجا یا کتابهای توانگری خوانده اند، اختصاص بدهند . اجازه بدهید تا نظراتتان به صورت عمومی نمایش داده بشود. این کار راه مفیدی برای خواهد بود چون هر تازه واردی با خواندن تجربیات توانگرانه ی شما، به انجام تمرینات امیدوار می شود . حتی در زمانهای دیگر هم می توانید هر تجربه ی جدیدی در این باره پیدا کردید ، دوباره به نظرات این پست رجوع کنید و آن را هم بنویسید.

 

اگر مایل به شناسایی نیستید، اسمتان را قید نکنید یا اسم مستعار بنویسید. فکر نکنید تجربیات شما کوچک و به درد نخور است! هر تجربه ی توانگرانه که در اثر تجسم خلاق یا سیستم آرزوها یا مثبت اندیشی به دست آورده باشید ، نشانه ی توانگری است. نوشتن این تجربیات ، حتی اگر بسیار ابتدایی هم باشند ، چند نتیجه ی خوب دارد.

 

1 _ باعث دلگرمی کسانی می شود که تازه می خواهند تمرینات این وب را شروع کنند.

2 _ چون هر کاری در دنیا کارمایی دارد، کارمای کسانی که به بیشتر شدن باور دیگران کمک می کنند، قطعا " اتفاقات خوبی خواهد بود که به بیشتر شدن باور خودشان در زمینه ی توانگری کمک خواهد کرد.

3 _ این مجموعه از تجربیات شما ، باعث غنی تر شدن این وبلاگ می شود .

 

در پایان باز تاکید می کنم فکر نکنید تجربیات شما کوچکند. شاید یک بار قبل از پارک ماشینتان ، جای پارکی مناسب را تجسم کرده باشید و بعد در واقعیت همان جای پارک را پیدا کرده باشید! بله! این یک تجربه ی توانگرانه است که نتیجه ی ذهنی خلاق است! شاید مثل من ، ( که داستانش را در وب خوانده اید) دلتان پارچه ی خاصی برای کوسنهای سنتی می خواسته و یکدفعه کسی در شهری دیگر آن را برایتان هدیه خریده باشد! شاید مثل من دنبال ابر خورده برای کوسن گشته باشید و بعد به خودتان گفته باشید من می خواهم ابر خورده هایم را توانگرانه بیابم! و بعد ناگهان زن همسایه کیسه ای ابر خورده جلوی در خانه گذاشته باشد! یا مثل من برای خریدن ماشین گودال کنده باشید و همان طور که داستانش را در وب خواندید ، پول آن ، معجزه آسا جور شده باشد! یا ....( این چند مورد را نوشتم تا به یادتان بیاورم من هم برای زیاد شدن باور شما به چند مورد از موارد ی که تجربه کردم اشاره کرده ام ،و حتی اگر به نظرم کوچک می آمدند ، آنها را کوچک نشمردم چون بزرگ شمردن هر اتفاق توانگرانه می تواند اتفاق بهتر و بزرگتری را به ارمغان بیاورد. پس شما هم تجربیاتتان را اندک ندانید.)

 

یک بار دیگر، سال نو را برای همه ، با همراه شدن طرح الهی زندگیتان که منجر به توانگری دائمیتان بشود ، آرزو می کنم . دوستتان دارم و از خداوند می خواهم طرح الهی و قدرت داشتن عشق بی قید و شرط و درک لحظه ی ابدی اکنون را به همه ی ما عیدی بدهد! آمین!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۴ساعت 10:14  توسط مسافر | 

سلام و هزاران سلام و درود و سپاس قلبی فراوان برای همراهیتان و آرزوی توانگری راستین برای همگی.

امروز می خوام کمی درباره ی  " مدیتیشن " با هم صحبت کنیم. شاید شما هم با این کلمه آشنایی داشته باشید شاید هم بر اساس شنیده ها یا دیده هاتون ( خصوصا" برنامه های تلویزیون که معمولا" با این مسئله به صورت طنز برخورد می کنند. ) اطلاعات درست یا نادرستی از این کلمه داشته باشین. شاید فکر کنین این کار متعلق به گروه خاصیه و شما نمی تونید انجامش بدید. می خوام بدونید که اصلا" اینطور نیست و مدیتیشن به استعداد یا توانایی خاصی ربط نداره. شما می تونید تعریفات مختلف و شیوه های متفاوت انجام مدیتیشن رو در کلاسهای موجود یا کتابها ، پیدا کنید  چون من در اینجا فقط ضروری ترین مطالبی رو که برای تمرینات عملی لازم هستند بازگو می کنم و دنبال آموزش سبک خاصی از یک مکتب نیستم و فقط به قابل استفاده بودن و راحت بودن تمرینات برای همه تاکید دارم.

 

مدیتیشن چیست ؟

مدیتیشن یعنی به هیچی فکر کردن و به سکوت رسیدن.

 

*مدیتیشن، مثل صید مروارید کف دریاست. زمانی می شود مروارید را صید کرد که دریا طوفانی نباشد یعنی آب کثیف و دارای احجام معلق نباشد، تا بتوان شیرجه رفت و کف آب را دید. افکار زندگی مانند همان کف های کثیف و احجام داخل دریاست. آرامش مدیتیشن، همان آرامش دریاست. دیگر موجی نیست. فقط سکوت است. وسط دریا ، سکوت مطلق است. این یعنی مدیتیشن. یعنی وقتی کاملأ به وسط دریا می روی، جایی که دیگر موجی وجود ندارد (خصوصأ بعد از یک طوفان که دریا کاملأ آرام می شود) آن جا هیچ صدایی نیست و فقط سکوت و آرامش است. وقتی ما بتونیم ذهنمون رو به سکوت نزدیک کنیم، در اصل مدیتیشن کرده ایم. وقتی ما می خوایم چاکراهامون رو درست کنیم یا با استاد درونمون ارتباط برقرار کنیم و جواب سوالاتمون رو بگیریمیا حتی تجسم خلاق کنیم بهترین شیوه انجام مدیتیشن است.

 

همون طور که گفتم به امید خدا ، ما به زودی به سراغ تمرینات عملی تر در باره ی چاکراها می ریم و یاد می گیریم مدیتیشن  انجام بدیم.اما شرط اساسی برای تمرینات آینده ، دانستن چند نکته ی ضروریست که برای رسیدن به آگاهی برتر باید رعایتشون کنیم :

 

نکته _ بیشتر دانشمندان ذهنی گفته اند که برای رسیدن به بهترین نتیجه در تمرینات مدیتیشن  ، باید روزی دو بار و هر بار بیست دقیقه تمرینات انجام بشن. به نظر خود من هیچ وقت نباید تمرینات رو با بی میلی انجام داد چون نتیجه ی خوبی در پی نخواهد داشت.اما متعهد بودن به دائمی بودن تمرینات خیلی مهمه چون اگه یک روز انجام بدید و دو ماه ولش کنید ضمیر ناخودآگاه شما می گه : این آدم که خودش متعهد نیست پس نمیشه روش حساب کرد بنابراین دلیلی هم نداره که کمکتون کنه و درهای حقیقت رو به روی شما باز کنه. بنابراین در رابطه با تمرینات مدیتیشن ، باید بسیار متعهدانه عمل کنید تا اون هم متعهدانه به شما کمک کنه و جواب بده.

 

نکته _ شاید قبلا" هم گفته باشم اما باز تاکید می کنم که مدام به یاد داشته باشید که تمام جوابها در درون خود ماست. بیرون ما چیزی نیست بجز تجلیات اندیشه های ما. ( خداوند از روح خودش در ما دمیده بنابراین ما هم می تونیم دانا باشیم.باور کنیم همه ی نامهای خداوند می تواند در ما هم تجلی پیدا کند.

 

نکته _ همیشه چیزی برای شنیدن هست اگر گوشی برای شنیدن وجود داشته باشد! بنابراین خصوصا " با شروع تمرینات مربوط به چاکراها و مدیتیشن آماده ی شنیدن باشید. وقتی کانال تلویزیون روشنه نگید اه اه داره مزخرف میگه! خوب گوش کنید! چه می دونید؟ شاید شهود شما در اون گذاشته شده باشه. وقتی پیرزن همسایه براتون وراجی میکنه به حرفش دقت کنید شاید پیامی براتون داشته باشه. قبلا" هم گفته ام به حرف دقت کنید و کاری نداشته باشید که گوینده اش رو قبول دارین یا نه. اگه حرف درست بود بپذیرید حتی از دشمن.

 

نکته _ در انجام تمرینات ، سعی در ثابت کردن یا سعی برای رد کردن تمرین نداشته باشید به عبارتی با پیش داوری شروع به تمرین نکنید چون به نتیجه نمی رسید.بدون پیشداوری تمرین کنید و پذیرای نتایج باشید. بعدا" وقت دارید که اگه قبول نداشتید ردش کنید!

 

نکته _ در انجام تمرینات مدام به خودتون بگید : من با مدال طلا یا بی مدال طلا بهترینم! همین که شما تصمیم به انجام تمرینات می گیرید فوق العاده هستید! خودتون رو با دیگران مقایسه نکنید! یک نفر ممکنه در اولین مدیتیشن دچار خلسه ای عمیق بشه یا چیزهایی از آینده یا ... ببینه اما می تونه اینطور هم نباشه. اصلا" قرار نیست همه عین هم باشندو هیچ کدوم هم دلیل برتری یکی بر دیگری نیست.خودتون رو بخشی از جهان هستی بدونید. چون شعور حاکم بر هستی، خیر مطلق است بنابراین هر چه هست خیره! اثرات مدیتیشن و تمرینات به هر شکلی که در شما نمود پیدا کنه، عالی و  باعث خیر و برکت برای شماست.

 

نکته _ شاید در درسهای قدیم هم گفته باشم : خودتون رو اسیر واژه ها نکنید! واژه باعث میشه قضاوت کنید. وقتی قضاوت می کنید دیگه رها و آزاد نیستید! واژه شما را از زندگی عقب می اندازد! با استفاده از واژه ها در واقع اونها برای شما تصمیم می گیرند که چطور با دیگران رفتار کنید. ( وقتی می گید قد بلند ها این جورین ...ترکها اون طورین ...و ...) برای به کار نبردن واژه ها باید اول از خودتان شروع کنید یعنی نگید من که بد شانسم به نتیجه نمی رسم ...من که بختم این جوریه ...من که از پسش بر نمیام و ...ما خودمان کلماتی می سازیم که برایمان قید و بند تولید می کند کلماتی مثل  : نمی خوام ...نمی تونم ...نمیشه ...نمی دونم ... و ...

 

نکته _ تاکید می کنم که در کتابها و مکاتب مختلف روشهای بسیار زیادی برای مدیتیشن و تمرینات کمک به چاکراها وجود داره. همون طور که گفتم روشهای زیادی برای پالایش روح و روان انسان وجود داره و حتی انرژی درمانی هم شیوه های مختلف داره. مثلا" شیوه ی " شای " یا " ایشایا " که با کار روی چاکرای هفت کار می کنند یا  روشهایی که از " پرانا " استفاده می شه یا ریکی یا روشهایی که سرخپوستها انجام می دادن و از چاکرای یک انرژی می گرفتن و بعد هیلینگ می کردن و ....یک عالم روشهای مختلف.  من دنبال آموزش یک سبک خاص نیستم بلکه تمرینات مختلفی رو که فکر می کنم عملی تر و انجامش برای همه راحت تر باشه به شما می دم بنابراین خواهش می کنم اگه دنبال مکتب خاصی هستید خودتون بررسی و مطالعه کنید. من در این وبلاگ از تمرینهای مختلفی از مکاتب مختلف بهره می گیرم ( البته در خیلی جاها از مکتب شای و ایشایا که روی چاکرای هفت کار می کنند و معتقدند اگه چاکرای هفت درست بشه بقیه چاکراها را هم درست می کنه استفاده می کنم ) و به جای دادن آوای مختلف ( مانترا های خاص ) برای تمرینات از جملات ساده استفاده می کنم تا قابل استفاده ی همه باشه چون قراره ما در اینجا به جای خوندن و تکرار تمرینات سختی که برای همه راحت نیست از تمریناتی خیلی ساده استفاده کنیم اون هم فقط در حدی که هدف وبلاگم اون رو دنبال می کنه و به خودشناسی شما کمک می کنه.

بنابراین خواهش می کنم به محض خوندن یک تمرین اون رو با مکاتب دیگه مقایسه نکنید و دچار سردرگمی نشید که راه کدومه و چاه کدوم. مهم نتیجه است که به آرامش شما کمک کنه حتی اگه هرگز ندونید کلمه ی مانترا یعنی چی و اصل مانترایی که باید گفته می شده چی بوده.

 

نکته _ آگاهی با عقل فرق داره.ممکنه کسی عقل بالایی داشته باشه اما آگاهی پایینی داشته باشه. مثلا" ناپلئون عقل یعنی قوه ی محاسبه ی خوبی داشت و در سالها قبل به فکر وحدت اروپا بود اما آگاهی اون عصر این رو نمی پذیرفت و ناپلئون هم اون آگاهی ای رو نداشت که چه طور باید این کار رو انجام بده و بدترین شیوه یعنی خونریزی رو برگزید. در صورتی که آگاهی این دوره ی زمانی بر اساس وحدت بنا شده! اینترنت، ماهواره، و ... تئوری ایجاد بازار جهانی، واحد پول جهانی و دهکده ی جهانی و ... میشه گفت همون حرف ناپلئونه اما بر اساس آگاهی امروز. ما در تمریناتمون دنبال روی عقل یعنی قدرت محاسبه گر نیستیم بلکه دنبال دریافت آگاهی برتر هستیم. یعنی آگاهی ای برتر از قدرت عقل. یعنی آگاهی ای بر اساس مکاشفه و مشاهده.بر اساس ارتباط با منبع هستی و با استاد درونمان.

 

نکته _ قبل و پایان هر تمرین اول سلام کنید به قادر مطلق و به سازنده ی کائنات و تشکر کنید که شما انتخاب شده اید که این رسالت بر گردن شما بیفتد!

 ( آسمان بار امانت نتوانست کشید ...قرعه ی فال به نام من دیوانه زدند! )

یادتان باشد که بی دلیل اینجا نیستید! حتی اگر در این زمینه فقط یک خط خوانده اید، بی دلیل نبوده است! خداوند شما را انتخاب کرده زیرا شما انتخاب کرده اید که خودتان را بشناسید!  به قول استادی، در عرفان می گویند : " صاحب راه، کنار راهست!!! "

 پس در ابتدای تمریناتتان از صاحب راه تشکر کنید که شما را برگزید تا رسالتی را به شانه هایتان بسپارد! در پایان هر تمرین هم از خداوند و همه ی کائنات و جهان هستی تشکر کنید.

 

نکته _ در یک مدیتیشن عالی که با خلسه ی عمیق همراه است ، گاهی حرارت بدن بالا می رود ( به دلیل بالا رفتن گاست یعنی انرژی ). گاهی انسان احساس وجود قیفی بر روی سر می کند.حتی گاهی دستها هم بالا می آید. اما الزاما" همه اینطور نیستند و هر مدیتیشنی با این حالات همراه نیست بنابراین خودتان را با هیچ کس دیگری مقایسه نکنید.

 

دستورات مدیتیشن:

1- نشسته به صورتی که ستون فقرات کاملأ عمود به بدن قرار بگیرد می نشینیم. ( می تونیم روی زمین بنشینیم اما اگه پاتون اذیت میشه و این تمرکزتون رو به هم می ریزه می تونید روی صندلی بنشینید.)

2- همراه داشتن لبخند در حین تمرین و مانترا.(مانترا در سانسکریت یعنی ذکر)

3- خالی کردن ذهن از فکر.(یعنی سکوت)و کمک گرفتن از تخیلات و باورها برای این کار، یعنی مثلأ اگر وسط کار فکری آمد، تصور کنیم با همان بازدم، فکر را بیرون می ریزیم، این یعنی استفاده از تخیلات)

4- خالی بودن بدن از سنگ و فلزات و چرم.چون اینها حوزۀ ارتعاش قوی دارند.مثلأ جایی که ما ساعت بسته ایم، هاله ما آنجا به هم می خورد. جادوگر های قدیم، دعا را در چرم می بستند تا انرژی آن را نگه دارد و حفظ بکنند. وقتی چاکراها به هم می ریزد، هاله به هم می ریزد.(لایه های هاله به هم می ریزد).

وقتی کت چرم می پوشیم هاله را به هم می ریزیم و این حال آدم را به هم می ریزد. این سنگینی چرم نیست که حال آدم را بد می کند، بلکه چرم سبک هم، هاله را به هم می ریزد.

5- بدن در حالت لم دادن قرار بگیرد یعنی بدن راحت و شل باشد.(به بعضی ها تا می گوئیم مدیتیشن، خودشان یا قسمتی از بدن را منقبض می کنند که اشتباهست).

6- با افکار کشتی نگیرید، درگیر نشویم و قضاوت نکنیم.(موقع مدیتیشن).یعنی اگر فکری آمد هی نگیم لعنتی برو بیرون، اه...وای چه بد شد، حالا چکار کنم و...

فراموش نکنیم که وقتی به فکر بها می دهیم، می ماند. وقتی به آن بی توجهی بکنیم، یکدفعه می بینیم نیست و رفته.

7- محل و مکان تمرین باید مناسب باشد و مثلأ اگر در اتاقی تمرین کردیم، بهتره فردا همان جا تمرین کنیم چون خود این بدن و ذهن ما را شرطی می کند.  اما اگر امکان ثابت بودن جا وجود نداره اشکالی نداره.جای آرام و ساکت را انتخاب کنید، خصوصأ سعی کنید همان جایی را که مرکز ثقل خانه است، انتخاب و تمرین کنید. مرکز ثقل خونه جاییست که شما بیشترین احساس آرامش را در اون دارید و حتی راحت تر در اون  جا میشه خوابید. مثلأ در محراب خانه، یعنی جایی که نماز خوانده می شود، راحت تر می شود خوابید چون نماز هم یک مدیتیشن است.

8- نوک بینی در امتداد ناف باشد. صاف و راحت. دستها قرینه روی هم و شصتها مقابل هم و شصت روی ناف.(گودی داخل دستها رو به هم است).

9- مدت مدیتیشن بالای 20 دقیقه است.( و گفته میشه حد اقل بیست دقیقه)

 

تمرین:

روزی دو بار، صبح و شب، مدیتیشن را با رعایت نکات بالا انجام می دهیم. بعد از دو بار، در مدیتیشن، توجهمان را به چاکرای هفت می دهیم و سعی می کنیم فقط به آن فکر کنیم و احساسش کنیم.

 

برای پیدا کردن جای چاکرای هفت :

شصت(انگشت شصت دست راست) را کنار گوش می گذاریم. چهار انگشت دیگرمان را تا می کنیم و روی سر می گذاریم. جای چاکرای 7 پیدا می شود.

 

خوب! نکات زیادی رو یادآوری کردم که شاید اونها رو می دونستید اما محض یاداوری لازم بود که یک بار دیگه گفته بشن چون همون طور که گفتم ما داریم به سراغ تمرینات عملی تر می ریم وهمین طور به سراغ  " مدیتیشن " و لازم بود بدونیم که این یک موضوع بسیار مهم و باارزش در زندگی تک تک ماست. انشاالله در سال جدید به یاری خداوند تمریناتمون رو ادامه می دهیم.

   

مهمترین چیز در مدیتیشن اینست که بدانیم :

وقتی ما حرف می زنیم، خدا سکوت می کند! وقتی ما سکوت می کنیم، خدا حرف می زند!

 

و ما می خواهیم به یاری خداوند سکوت کردن  را بیاموزیم تا بتوانیم مروارید درونمان را صید کنیم!

 

خدایا! کمکمان کن تا سکوت کردن را بیاموزیم! آمین!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۴ساعت 23:24  توسط مسافر | 

سلام و سلام و سلام و سلام و سلام و سلام و سلام. با آرزوی بهترینهای خداوند برای همه و سپاس از خداوند برای اینکه این فرصت را به من داده تا آموخته های اندکم را به شما بیاموزم. امروز درس بسیار قشنگی را برایتان می گویم  با عنوان ارتباط پیامبران و چاکراها. من کلیات را می گویم و اگر شما با استاد درونتان در تماس باشید ، پندهای زیادی از این درس می آموزید و حقایق زیادی جلوی چشمتان باز می شود.یادتون باشه منسوب بودن یک چاکرا به یک پیامبر توسط انسانها گذاشته شده نه اینکه نعوذ بالله منظور ما این باشه که هدف از وجود پیامبران اینه.نه.این درس در واقع سمبلیک نوشه شده وهر چاکرایی در اون به خاطر خصوصیات پیامبران به پیامبری منسوب شده است.

ابتدا باید بدانید که چاکرای اصلی و چاکرای فرعی چه هستند.

 

 سوال _ چاکرای اصلی و چاکرای فرعی چیست؟

سوي جلويي چاكراها را اصلي و سوي پشتي را فرعي مي گويند. نقطه اتصال بين چاكراي اصلي و فرعي، ستون فقرات است. (به همين دليل يك نفر مثلأ مي گويد: كمرم شكست!)

نکته _   اگر یادتان باشد در تمرینات اول وبلاگ تمرینی داده بودم که وقتی صبح ها بیدار می شوید خدا را برای تک تک اجزای بدنتان شکر کنید. این یک تمرین بودایی است که باعث سلامتی می شود. در این تمرین تاکید کرده بودم حتما" بابت ستون فقرات هم خدا را شکر کنید و این را در تمرین سپاس از سلامتی عنوان کنید. حالا حتما" متوجه شدید که چرا ستون فقرات اینقدر مهم است. چون نقطه ی اتصال بین چاکراهای اصلی و فرعی است.

در درس قبل سوی جلو و پشت چاکراها را در یک نقاشی نشانتان دادم. اگه لازم می دونید دوباره نگاهی به اون بندازید.

حلا می خوایم به ارتباط بین چاکراها و پیامبران بپردازیم! بله! جالبه! هر چاکرایی منسوب به پیامبریست! چون پیامبران استادان واقعی آگاهی برتر بوده اند.

 

ارتباط بين پيامبران و چاكراها :

چاكراي 1 :

 همان طور كه مي دانيد يك سو دارد و نقطه اتصال حيات زميني و مادي به انسان است. در اینجا خوبه که یک نکته را هم یادآوری کنم.جاهایی از زمین که آب و سبزه وجود دارد و یا محل زاد و ولد حیوانات است، انرژی زمین بیشتر است.(یعنی انرژی ای که چاکرای 1 دریافت می کند، بیشتر است).در یک سری از ارتفاعات هم این ویژگی وجود دارد.مثلأ ما می دانیم که پیامبر در کوه عبادت می کرد، آنجا انرژی زمین بیشتر بوده است. پس وقتی به نقاط سرسبز بروید از طریق چاکرای 1 انرژی بیشتری از زمین دریافت می کنید)

حضرت آدم (ع) چون آغاز حيات بشر بود، مأموريت يافت، چاكراي يك به نام او ثبت بشود. چون حضرت آدم(ع) آمد كه چاكراي يك همه را فعال كند یعنی باعث آغاز حیات زمینی انسان بشود.

 

چاكراي 2 :

 دو سو دارد. یک سو به جلو که به آن چاکرای 2 اصلی می گویند و یک سو به عقب که به آن چاکرای 2 فرعی می گویند.چاکرای 2 اصلی  منسوب به حضرت ابراهیم (ع) و چاکرای 2 فرعی  منسوب به حضرت لوط (ع) است.

حضرت ابراهیم (ع) آمد که وحدت را یاد بدهد. به او فرمان داده شد تا فرزندش را ذبح کند. بنابراین به چاکرای 2، چاکرای عشق به فرزند هم می گویند.

قوم لوط کسانی بودند که چاکرای 2 فرعی آنها دچار مشکل بود و به همین دلیل دچار مشکل همجنس بازی،  شدند و عذاب الهی بر آنها نازل شد. لوط برای هدایت این قوم آمده بود. یعنی حضرت لوط آمده بود تا آگاهی مربوط به این چاکرا را به مردم بدهد تا چاکرای 2 آنها درست کار کند. به همین دلیل می گویند که چاکرای 2 فرعی منسوب به حضرت لوط است

نکته * دردهای استخوانی و مثانه مربوط به چاکرای 2 است.

نکته * مادری که بچه اش را به پرورشگاه می سپرد، چاکرای دومش مشکل دارد.

نکته * اگر چاکرای 2 به هم بخورد، فرد از کسانی می شود که زیادی در مسائل جنسی جلو می روند و نامتعادل، حرکت می کنند. شهوترانها جزو این دسته هستند.

اگر چاکرای 2 فرعی به هم بخورد، انحرافات جنسی برای فرد به وجود می آید.

 

چاکرای 3 :

این چاکرا هم دو سو دارد.چاکرای 3 اصلی مربوط به حضرت موسی (ع) و چاکرای 3 فرعی مربوط به حضرت نوح (ع) است. 

چاکرای 3 اصلی، مربوط به شجاعت و قدرت است. حضرت موسی می خواست به مردم زبون که تحت ظلم فرعون بودند شجاعت و قدرت بیاموزد.

چاکرای 3 فرعی، مربوط به سر سختی، پشتکار و اراده است.حضرت نوح (ع) در پانصد سال اول زندگیش، فقط توانست دو فرزند خودش را هدایت بکند، به همین دلیل این چاکرا مربوط به سر سختی، پشتکار و اراده است.

نکته * وقتی بچه ها پایشان را می کوبند زمین و می گویند الا و بلا فقط همین چیز را می خواهم این مربوط به فعالیت چاکرای 3 آنهاست.

 

چاکرای 4 :

این چاکرا، کلأ مربوط به حضرت محمد (ص) است. یعنی هم چاکرای 4 اصلی و هم چاکرای 4 فرعی منسوب به حضرت محمد ( ص) است. حضرت محمد (ص) لقبی دارند به نام سلطان دو جهان. (دو جهان مادی و معنوی)(دوکونین)

در زمان حضرت محمد (ص) ، اعراب سنگدل بودند.آنها هم را می کشتند، بچه هایشان را زنده به گور می کردند و ...حضرت محمد(ص) در اوج این سنگدلیها آمد تا عشق و مهربانی را بیاموزد. او می خواست چاکرای 4 اعراب را درست کند. حضرت محمد (ص) سلطان عشق با آگاهی و عشق با شفقت و عشق بی قید و شرط است.

نکته * چاکرای 4 بین چاکرای 5 و 6 و 7  با   3 و 2 و 1 است یعنی ارتباط و اتصال بین مادی و ماورائی. حضرت محمد (ص) هم  سلطان دو جهان است هم جهان مادی و هم ماورائی.

 

چاکرای 5 :

چاکرای 5 جلو مربوط به حضرت داوود(ع) است و چاکرای 5 عقب مربوط به حضرت سلیمان (ع) است.

در زمان حضرت داوود(ع) مردم بد دهن بودند. کسانی که چاکرای 5 جلویشان مشکل دارد، بددهان می شوند و خیلی فحش می دهند پس اگر فحش از دهانتان زیاد در می آید، چاکرای 5 را باید درست کنید.

چاکرای 5 عقب مربوط به حضرت سلیمان یعنی علوم غریبه است.چون حضرت سلیمان با جنها و دیوها و با حیوانات (با زبانهای مختلف) حرف می زد.

 

چاکرای 6 :

چاکرای 6 جلو مربوط به حضرت عیسی است. حضرت عیسی پیامبر شفقت ،عشق و آگاهی بود. اگر حضرت عیسی گفته اند که " اگر کسی توی گوش راستتان زد ، گونه ی چپتان را هم جلو بیاورید. " منظورشان همین بخشیدن بوده است. یعنی همیشه آمادگی بخشیدن داشته باشید. او به خاطر عشق به بشریت این سخنها را می گفته است. در زمان حضرت مسیح مردم اهل انتقام بودند یعنی آگاهی چاکرای ششم آنها پست یا بسته بوده و حضرت عیسی ( ع) برای این مبعوث شدند تا آگاهی چاکرای 6 را باز کنند و به مردم گذشت و بخشش همراه با آگاهی را بیاموزند. کلا کسانی که پر از کینه و دشمنی و نفرت هستند، چاکرای 6 آنها بسته است.

چاکرای 6  فرعی ، منصوب به حضرت خضر است.

 

چاکرای 7 :

این چاکرا یک سو دارد که مربوط به آگاهی کیهانی است.این چاکرا مربوط به حضرت صاحب زمان ( منجی عالم ) است. ( قابل ذکره که صاحب زمان در تمام ادیان مورد تایید است. بوداییها می گویند بودا ظهور می کنه. مسیحیان معتقدند مسیح ظهور می کنه و منجی عالم میشه. حتی یهودیان هم معتقدند یک منجی ظهور می کنه.  ما مسلمانها حضرت مهدی ( عج) را صاحب زمان می دانیم.)

خوب! تا اینجا ما درباره ی 7 چاکرای انسان صحبت کردیم. همه ی آدمها این چاکراها را دارند چه از وجود اون مطلع باشند چه نباشند! چه وجود چاکراها را قبول داشته باشند چه نداشته باشند! اما غیر از این هفت چاکرا ، چند چاکرای ماورایی هم وجود دارند! از این نظر به اونها ماورایی می گند که این چاکراها روی بدن انسان نیستند و ماورای اون هستند. من اطلاعات مختصری در این باره براتون دارم اما اگر لازم باشه بیشتر بدونید حتما" خودتون کشف خواهید کرد!

 

چاکراهای ماورایی :

چاکرای 8 :

اولین چاکرای ماورایی است! ( این چاکرا و چاکراهای بالاتر از اون ، هیچ کدام روی بدن انسان نیستند.)این چاکرا به چاکرای عزراییل معروفه! با ایجاد مرگ این چاکرا گشوده میشه.

 

چاکرای 9 :

این چاکرا هم ماورایی است و مربوط به فرشته میکاییل است. میکاییل ، فرشته ی عدالت و دروازه ی بهشت است. کسی که وارد بهشت می شود چاکرای 9 او باز می شود.

 

چاکرای 10 :

چاکرایی ماورایی است و مربوط به وحی، الهام، و فرشته ی جبراییل است. این چاکرا بر ای پیامبران باز بوده است.کسانی که هاله می بینند گفته اند که رنگ این چاکرا سیاه است. ( به همین دلیل گفته اند بالاتر از سیاهی رنگی نیست! چون چاکرایی بالاتر از این چاکرا برای انسان وجود نداره!)

 

چاکرای 11 :

این چاکرای ماورایی مربوط به خداوند است! یعنی برای هیچ انسانی حتی پیامبران در این دنیا این چاکرا باز نیست. در روز قیامت با صور اسرافیل چاکرای 11 همه ی انسانها باز می شود.

خوب! امیدوارم سرمشق های این درس باعث بشه بیشتر در خودتون کاوش کنید و نقاط زیادی از حقیقت به رویتان باز شود.

 

خدایا! کمکمان کن تا با دیدن خود، تو را ببینیم! آمین!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۴ساعت 19:16  توسط مسافر | 

سلام و هزار سلام. در این درس می خواهیم دروس مربوط به چاکرا را به امید خداوند آغاز کنیم تا در ادامه ی آن به مدیتیشن برسیم.

دوستان عزیز، مبحث چاکراها مبحث بسیار زیاد و گسترده ای است. اگر در اینترنت بگردید به وبلاگهای زیادی می رسید که با توضیحات بسیار و عکس درباره ی چاکراها توضیح داده اند. در هر کتابفروشی ای هم می توان کتابهای زیادی در این باره پیدا کرد. هدف من از ذکر مبحث چاکراها فقط یک سری درسهای تئوری نیست که شما می توانید در صورت تمایل به راحتی خودتان آن را بیابید. بنابراین من در این وبلاگ فقط به اختصار درباره ی مباحث تئوری چاکراها صحبت می کنم. فقط در حدی که مورد نیاز است تا شما با آشنایی با چاکراها بتوانید به سراغ مدیتیشن بروید. خواهشمندم سوالاتی را که راجع به مباحث تئوریک این مبحث دارید ، با مطالعه و جستجوی شخصی پیگیری کنید و جوابش را بیابید چون تاکید می کنم که مایل نیستم فقط ذهن شما را از یک سری مباحث سنگین تئوری پر کنم و در ضمن قطعا" در کتابها بسیار کامل تر از پاسخ من جواب دریافت خواهید کرد.چون ممکن است آگاهی من هم در حد پاسخ گویی به تمام سوالات شما نباشد. سعی نکنید این مطالب را حفظ کنید. حفظ کردن آن مورد نیاز ما نیست.

اگر در ابتدا با نقاط مبهم زیاد و سوالات بسیار روبرو شدید، گیج و دلسرد نشوید فقط کمی صبر کنید تا به تمرینات عملی مربوط به چاکراها برسیم آن وقت می بینید که شما هم مثل کسانی که تمام مطالب مربوط به چاکراها را از حفظ هستند، می توانید تمرینات عملی مورد نیازتان را به آسانی انجام بدهید.از همراهی امیدوارانه تان سپاسگزارم و اما درس امروز :

اول از همه می خواهیم بفهمیم این کلمه ی عجیب یعنی " چاکرا " چه معنایی می دهد؟!

چاکرا در زبان سانسکریت یعنی چرخ در حال گردش(مثل گرداب). یعنی جایی که انرژی آن جا گردش می کند. ما هفت چاکرا داریم، یعنی هفت منبع اصلی انرژی. چاکرای یک، چاکرای دو، چاکرای سه، چاکرای چهار، چاکرای پنج ، چاکرای شش، و چاکرای هفت.

 

حتما" شما  کلمه ی " انرژی درمانی " را شنیده اید. انرژی درمانی یعنی " درست کردن ایرادات هفت چاکرای اصلی یک انسان "از راههای مختلف، که باعث سلامت او می شود.شاید شما هم جزو اون دسته از آدمها باشید که به محض شنیدن کلمه ی " انرژی درمانی " می گویند " من که اینها را قبول ندارم! "

پس خواهش می کنم اگر جزو این دسته هستید ، بدونید که 73 تا از کشورهای دنیا انرژی درمانی را در کشورشان به رسمیت شناخته اند! و به صورت رسمی مراکز مخصوص این کار را دارند. اگر گاهی کسانی پیدا می شوند که با استفاده از این نام کلاهبرداری می کنند، این دلیل بر نبودن انرژی و انرژی درمانی نیست.

 خوب بر می گردیم سر ادامه ی درسمون.

مهمترین چاکرا در بدن هر انسان چاکرای هفت اوست.چاکرای هفت را چاکرای تاج می گویند چون بالای سر است. چاکرای 7 همان قسمت ملاج و همان جائی است که مسح می کشیم(مسح نماز درست روی چاکرای 7 است). (اگر دقت کنیم می بینیم که مغز همه جانداران بالاست ، در نزدیکی چاکرای هفت ،نه پائین.)

به این دلیل چاکرای هفت مهم ترین چاکراست که می تواند فعالیت چاکراهای بعدی را متناسب کرده و انرژی آنها را متناسب کند.

 

* چاکرای 1 : به طور خودکار و طبیعی از مرکز و هسته زمین، انرژی می گیرد.

* چاکرای 7 : به طور خودکار و طبیعی از کائنات انرژی می گیرد.

مهم: چاکرای 1 و 7 با هیچ کدام از عضو های ما در ارتباط نیست. چاکرای  2 ، 3 ، 4 ، 5 ، 6  با اعضای ما در ارتباطند.

 

حالا قبل از توضیح بیشتر در این باره می خوام چند تا نکته را برایتان بگویم که فکر می کنم دانستنش برای شما  جالب باشه.

نکته _  بچه ای که به دنیا می آید، یکی از دلایل اینکه به پشتش می زنند اینست که چاکرای 1 باز شود و کار بکند. اگر چاکرای 1 بچه، هنگام تولد باز نشود، بچه مرده به دنیا می آید.

نکته _ زمانی مرگ حادث می شود که چاکرای 1، ارتباطش با زمین قطع می شود. اما چاکرای 7، حتی بعد از مرگ، ارتباطش با کیهان باقی می ماند. به همین دلیل دانشمندان ذهنی می گویند چون قطع شدن و بسته شدن چاکرای 1 مساوی است با مرگ، بنابراین وقتی چاکرای 1 بسته می شود، چاکرای عزرائیل باز می شود، یعنی آدم مرگ را می بیند !

نکته _ شاید شنیده باشید که گاهی پیش آمده که یک نفر همه ی علایم حیاتیش از کار می افتد و به اصطلاح می میره اما بعد از چند دقیقه یکدفعه زنده می شه. شاید از خودتان پرسیده باشید واقعا" امکان داره این اتفاق بیفته و چه چیزی باعث اون می شه؟

جواب : وقتی چاکراهای  2 ، 3 ، 4 ، 5 ، 6 ( به جز 1 و 7) از کار می افتند، دستگاههای بدن از کار می افتند و ما می بینیم که طرف مرده، اما گاهی هنوز چاکرای 1 و 7 از کار نیفتاده اند و انرژی می گیرند. آنها انرژی را به طرف هم حرکت می دهند. وقتی ارتباط بین چاکرا (چاکرای 1 و7) فعال می شود ، بقیه چاکراها هم فعال می شوند (بخاطر ارتباط انرژی بین چاکرای 1 و 7) و وقتی ارتباط بین چاکراها برقرار می شود، مرده زنده می شود. 

نکته _ گاهی یک آدم بیسواد را می بینیم که شعور بالائی داره و یا یک تحصیل کرده را می بینیم که شعور اجتماعی پایینی داره ، علت چیه ؟

جواب: چاکرای 4، چاکرای تعادل است. از چاکرای 4 به بالا (یعنی 5،6،7) آگاهی برتر را می رساند و از چاکرای 4 به پائین، چاکراهای پست هستند و آگاهی پست را می سازند.

دکتری که فاقد شعور اجتمائی است، چاکرای 5،6،7 او نسبت به چاکراهای 1،2،3 و 4 انرژی کمتری دارد. و بیسوادی که بسیار دارای شعور اجتمائی بالائی است، چاکراهای 5،6 و 7 او پر انرژی تر از چاکراهای 1،2،3،4 هستند.

نکته _ قبلا" هم گفته ام اما چون مهمه یک بار دیگه تاکید می کنم. اگر ما به این درسها می گوییم آگاهی برتر برای اینست که در آگاهی برتر، ما چاکراهای برتر را نسبت به چاکراهای پائین تر فعال تر می کنیم. یعنی چاکرای 4 ، 5 ، 6، 7 را فعال تر از 1،2،3 می کنیم. چون می خواهیم به کمال برسیم، پس چاکراهای بالاترمان باید بیشتر دارای انرژی بشود.

قبل از اینکه درباره ی اینکه هر چاکرا دقیقا" در کجای بدن ماست با هم صحبت کنیم ، خوبه که درباره ی آگاهی مربوط به چاکراها هم کمی براتون بگم.

 

آگاهی چاکراها:

آگاهی در چاکرا یعنی پیشرفت، همراه با ارتقاء سطح همان آگاهی، در انسان که این عمل، توسط باز شدن هر چاکرا انجام می پذیرد.

هر چاکرا آگاهی مخصوص به خود را دارد. با باز شدن چاکرا، سطح آگاهی بالا می رود و با بسته شدن آن، سطح آگاهی پائین می آید.

 

چاکرای 1: دارای آگاهی زمینی، آگاهی معصومیت و مادی می باشد.

(چاکرای 1 مربوط به مادیات هم هست، مادیات چیز خوبی است. یادتان باشد دو پایتان روی زمین است و از زمین انرژی می گیرید.)مادیات یعنی وابسته شدن به زندگی زمین و مادی.

بچه در ابتدای تولد، معصوم می باشد به همین دلیل به چاکرای 1، آگاهی معصومیت هم می گویند

این چاکرا به محض تولد باز می شود.

 

چاکرای 2: آگاهی خلاقیت یا رویا.

دومین چاکرائی است که در بچه باز می شود و بچه را به فکر کردن، رویا سازی و ساخت و ساز افکار وارد می کند و بچه با تخیلات خود آشنا می شود.

این چاکرا بین 1 تا دو سالگی باز می شود. (این که بچه ها دوست خیالی دارند یا مناظر خیالی می بینند، یا به نقاط خیالی می روند، مربوط به این چاکراست.)

 

چاكراي 3: آگاهي قدرت.

باز شدن اين چاكرا در انسان، احساس قدرت، و شناسايي خويشتن مي دهد.

از 3 سالگي به بعد تا 5 سالگي اين چاكرا باز مي شود. وقتي بچه مي گه: خودم مي خوام غذا بخورم، خودم مي خوام بند كفشمو ببندم و ... يعني چاكراي 3باز شده است.

 

چاكراي 4: آگاهي عشق يا بيداري.

عشق، احساسات و عواطف و بيداري احساسات در چاكراي 4 بين 13 تا 16 سالگي باز مي شود. فعال ترين زمان باز شدنش در 16 سالگي است و گاهي هم تا 18 سالگي.

اين زمان همان وقتي است كه بچه ها خيلي عاشق پيشه مي شوند.

وقتی کسی مشکل عاطفی پیدا می کنه، یعنی عواطف و احساساتش دچار مشکل شده  ، در واقع در چاکرای  چهارش که در میان قفسه ی سینه است ، مشکلی به وجود اومده! پس به همین دلیل می گیم ، دلم شکست! و به همین دلیله که خیلی ها وقتی مشکل عاطفی پیدا می کنند  می گن قلبم درد گرفته!

نکته ی مهم _ يادمان باشد كه چاكراها از بدو تولد ، وجود دارند، در اين زمان ها آگاهي شان فعال مي شود. يعني چاكراها از همان بدو تولد هستند اما به تدريج فعال مي شوند.

 

چاكراي 5: آگاهي ارتباط با ديگران.( شخصي غير از خود.)

اين چاكرا مربوط به ارتباط جمعي است كه با فعال شدن چاكرا، ارتباط اجتماعي شما قويتر مي شود.

(يكي از چاكرا هاي مثبت در تله پاتي اين چاكراست.)

 

چاكراي 6: آگاهي جهاني.

يعني گيرندگي و فرستندگي  _  حس ششم هم بیشتر مربوط به این چاکراست. این چاکرا چشم سوم هم نامیده می شود.

به محض اينكه چاكراي شش فعال مي شود، انسان در مي يابد كه تنها نيست و با جهان هاي ديگر هم مي تواند ارتباط برقرار كند.

 

چاكراي 7: آگاهي كيهاني.

پي بردن به ارتباط خود با جهان ماوراء و اتصال با كل كائنات، مربوط به اين چاكراست. به چاكراي 7، نيلوفر هزار پر همه مي گويند.

 

این مبحث ادامه داره اما برای سنگین نشدن درس ، انشاالله در درس آینده به بقیه ی مطالب می پردازیم. لطفا" برای دانستن بیشتر، کمی صبر کنید. قبل ار پایان درس می خوام یک مراقبه ی روزانه بهتون بدم که اگه انجامش بدین ایام خوبی را تجربه می کنید.

 

تمرین روزانه : هر روز صبح برید جلوی آینه و به خودتان لبخند بزنید و بگید : برای حفظ حرمت به خویشتن خودم :

                 1 _ فقط امروز شاد هستم.

                 2 _ فقط امروز صادق هستم.

                 3 _ فقط امروز آرام هستم.

                 4 _ فقط امروز عاشقانه همه ی موجودات را می پذیرم.

البته نکته ی مهم این تمرین اینه که هر روز اون رو انجام بدید! حتی می تونید این شرطها را روی آینه تان بنویسید.

 

خداوندا ! کمکمان کن تا با اتصال به تو، شفا بیابیم! آمین!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد ۱۳۹۴ساعت 13:36  توسط مسافر | 

سلام و هزاران سلام به همه ي دوستان خوبم و با آرزوي توانگري براي همگيتان. بي مقدمه مي ريم به سراغ بقيه ي درس آگاهي برتر. مبحثي در آگاهي برتر مطرح است به نام  " هدر دادن انرژي " كه لازمه همگي اون رو بدونيم و در موردش با هم صحبت كنيم. همه ي ما آدمها از راههاي مختلفي انرژي را دريافت مي كنيم اما همه ي ما نمي تونيم از اين انرژي هاي دريافتيمان بهترين استفاده را بكنيم و حتي گاهي انرژيها را هدر مي دهيم.

 

 

در دنيا انسان ها از نظر هدر دادن انرژي، به پنج گروه تقسيم مي شوند. گروه 1 تا 4 مردود خوانده مي شوند و جزو گروهي هستند كه انرژي را هدر مي دهند. فقط گروه پنجم هستند كه كاملند و انرژي را از منبع اصلي مي گيرند و آن را هدر هم نمي دهند.

انسان هاي آگاهي پست انرژي را از محيط طلب مي كنند ولي انسان هاي آگاهي برتر انرژي را از خدا طلب مي كنند. به خدا توكل مي كنند و از او انرژي را دريافت مي كنند.

 

پنج گروه انسانها بر اساس هدر دادن انرژي:

 

گروه اول- گروهي هستند كه ظالمند.

گروه دوم- گروهي هستند كه مظلومند.

گروه سوم- گروهي هستند كه ايرادگيرند.

گروه چهارم- گروهي هستند كه منزويند.

گروه پنجم- گروهي هستند كه به خدا توكل مي كنند و ازخدا انرژي مي گيرند.

 

 

گروه اول- ظالمان.

 

اين گروه ظلم مي كنند و با زورگوئي انرژي ديگران را مي دزدند. آنها با مكيدن انرژي هاست كه انرژي مي گيرند، به همين خاطر هم يك روز حالشون بده و يك روز خوبه! اين ها با زورگوئي ، انرژي ديگران را مي گيرند. تكيه كلام اين آدمها اين است: حالا چي ميگي؟ همينه كه هست! مي خواي بخواه، نمي خواي نخواه! اين ها داراي آگاهي پست هستند و با گرفتن انرژي ديگران، انرژي خود را بالا مي برند.

 

تمرين : مراقبه كنيد در مواردي كه زور مي گفتيد، ديگر زور نگوئيد.

 

 

 

گروه دوم- مظلومان.

 

بعضي وقتها ما مظلوم مي شويم تا از افراد مقابلمان، انرژي بگيريم!  شكسپير مي گه:" زندگي صحنه بازي است و همه ما بازيگريم. فقط مي توانيم گاهي از نقش هايمان فاصله بگيريم و آنها را(يعني خودمان را) ببينيم. " يعني خود ما انتخاب مي كنيم كه نقش مظلوم را بازي كنيم.

تكيه كلام گروه مظلومان ، معمولآ اين است: فرقي نمي كنه! مي خواد باشه، مي خواد نباشه، مهم نيست.

 

سئوال: در زندگی های ما ، كدام يك آن يكي را مي سازد؟ظالم، مظلوم را يا مظلوم ظالم را؟

ما خودمان طوري كوتاه مي آئيم و شيوه زندگي مان طوري است كه اجازه مي دهيم طرف به ما ظلم كرده و زور بگويد. پس به نظر من ، اين مظلوم است كه ظالم را مي سازد.

 

يكي از استادانم در اين باره،  داستاني را تعريف مي كرد كه من منبعش را نمي دانم اما برايتان ذكر مي كنم :

 

" داوينچي قرار بوده تابلوي بسيار بزرگي از به صليب كشيده شدن حضرت عيسي (ع) بكشد، براي كشيدن چشم حضرت عيسي، دنبال چشمي معصوم مي گردد تا از آن الگوبرداري كند. سرانجام اين چشم را در چشم پسر بچه كوچكي در روستا مي بيند و از روي چشم پسر بچه، چشم حضرت عيسي را مي كشد. كشيدن اين تابلو ادامه پيدا مي كند،پانزده سال بعد، داوينچي مي رسد به قسمتي كه مي خواسته صورت فرمانده اي را بكشد كه حضرت عيسي را مصلوب كرده است. او به دنبال هر چشمي مي گردد پيدا نمي كند. روايت بوده كه خيلي از فرمانده ها حاضر نمي شوند حضرت عيسي را به صليب بكشند و خودشان پشت صليب عيسي مصلوب شدند. اما يك نفر از فرمانده ها كه خيلي شقي و ظالم بوده قبول مي كند هم عيسي(ع) را به صليب بكشد و هم بقيه فرمانده ها را. داوینچی می خواسته شکل این فرمانده را بکشد.  بالاخره داوينچي خبردار مي شود كه جايي، رئيس اشرار شهر را دستگير كرده و قرار است او را كه خيلي آدم كشته بوده به دار بياويزند. او به ديدن اين شرور مي رود و مي خواهد حكم اعدام او را چند روز عقب بيندازند تا بتواند از روي چشم او تصوير بكشد. وقتي شرور را براي نقاشي پيش داوينچي، به كليسا مي آورند او گريه مي كند. داوينچي تعجب مي كند كه چنين آدمكشي چگونه گريه مي كند. فرد شرور مي گويد كه او همان پسر بچه اي است كه روزي داوينچي از روي چشمان او، تصوير حضرت عيسي(ع) را كشيده است! "

از اين داستان مي شود نتيجه گرفت كه هيچ آدمي ذاتأ قاتل و شرور نيست، شرايط روي آدم ها تأثير مي گذارد و انتخابهاي  ما تعيين مي كند چگونه آدمي باشيم.

 

 

 

گروه سوم: افرادي كه ايراد گيرند، نق مي زنند و انتقاد مي كنند.

 

اين دسته در واقع شاخه اي از ظالم ها هستند. تكيه كلام اين افراد اين است: باز هم كه...اه...آخ...

در اينجا بايد کمي راجع به فلسفه انتقاد حرف بزنيم :

*انتقاد را براي چه انجام مي دهيم؟براي اصلاح.

*اصلاح را براي چه انجام مي دهيم؟براي زيبايي و رسيدن به زيبايي.

 

انتقاد »»»» اصلاح »»»» زيبايي.

 

پس هر انتقادي كه باعث اصلاح نشود و زيبايي به وجود نياورد، انتقاد نيست بلكه نق زدن است.

 

تمرين : مراقبه مي كنيم انتقاد هايي را كه طبق اين فرمول عمل نمي كنند، انجام نمي دهيم، چون در واقع نق زدن هستند.

 

نكته : فراموش نمي كنيم كه:ما نوادگان آدميم اما فرزندان نوحيم!

ما باقي مانده كساني هستيم كه در كشتي نوح بودند.حضرت نوح در 500 سال اول زندگي ،فقط دو پسرش را هدايت كرد! اما هر روز صبح زيلويش را بر مي داشت، مي انداخت روي دوشش، و مي رفت تا مردم را هدايت كند. و مردم با ديدن او داد مي زدند: نوح ديوانه آمد. در حالي كه نوح(ع) حرف حق را مي زد. ما فرزندان همان مردميم. هنوز كه هنوزه، مردم دنيا در قبول حرف حق مشكل دارند و دوست دارند لجبازي كنند. پس محق بودن حرفي، مكفي نيست براي پذيرش آن. و ما در مسایل عادی زندگیمان که می خواهیم حرف خودمان را به کرسی بنشانیم نباید خودمان را حضرت نوح بدانیم ( چون ما با او تفاوت داریم ) و به بهانه ی بر حق بودن حرفمان آنقدر آن را تکرار کنیم که به صورت نق زدن در بیاید!

ما هميشه چون فكر مي كنيم داريم حرف حق را مي زنيم به خودمان اجازه مي دهيم آنقدر آن را تكرار كنيم تا طرفمان مجبور به انجام حرف ما بشود. در این گونه موارد باید بدانیم که حرف را فقط بايد يك بار زد.دو بارش اضافي است. چون طرف را سر لج مي اندازد كه كارش را بيشتر تكرار كند..پس هر جا كه حق با ما بود، بيشتر از يكبار اجازه گفتن نداريم.تازه بايد انتقاد باشد نه نق زدن. ( در حالی که ما در تکرار همان حرف حقمان به گونه ای عمل می کنیم که از حالت انتقاد به حالت نق زدن تغییر می کند. )

 

 

گروه چهارم:افرادی که منزويند،  قهر مي كنند و با قهر كردن انرژي مي گيرند.

 

 در واقع اين دسته قهر مي كنند تا دنبالشان برويد، پس در آگاهي برتر نه قهر كنيد، نه بیش از اندازه دنبال كسي برويد كه قهر كرده است. خدا گفته از روح خودم در همه دميدم. یعنی همه روح خدا هستند، پس همه قابل احترامند ،  اما تا جایی که حرمت به خویشتن ما از بین نرود.پس يادمان باشد جزو دسته اي كه قهر مي كنند نباشيم.

 

تمرین: پس از امروز مراقبه مي كنيم جزو گروه ظالمان، مظلومان، ايرادگيران و انتقادگران بي مورد و قهر كنندگان و منزويان نباشيم  و جزو گروه پنجم قرار بگيريم.

 

 

 

گروه پنجم: گروهي هستند كه به خدا توكل مي كنند و از او انرژي مي گيرند.

 

اگر انرژي بدزديم و مستقيمأ از خدا انرژي دريافت نكنيم، سطح بصيرت و آگاهي و انرژي مان، رو به بصيرت و آگاهي پست حركت مي كند(و گاستش پائين ميايد.)

انساني كه هر چه مي خواهد، از اوست، انساني كه احساس امنيت مي كند و هيچ تهديد عاطفي را براي زندگي خود حس نمی كند، چون به خدا توکل دارد، انساني است جزو گروه پنجم.

 

مهم: چه طور وارد گروه پنجم بشویم ؟ همين كه جزو گروه 1 تا 4 نباشيد، كار تمام است. يعني كافي است سعي كنيم جزو گروه 1،2،3،4 نباشيم، آنگاه اتوماتيك وار وارد گروه پنجم مي شويم چون گروه ششمي وجود ندارد!     

 

نکته مهم : اگر به هر نوعی جزو  چهار دسته ی اول هستیم ، بهتر است برای خودمان توجیه نکنیم که حق با ماست که این گونه باشیم. این توجیهات وسوسه هایی هستند که نباید به آن گوش داد. در این جا داستان جالبی را برایتان ذکر می کنم که خوبه همه ی ما به آن فکر کنیم.

 

 داستاني از شيطان:

مي گويند مردي به شيطان گفت تو چطور بنده هاي خدا را گول مي زني و دنبال خودت می کشانی؟ اين ريسمان ها كه دستت است براي چيست؟ شيطان گفت: با اين ريسمان ها آن ها را دنبال خودم مي كشانم. بيا ببين. مرد دنبال شيطان راه افتاد تا ببيند. شيطان به مادري رسيد كه داشت نماز مي خواند. شيطان بچه زن را در حوض آب انداخت اما مادر توجهي نكرد و نمازش را قطع نكرد. مادر بعد از اتمام نماز به سراغ بچه رفت و بچه هم سالم از آب در آمد. شيطان گفت اين كه با اين ريسمان دنبال من نيامد. شيطان رفت و آدم هاي مختلفي را به مرد نشان داد و سعی کرد آنها را گول بزنداما نتوانست آنها را گول بزند. مرد گفت اينها كه با اين ريسمان هاي تو به دام نيفتادند، بقيه رو چجوري گول مي زني و دنبال خودت مي كشاني؟ شيطان گفت: اين ها با اين ريسمان ها دنبال من نيامدند، اما بعضي ها مثل تو، خودشان دنبال من مي آيند!

 

پس بدترين نوع نفوذ شيطان، ماند و امواج منفي خودمان است. يعني شيطان از در دروني خودمان وارد مي شود، و احساس مي كنيم كسي دارد از درونمان حرف مي زند، و باورش مي كنيم. پس مراقب باشيم جايي كه شيطان به اسم خودمان و از درون خودمان به ما توجه مي كند، به او گوش ندهيم.

 

و فراموش نكنيم اگر کسی اين قوانين را انجام ندهد، گاستش پائين مي آيد. يعني فقط با مديتيشن نيست كه ما انرژي مي گيريم. با انجام دادن اين مراقبه ها، گاست بالا مي رود و با انجام ندادن آنها و توليد ماند، گاست پائين مي آيد. ( به همین دلیل باید قبل از شروع درسهای مدیتیشن این دروس را می دانستید. )

 

 

نکته مهم: لازمه که در اینجا درباره ی عقل و وجود آن در آگاهی برتر هم نکته ای را ذکر کنم.ما مي گوئيم فلاني عقل نداره،چون دو ميليون تومان اختلاس كرده. اين اشتباهه. اتفاقأ خيلي هم عقل داره که تونسته این کار رو بکنه!

 عقل يعني قدرت محاسبه. در واقع اين آدم عقل دارد اما از آن در آگاهي پست استفاده كرده است. اما كسي كه با قدرت عقل، در راه خوب استفاده مي كند، از عقل در آگاهي برتر استفاده كرده است. خدا قدرت عقل يعني محاسبه گري را به ما داده تا از آن استفاده كرده و رشد كنيم و به آگاهی برتر برسیم نه اينكه با آن، اشتباهاتمان را توجيه كنيم.

 

سوال _ استفاده از عقل برای توجیه یعنی چه؟

جواب _ مثلأ به يك نفر مي گيم: چرا فلاني رو زدي؟ مي گه چون اون اول زد! يا مي گيم چرا فحش دادي؟ مي گه چون اون اول فحش داد! فراموش نکنید در این حالت شما بدتريد! چون مي دونستيد فحش بده اما بعد از اينكه اون فحش داد، شما هم داديد!

مثلأ بچه اي فحش مي ده مي گه: خر. ما هم مي گيم:خر خودتي! در حالي كه اون نمي دونه، اما ما مي دونيم كه نبايد اينو بگيم. اين جور وقتها از عقل براي توجيه استفاده مي كنيم و مثلأ به مادر بچه مي گيم بچه ات بي ادبه! فحش مي ده! در حالي كه ما بدتريم كه جوابش رو داديم. پس عقل را براي رشد استفاده كنيم نه براي توجيه اشتباهاتمان و الا وارد آگاهي پست مي شويم.

دكتر چمران مي گه: خدايا ما را ببخش از گناهاني كه در طي روز انجام مي دهيم و با هزار قدرت عقل آن را توجيه مي كنيم.

 

بعضی دوستان می گویند اینها که حرفهای جدیدی نیستند. همه آن را می دانند! بله! اینها حرفهای کهنه ای هستند که همه می دانیم اماگاهی در عمل کردن به آن مانده ایم!

 گاندي مي گه: «من چيز تازه اي به مردم نگفتم كه اينقدر اين مردم متحيرند. من حرفهاي كهنه را به شيوه اي جديد گفته ام.»در واقع كنفوسيون و بودا هم قبل از ميلاد مسيح همين حرفها را زده اند.

اين حرفها جديد نيست فقط ما آنها را به كار نبسته ايم، و براي همين برايمان جديد تصور مي شود.

در 600 سال قبل از ميلاد مسيح، كنفوسيوس مي گويد:" حكما اگر مي خواهند كشورشان رو كنترل كنن، بايد از استانشون شروع كنن، اگر می خواهند استانشون رو كنترل كنن بايد از شهرشون شروع كنن و اگر می خواهند شهرشون رو كنترل كنن باید از دربارشون شروع كنن، و اگر مي خواهند دربارشون رو كنترل كنن، باید از خانواده شان شروع كنند و اگر مي خواهند از خانواده شان شروع كنند، بايد از خودشان شروع كنند و اگر مي خواهند از خودشون شروع كنن، اول بايد ذهنشون رو كنترل كنن!"

 

اين همان چيزي است كه  دانشمندان ذهنی از روي آن مهندسي ذهن (N.L.P) را ساخته اند.پس اين حرفها بوده، فقط به آن عمل نكرده ايم و به همين خاطر بنظرمان جديد مي آيد.

كنفوسيوس دانشمند بزرگي بود. مريدانش به او مي گفتند ادعاي پيغمبري كن. و اگر ادعاي پيغمبري مي كرد همه قبول مي كردند، اما كنفوسيوس در جواب آنها كه مي گفتند ادعاي پيغمبري كن تا مردم حرفت را راحت تر و بهتر قبول كنند، پاسخ داد:" من حرف الهي اي نزده ام، من حرف انساني زده ام."

يعني انديشيده بود و فهميده بود انسان بايد از ذهنش شروع كند و معتقد بود اين يك حرف انساني است نه حرف الهي. كافي است انسان به آن بينديشد تا به آن برسد.

امیدوارم خداوند همه ی ما را یاری کند تا به این حرفهای کهنه ، با اندیشه ای تازه و جدید نگاه کنیم.

 

خدایا! یاریمان کن تا با اندیشه ای تازه و جدید، توکل کردن به تو را بیاموزیم. آمین!

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 16:11  توسط مسافر | 

سلام و هزاران سلام به همه ی شما و با آرزوی تجلی طرح الهی همگان. سال نو رو به همه تبریک میگم و در سال جدید آرزوی برکت برای همه و آغاز شدن زمان الهی همگان را دارم. از همه ی شما عزیزان خواستار دعای خیرتان هستم. بی مقدمه به سراغ بقیه ی درسمان یعنی اصول آگاهی برتر می ریم. در درس قبلی ما چند تا از این اصول را بررسی کردیم و حالا ادامه اش را بررسی می کنیم. یکی از مهم ترین اصول برای رسیدن به آگاهی برتر رسیدن به تعادل است.

 

اصل ۵ آگاهی برتر:به تعادل رسیدن.

 

فرض کنید روی جاده ای هستید، یک طرفش دریا و یک طرفش دره است. به هر طرف بپیچید، صدمه می بینید. پس باید وسط و در منطقه تعادل باشید تا سالم بمانید.

زمانی ما به تعادل می رسیم که صفاتی را که باعث عدم تعادل در ما می شوند را بشناسیم و در خودمان این صفات را متعادل کنیم. صفاتی که باعث عدم تعادل می شوند همان هایی هستند که باعث ایجاد ماند می شوند. مثل ترس، حسد و ...که آنها را در زیر بررسی می کنیم.

 

1 _ بررسی ترس :

ریشه معضلات آدمی چیست؟ترس ریشه همه بدبختی های بشر است.

یعنی اگر انسانی افسرده است، منفی است، یا بیمار است، ریشه اش ترس است. پس اگر ترس را بشناسیم و کنترل کنیم، معضلات حل می شوند. به همین دلیل گفته اند ترس برادر مرگ است.

*چیزی به نام ترس در دنیا وجود ندارد، بلکه آن را خودمان می سازیم. فرهنگ بد، اجتماعات، خانواده و ... ترس را می سازند. ما ترس را می سازیم.

*مثلأ با فرهنگ غلط، ترس را به فرزندانمان دیکته می کنیم و می گوئیم: الآن لو لو میاد!

*یا مثلا" می گویند از خدا بترس. این اشتباه است، کسی که از خدا بترسد، هیچ وقت به خدا نزدیک نمی شود، در حالیکه منبع انرژی ای که در خودمان است، همه از خداست و خدا منبع عشق و دوست داشتن است. خدا ترسناک نیست. خدا زیباترین زیبایی هاست. (به همین دلیل است که بالاترین نوع توحید ، توحیدی است که آدمها برای تقرب و دوستی با خدا او را عبادت می کنند نه از ترس جهنم. )

 

نکته :فراموش نکنیم که وقتی به بچه می گوئیم از خدا بترس، در ضمیر نا خود آگاه او این طوری برنامه ریزی می شود که خدا ترسناک است. بهتر است بگوئیم به خاطر ضرری که به خودت یا دیگران می رسانی، این کار را نکن. خدا را بهانه قرار ندهیم.

 

نقطه مقابل ترس شجاعت است. ترس و شجاعت مربوط به چاکرای 3 هستند. کسی که خیلی شجاعتش بالاست، چاکرای 3 او قوی است. چاکرای 3 با گوارش ما در تماس است. کسانی که ترسو هستند، معمولأ معده و دستگاه گوارششان هم ایراد دارد و دهانشان بوی بد می دهد(به دلیل ایراد معده). و بر عکس، آدم های شجاع، معده های قوی دارند. (اینها را فعلا" در همین حد بدانید تا وقتی که به درس چاکراها برسیم.)

 

*ترس خوب است یا بد است؟

اگر ترس را برداریم، و به کسی بگوئیم از پنجره بپر پائین، می پرد و صدمه می بیند. پس ترس در نقطه تعادل زیباست.

هر چیزی محوری دارد به این شکل:

 

              شجاعت                                   ترسویی

                   5  4  3  2  1  0  1-  2-  3-  4-  5-

                                   تعادل

 

اگر شجاعت روی 5 باشد، از پنجره می پریم و اگر روی 5- باشد، باعث ترسویی می شود. پس روی صفر می ایستیم که نقطه تعادل است .( چون احتیاط، شرط عقل است و پریدن از پنجره دلیل شجاعت راستین نیست.)

 

*مثال: به کسی می گویند جاده لغزنده است( مثلأ 5% لغزنده است)، اگر کسی اصلأ نترسد و مثلا" نود تا شجاعت داشته باشه، با سرعت میره و لیز میخوره و تصادف می کنه. اگر کسی 20% بترسه، اصلأ دیگه پایش را از خانه بیرون نمی گذارد. پس روی نقطه تعادلش ترسیدن درست و به جاست.و شجاعت یعنی روی نقطه ی نود رفتن در اینجا نادرست است و شجاعت کاذب است.

 

2 _ بررسی مطلق بودن : 

اصلی وجود دارد به نام اصل مطلق بودن.ما باید بدانیم که فقط خدا مطلق است و وقتی ما درباره ی هر چیزی غیر از خدا فکر می کنیم باید به آن نسبی فکر کنیم نه مطلق.

مثلا" وقتی از خودمان یا دیگران توقعی داریم باید نسبی فکر کنیم نه مطلق.اگر کسی ما را دوست دارد، نمی توانیم بگوییم که مطلق ما را دوست داشته باشد. وقتی این باور را در زندگیمان وارد کنیم می پذیریم که مثلا" مادر ما می تواند غیر از ما بچه های دیگرش را هم دوست داشته باشد یا کسی که دوستش داریم می تواند به صورت مطلق همه ی آنچه را که ما می خواهیم نداشته باشد.خیلی مواقع در زندگیمان که احساس خوشبختی نمی کنیم و فکر می کنیم همه ی مسایل موافق میل ما نیست برای اینست که داریم مطلق فکر می کنیم نه نسبی. اگر نسبی فکر کنیم همه چیز درست می شود!

اگرتوقعاتی که از خودمان یا دیگران داریم ، برآورده نمی شود به دلیل مطلق فکر کردن است و به خاطر اینکه توقع داریم خودمان و دیگران به صورت مطلق همان باشند که ایده آل ماست به همین دلیل دچار احساس عدم رضایت می شویم.

بنابراین برای رسیدن به آگاهی برتر باید تمرین کنیم تا به همه چیز زندگی، خودمان ، توقعاتمان از دیگران ، برآورده شدن آرزوهایمان و غیره و غیره به صورت نسبی فکر کنیم نه بر اساس اینکه فقط اگر مطلق ایده آل باشند خوب هستند.

 

3 _ بررسی حسادت :

می دانید که حسادت یعنی چیزی که متعلق به دیگری است ما را چنان ناراحت کند که دلمان بخواهد آن شخص آن را از دست بدهد! و غبطه یعنی دلمان می خواهد ما هم آن چیز را داشته باشیم اما دلمان نمی خواهد آن شخص کوچکترین ضرری بکند یا آن چیز را از دست بدهد.

_ داشتن آنچه که متعلق به دیگری است، خوبست یا نه؟

طبیعتا" حسادت خوب نیست اما غبطه خوردن مفید است چون آدم را به سمت رقابت سالم پیش می برد.برای اینکه موضوع را بهتر بفهمیم باز باید مثل صفت ترس آن را روی محور ببریم آن وقت متوجه می شویم که خواستن آنچه که دیگری دارد ، فقط روی نقطه ی تعادل خوبست .این نقطه ی تعادل همان غبطه خوردن است به جای حسادت.

( نکته :چاکرای مخصوص حسادت ، چاکرای 4 است اما حسادت حتی روی چاکرای 5 و 6 هم اثر مخرب می گذارد و آن را می بندد که در درس چاکراها به این مطالب هم می رسیم. )

 

نتیجه گیری مهم _ما در آگاهی برترمی خواهیم یاد بگیریم که احساساتمان را سرکوب نکنیم چون ایجاد عقده می کند. فقط باید یاد بگیریم که آنها را درست تعریف و تعبیر کنیم. یعنی ما ترس و حسادت و ... را در خودمان سرکوب نمی کنیم بلکه (مثل صفات نیمه ی تاریک )آنها را درست تعریف می کنیم و می آموزیم که همه ی این صفات روی نقطه ی تعادل درست  و پسندیده هستند پس سعی می کنیم آنها را با مشارطه و مراقبه و مکاشفه کنترل کنیم. یعنی ترس را در خودمان سرکوب نمی کنیم بلکه حسش را عوض می کنیم تا به نقطه ی تعادل برسیم و حسادت را در خودمان سرکوب و انکار نمی کنیم بلکه آن را به رقابت سالم تبدیل می کنیم.

 

4 _ بررسی خودخواهی :

نقطه ی مقابل خودخواهی نوع دوستی است. ( که در مرتبه ی بالایش می شود ایثار)

ایثار باید هدفمندانه باشد، یعنی باید مطمئن باشیم که با ایثار کردن ما، هدفی که می خواهیم به آن برسیم، درست پیش می رود و ثمره ای نیکو می دهد. این به آن معنی است که ایثار فقط در حدی درست است که " حرمت به خویشتن ما " حفظ بشود.

خودخواهی یک کوته بینی در فرد ایجاد می کند یعنی مانند یک پیله و حصار به دور فرد می تند که شخص از آن پیله آن طرف تر را نمی بیند.یعنی این پیله آگاهی او را پایین می آورد.

برای رسیدن به آگاهی برتر ما باید مواردی را که در موردش خودخواه بوده ایم را شناسایی کنیم و به جایش نوعدوستی بگذاریم. ( خودخواهی مربوط به چاکرای 5 است اما چاکرای 6 را هم می بندد که در مبحث چاکراها به آن می رسیم.)

 

۵ _ بررسی نفرت :  

نفرت داشتن از فرد یا افرادی  باعث می شود که ما از آگاهی برتر فاصله بگیریم.

 (نفرت باعث بسته شدن چاکرای 4 می شود یعنی وقتی از کسی نفرت داریم یا با نفرت از خاطره ی کسی حرف می زنیم باعث بسته شدن چاکرای 4 می شویم که در درس چاکراها به آن می پردازیم اما بد نیست بدانیم که ایراد در چاکرای 4 باعث می شود تا سیستم ایمنی بدن پایین بیاید و گردش خون مشکل پیدا کند و مثلا" اگر در این حالت ویروسی به بدن وارد بشود، سریع بدن به آن مبتلا می شود! راه حل موجود هم اینست که وقتی از کسی متنفر هستیم تا به او فکر می کنیم در دلمان به او عشق بدهیم.اول او را ببخشیم و بعد مدام در دلمان برایش برکت و موفقیت را بطلبیم .این کار باعث تعادل یافتن چاکرای 4 می شود. حالا خوب می فهمیم که چرا هر گناهی به ضرر خود ماست و هر چیزی که ماند تولید می کند مثل نفرت، خودخواهی و ...باعث بیماری می شود. شاید به همین دلیل وقتی حضرت عیسی ( ع) کسی را از بیماری مهلکی شفا داد به او فرمود دیگر گناه نکن!) )

 

حضرت عیسی (ع ) پیامبر بخشش همراه با عشق و آگاهی است زیرا در تعالیمش فرموده که اگر کسی توی گوشت زد، سمت دیگر صورتت را هم جلو بیاور. این به معنی اینست که او را ببخش و چنان نفرت را از خودت دور کن که آمادگی داشته باشی تا باز هم او را ببخشی.یعنی اگر باز زد، باز هم ببخشی!

پس عیسی مسیح(ع) پیامبر بخشش همراه با آگاهی(و می توان گفت همراه با عشق) است .(محض اطلاع بدانیم که حضرت محمد(ص) پیامبر عشق است.)

عشق نقطه مقابل نفرت است. درآگاهی برتر وقتی می خواهیم به تعادل برسیم باید به جای نفرت، به جا و اندازه، عشق بگذاریم.

 

و اما راجع به خود عشق :

تا کسی خودش را دوست نداشته باشد و برای خود احترام، قائل نباشد، نمی تواند دیگران را دوست داشته باشد. ( حرمت به خویشتن) عشق این نیست که به خاطر دیگری، به خودت ضرر بزنی. این مجنون بودن است.

در واقع عشق در محور تعادل، رو به بالا  می رود نه اینقدر که شورش را در بیاورد!چون در این حالت می شود جنون!

عشق باید با آگاهی همراه باشد. عشق بدون آگاهی مثل عشق خاله خرسه است.پس اگر در عشق به خودتان ضربه زدید، به دیگران هم ضربه می زنید و این عشق نیست.

 

۶- هوای نفس:

آیا هوای نفس همان شهوت است؟خیر، شهوت جزئی از همان هوای نفس است.یعنی در واقع شهوت جزئی از کل است.

هوای نفس یعنی هوس های نفس. این خواستن نفس نیست، چون خواستن چیز خوبی است. هوای نفس، هوس های نفس است. مثلأ مرد شصت ساله، پنج روز میاد سر کار بعد نمی آد. و میگه یکهو هوس کردم برم مسافرت، یکهو هوس کردم برم دربند و ... یا کسی می گوید: هوس کردم همه این خربزه رو یکدفعه بخورم!این یعنی هوای نفس یعنی یک هو هوس کردم...

 

سوال _ آیا باید هوای نفس را سرکوب کرد؟

جواب _ نه! هوای نفس را  نباید سرکوب کرد. حتی شهوت را هم که جزئی از هوای نفس است، نباید سرکوب کرد. این ها سرکوب شدنی نیستند، بلکه باید کنترل شده باشد. اگر بخواهید سرکوبشان کنید، مشکل پیدا می کنید. . پس هوای نفس را نباید سرکوب کرد بلکه باید آن را با شرط و شروطی مناسب، در زمان مناسب انجام بدهید. با این کار اجازه نمی دهید هوای نفس بر شما غلبه بکند بلکه شما بر آن غلبه می کنید. پس ما تزکیه را سفارش می کنیم. ( یعنی مثل صفات نیمه ی تاریک باید آنها را بپذیریم و بعد کنترلشان کنیم نه اینکه انکار یا سرکوبشان کنیم.)

در اسلام می گویند باید تقوی پیشه کنید. یعنی نقطه مقابل هوای نفس، تقوی است.

( محض اطلاع بدانید که به جز چاکرای 1 و 7، هوای نفس، تقریبأ به بقیه چاکراها مربوط می شود.شهوت مربوط به چاکرای 2 است. اگر به هوس آن جواب مثبت داده بشود، چاکرای 2 به هم می ریزد. اینجا فهمیده می شود که اگر در اسلام و ادیان دیگر، این همه به تقوی سفارش شده به دلیل آنست که تقوی نداشتن خیلی از چاکراها را به هم می ریزد.)

 

خوب!  پس متوجه شدید که هر گناه و ماندی ما را از تعادل خارج می کند و اگر می خواهیم به آگاهی برتر برسیم باید خودمان را به تعادل برسانیم. ( محوری را که درباره ی ترس مثال زدم به یاد بیاورید.) ما در درسهای آتی ، به امید خدا، باز هم درسهای مربوط به آگاهی برتر را با هم بررسی می کنیم.

 

خدایا! کمکمان کن تا با کمک تو و عشق الهی تو خودمان را به تعادل برسانیم. آمین!

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم فروردین ۱۳۹۴ساعت 9:21  توسط مسافر | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
تیر ۱۳۹۷
خرداد ۱۳۹۷
اردیبهشت ۱۳۹۷
فروردین ۱۳۹۷
اسفند ۱۳۹۶
بهمن ۱۳۹۶
دی ۱۳۹۶
آذر ۱۳۹۶
آبان ۱۳۹۶
مهر ۱۳۹۶
شهریور ۱۳۹۶
مرداد ۱۳۹۶
تیر ۱۳۹۶
خرداد ۱۳۹۶
اردیبهشت ۱۳۹۶
فروردین ۱۳۹۶
اسفند ۱۳۹۵
بهمن ۱۳۹۵
دی ۱۳۹۵
آذر ۱۳۹۵
آبان ۱۳۹۵
مهر ۱۳۹۵
شهریور ۱۳۹۵
مرداد ۱۳۹۵
تیر ۱۳۹۵
خرداد ۱۳۹۵
اردیبهشت ۱۳۹۵
فروردین ۱۳۹۵
اسفند ۱۳۹۴
بهمن ۱۳۹۴
دی ۱۳۹۴
آذر ۱۳۹۴
آبان ۱۳۹۴
مهر ۱۳۹۴
شهریور ۱۳۹۴
مرداد ۱۳۹۴
آرشيو
آرشیو موضوعی
به نام خدا
(جلسه 1 ) دفتر مراقبه
(جلسه 2 ) ماند
(جلسه 3 ) موج مثبت و منفی
(جلسه 4 ) آلفاي قبل خواب
(جلسه 5 ) تجسم خلاق
(جلسه 6 ) كارما
(جلسه 7 ) بچه غول بیشعور!
(جلسه 8 ) جادوی کلمات
(جلسه 9 ) قانون سپاس
(جلسه 10 ) لحظه ی ابدی اکنون
(جلسه 11 ) قانون بخشایش
(جلسه 12 ) نیمه تاریک
(جلسه 13 ) نیمه تاریک
(جلسه 14 ) نیمه تاریک
(جلسه 15 ) نیمه تاریک
(جلسه 16 ) خرد کردن ترس
(جلسه 17 ) سیستم آرزوها
(جلسه 18 ) سیستم آرزوها
(جلسه 19 ) سیستم آرزوها
(جلسه 20 ) سیستم آرزوها
(جلسه 21 ) سیستم آرزوها
(جلسه 22 ) سیستم آرزوها
(جلسه 23 ) سیستم آرزوها
(جلسه 24 ) سیستم آرزوها
(جلسه 25 ) قوانین ارتباطات
(جلسه 26 ) دوست داشتن خود
(جلسه 27 ) تولد دوباره
(جلسه 28 ) خانه تکانی ذهنی
(جلسه 29 ) خانه تکانی ذهنی
(جلسه 30 ) خانه تکانی ذهنی
(جلسه 31 ) خانه تکانی ذهنی
(جلسه 32 ) گوش دادن به پیام بدن
(جلسه 33 ) پیام بدن و شفای تن
(جلسه 34 ) اندیشه ی توانگر
(جلسه 35 ) پالایش
(جلسه 36 ) پالایش درونی
(جلسه 37 ) توانگری از راه نوشتن
(جلسه 38 ) توانگری از راه تصاویر
(جلسه 39 ) توانگری از راه کلام
(جلسه 40 ) پرداخت عشریه
(جلسه 41 ) توانگری و طرح الهی
(جلسه 42 ) توانگری و فرزانگی
(جلسه 43 ) توانگری از راه عشق
(جلسه 44 ) از دولت عشق
(جلسه 45 ) عشق شفا بخش
(جلسه 46 ) عشق رستاخیز
(جلسه 47 ) بازگشت الهی
(جلسه 48 ) نوشتن نامه به فرشته
(جلسه 49 ) هفت سنخ آدمیان
(جلسه 50 ) مشاور اصلح
(جلسه 51 ) حرمت به خویشتن
(جلسه 52 ) هفت خوان سالک
(جلسه 53 ) استاد،گورو، آواتار
(جلسه 54 ) ادراک سلول اولیه
(جلسه 55 ) رهایی از خاطرات
(جلسه 56 ) کشف کودک درون
(جلسه 57 ) صحبت با کودک درون
(جلسه 58 ) ملاقات با کودک درون
(جلسه 59 ) تمرین ملاقات کودک
(جلسه 60 ) دعای همگانی
(جلسه 61 ) کودک آسیب پذیر
(جلسه 62 ) کودک خشمگین
(جلسه 63 ) كودك خودخواه
(جلسه 64 ) آداب جذابیت
(جلسه 65 ) آداب زندگی
(جلسه 66 ) والد مهرآمیز درون
(جلسه 67 ) والد حمایتگر درون
(جلسه 68 ) والد نکوهشگر درون
(جلسه 69 ) شفای زخم کودکی
(جلسه 70 ) کودک جادویی درون
(جلسه 71 ) کودک خلاق درون
(جلسه 72 ) کودک معنوی درون
(جلسه 73 ) ذهن پویا
(جلسه 74 ) چند تکنیک ذهنی
(جلسه 75 ) آگاهی برتر
(جلسه 76 ) به تعادل رسیدن
(جلسه 77 ) هدر دادن انرژی
(جلسه 78 ) آگاهی چاکراها
(جلسه 79 ) رنگ و صوت چاکراها
(جلسه 80 ) چاکراها و پیامبران
(جلسه 81 ) اصول مدیتیشن
(جلسه 82 ) کمک به باور یکدیگر
(جلسه 83 ) متعادل سازی چاکراها
(جلسه 84 ) انرژی دادن به چاکراها
(جلسه 85 ) شای و ایشایا
(جلسه 86 ) اسکن و پاکسازی
(جلسه 87 ) مراحل شانس
(جلسه 88 ) قواعد آگاهی برتر
(جلسه 89 ) انرژی دادن به خود و اشیا
(جلسه 90 ) تمرینات تمرکز
(جلسه 91 )
(جلسه 92 ) تمرینات انتقال حس
(جلسه 93 ) شرکت در کلاسهای حضوری
(جلسه 94 ) تمرینات فرستندگی فکر
(جلسه 95 ) تله پاتی با اشعه های نورانی
(جلسه 96 )
(جلسه 97 ) راز سایه
(جلسه 98 )
(جلسه 99 ) لگزیگرام یا علم لغات
(جلسه 100 ) مثالهای لگزیگرام
(جلسه 101) لگزيگرام و جادوي كلام
(جلسه 102) نور وجود
(جلسه 103) ترمیم نور وجود
(جلسه 104) ویروس دانایی
(جلسه 105) قدرت عشق
(جلسه 106) قدرت احساسات
(جلسه 107)تغییر فرکانس
به یاد اولین استادم
(جلسه 108) ورود به روند خلق
(جلسه 109) زندگی کاتالوگ است
(جلسه 110) کلید عشق
(جلسه 111) کلید شکرگزاری
(جلسه 112) کلید بازی و تفریح
(جلسه 113) اصول قدرت و پول!
(جلسه 114) اصول قدرت درباره روابط
(جلسه 115) ادامه اصول قدرت درباره روابط
(جلسه 116) قسمت سوم از اصول قدرت درباره روابط
(جلسه 117) اصول قدرت درباره سلامتی
(جلسه 118) ادامه اصول قدرت درباره سلامتی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM