![]() |
![]() |
|
|
سلام و سلام و سلام و سلام و سلام و سلام و سلام. با ادامه ي درس خونه تكوني ذهني ( دوست داشتن خود) در خدمت شما هستم. توي درس قبلي ، من تمريني براي خويشتن دوستي بهتون داده بودم كه هر وقت چشمتون به آينه افتاد يه جمله ي مثبت راجع به خودتون بگيد. حالا در ادامه ي اون اين تمرين رو هم انجام بديد.
_ تمرين تائيد خود:
حاصل اين تمرين براي شفاي بيماري جسمي و روحي و همين طور باز شدن درهاي ثروت و بركت حيرت آوره! چون تمام خوبيها با اين آغاز مي شود كه آنچه درون ماست ، بپذيريم و آن درون را،كه خود ماست، دوست بداريم.و لازمه ي اين كار اينه كه ابتدا ياد بگيريم ويژگيهاي خوبمون رو دوست بداريم و در ادامه به جايي برسيم كه " تماميت خودمون " رو، دوست بداريم.اين تمرين بايد به صورت ذكر روزانه براتون در بياد! هر روز دست كم ، سيصد بار تكرار كنيد : " من ، خود را تائيد مي كنم! " بي وقفه اين ذكر رو در دلتون تكرار كنيد.نگيد كه خيلي زياده! فراموش نكنين كه وقتي دلواپس و نگرانين، مشكلتون رو بيشتر از اين تعداد بررسي مي كنين! گفتن جمله ي " من ، خود را تائيد مي كنم " هر مخالفتي رو كه در آگاهي شما مدفون شده، به سطح مي آره. چون به محض گفتن اين جمله ، يه سري انديشه هاي منفي صداشون بلند ميشه كه : " وقتي چاقي، وقتي زشتي، وقتي بي پولي، وقتي خوب نيستي، وقتي بي استعدادي، وقتي همه تركت مي كنن، و.....چه طوري مي توني خودت رو تائيد كني؟! "( پس به كشف صفات نيمه ي تاريك هم، بسيار، كمك مي كنه.) در اين لحظه، فقط با آرامش ، در ذهنتون به انديشه ي خودتون بگيد : " من مي گذارم كه تو بروي.من خودم را تائيد مي كنم. " اون وقت بگذاريد اين انديشه ها بگذرند و فراموش نكنيد كه اين انديشه ها، هيچ اقتداري بر شما ندارند مگر اينكه خودتون انتخاب كنيد كه به اونها اعتقاد داشته باشيد.
مثال كاشتن دانه : تا حالا بته ي گوجه فرنگي رو ديدين؟ يه بته گوجه فرنگي مي تونه صدها گوجه فرنگي به وجود بياره اما براي به دست آوردن همين بته، اول بايد يك دونه ي گوجه فرنگي رو كاشت.اين دونه اصلا" شبيه گوجه فرنگي نيست! اما شما باور داريد كه با كاشتن همين دونه ي كوچك يه بته ي گوجه فرنگي به وجود مي آد.پس اون رو مي كاريد، و مي گذاريد بهش آفتاب بتابه و بهش آب مي دين و ازش مراقبت مي كنين تا بزرگ بشه. وقتي نخستين جوونه ي كوچك سر از خاك بيرون مي آره، لگدش نمي كنين و با خشم بهش نمي گين: " اين كه گوجه فرنگي نيست! " كاملا" برعكس! با خوشحالي نگاهش مي كنين و مي گين : " چه عالي! جوونه زده! " و به مراقبتتون ادامه مي دين تا اون رشد كنه.بعدها يه بته ي گوجه فرنگي بزرگ به وجود مي آد كه صدها گوجه مي ده اما همه چيز از همون دونه ي كوچك گوجه كه شما كاشتينش به وجود اومده!
آفرينش يه تجربه ي نو درباره ي پذيرش خودتون هم همين طوره. زميني كه دارين توش دونه رو مي كارين، همون ذهن نيمه هشيار شماست. دونه همون جمله ي تاكيدي است كه توي اون مي كارين. تمرينات دوست داشتن خود ، دادن آب و آفتاب و مراقبت از اين دونه است. پس حتي با ديدن يه خصوصيت كوچك خوب در خودتون مي تونين بذر پذيرش خود رو بكاريد و يادتون نره وقتي يه جوونه ي كوچك زد، نگيد اين كه گوجه فرنگي نيست! به جاي اون ، اظهار شادي كنيد كه بذر كاشته شده، سبز شده ! پس به مراقبت از اين بذر ادامه بدين ، تا اينقدر رشد كنه و بزرگ و زياد بشه، تا بتونين كارخونه ي توليد رب از همون گوجه فرنگي رو تاسيس كنين!
10 _ رها كردن عقايد ديگران : ( من ، با حرف ديگران، به يك خوك بنفش، تبديل نمي شم!! ) بخش مهمي از تمرينات پذيرش خود، " رها كردن عقايد ديگران درباره ي خودتونه ." "لوئيز هي " مثال بسيار قشنگي مي زنه. اون مي گه اگه من در كنار شما بودم و مدام بهتون مي گفتم : " تو ، يه خوك بنفشي! تو ، يه خوك بنفشي! " شما يا به من مي خنديدين يا ازدستم ناراحت مي شدين يا فكر مي كردين من بي ادب يا حتي ديوونه ام! اما محال بود فكر كنين كه به خاطر حرف من، شما يك خوك بنفشين! پس چرا عقايد ديگران درباره ي خودتون رو به عنوان يه حكم مي پذيريد؟! خيلي از باورهاي غلطي رو كه در اثر تلقينات ديگران پذيرفتيم، به مسخرگي همونه كه فكر كنيم با اصرار ديگران به خوك بنفش تبديل شديم! حالا به تك تك پيامهاي منفي كه از بچگي دريافت كردين، به اين شكل نگاه كنيد! ( پيامهاي منفي رو قبلا" توضيح دادم. )
تمرين _ از اين به بعد هر كس به شما پيام منفي داد كه " تو نمي توني، تو از پسش بر نمي آي ، تو بي استعدادي، تو هميشه خرابكاري مي كني و ..... " فكر كنيد داره مي گه شما يه خوك بنفشين! اون وقت توي دلتون بخندين و به خودتون بگيد " محاله من با حرفهاي اون به يه خوك بنفش تبديل بشم! "( وقتي به خاطر نظر ديگران فكر مي كنيم زشت يا بد هيكليم درست مثل اين مي مونه كه باور كرديم يك خوك بنفشيم! خنده داره، نه؟! )
12 _ پذيرفتن مشيت آفرينش خود : طبيعت ، هرگز خودش رو تكرار نمي كنه! از ابتداي خلقت، هنوز دو تا ذره ي برف يا دو قطره ي بارون يا دو گل مينا عين هم به روي اين سياره نيومدن! همون طور كه اثر انگشتهاي ما با هم فرق داره اونها هم با هم فرق دارن.( حتي اگه اين تفاوت با چشم بي سلاح ديده نشه. ) پس مشيت الهي اين بوده كه ما انسانها هم با هم، متفاوت باشيم. اگه اين رو بفهميم و بپذيريم، ديگه مقايسه غلط پيش نمي آد.اغلب چيزهايي كه اونها رو " چيزهاي ناجور خود " مي دونيم، تنها نشانه ي فرديت ماست نه بد بودن ما. هر كدوم ما ، با همين قيافه، هيكل و شرايطي كه الان داريم براي كاري خاص خلق شديم كه فقط ما از پس انجامش بر مي آئيم.(افسانه ي شخصي يا طرح الهي) پس مشيتمون رو بپذيريم. ( اين بحث خيلي سنگينيه كه بعدها در بحث قبول يا رد تناسخ و بحث عالم ذر ، در اسلام ، دوباره بهش مي رسيم.) فعلا" فقط مي خوام اين رو بدونيم كه قيافه، قد و قامت و جايي كه در اون به دنيا اومديم بر اساس مشيت خداونده پس به اونها اعتراض نكنيم.
تمرين _ از همين لحظه ، هيچ كلام منفي درباره ي قيافه، قد، هيكل و چيزهايي كه ما در ايجاد اون نقشي نداشيم، بر زبان نمي آريم. قبوله؟
خوب! در قانون 31 سيستم آرزوها ياد گرفتيم كه اگه خودمون رو به اندازه ي كافي دوست نداشته باشيم و خودمون رو لايق دريافت موهبتهاي الهي ندونيم ، اونها رو به دست نمي آريم. حالا مي خوايم با يه تمرين اون رو كامل تر كنيم.
_تمرين داشتن لياقت براي دريافت بهترين ها:
در آينه ، با نگاه به چشمهاتون تكرار كنين : " من لياقت داشتن ...را دارم و اكنون آن را مي پذيرم ." يا " من لياقت ....بودن را دارم و اكنون آن را مي پذيرم. " دقت كنيد چه احساسي به شما دست مي ده؟ آيا احساس مي كنيد واقعا" لياقتش رو دارين يا اينكه ته ته دلتون يه چيزي مي گه كه اينطور نيست؟! اگه احساسي منفي در درونتون وجود داره، بگيد : " من آن الگوي آگاهيم را كه در برابر خير و صلاحم مقاومت مي ورزد، رها مي كنم. من لياقت....را دارم. " اينقدر اين تمرين رو انجام بدين تا احساس پذيرش بهتون دست بده.
بنابراين قانون 35 سيستم آرزوها مي گه :
قانون 35 سيستم آرزوها _ براي دريافت هر آرزو بايد باور كنيم كه لايق دريافت آن هستيم.
_ تمرين : يك صفحه ي كاغذ بزرگ برداريد و بالاي اون بنويسيد : " من خودم رو دوست دارم ، پس... " جمله تون رو با جمله هاي بسيار تموم كنيد. هر روز به اين جملات اضافه كنيد.مثل : من خودم رو دوست دارم پس شادم، پس سالمم، پس به همه ي آرزوهام مي رسم و.....اگه مي تونين اين تمرين رو با يك دوست انجام بدين، دست هم رو بگيرين و يكي در ميون بگيد : من خودم رو دوست دارم پس...."
13 _ نگرشي كل نگرانه يعني پرورش جسم، ذهن و جان:
كسي كه خودش رو دوست داره، جسم و ذهن و جانش رو لايق بهترين ها مي دونه بنابراين به تغذيه ي جسم و جان و ذهنش اهميت مي ده. ما هر كدوم اينها رو كه نديده بگيريم، نگرش ما ناقص و فاقد تماميت ميشه. در رابطه با جسم، به بهترين تغذيه براي اون فكر كنيد.گياهان، ويتامينها و ...و تمرينات ورزشي مناسب روحيه تون. براي پرورش ذهن و جان از روشهاي تجسم، تصوير بيني، عبارتهاي تاكيدي، روشهاي روانشناسي، هنر درماني، هيپنوتيزم خود ، انواع و اقسام مراقبه ها، مطالعه كتابهاي ذهني، دعا، انجام كارهاي مذهبي كه به ما آرامش مي ده و ...استفاده كنين. راههاي بيشماري وجود داره.مي دونم.كسي نمي تونه بهتر از خودتون به شما بگه كه كدوم روش براي شما بهتره.هيچ روشي هم پاسخگوي همه ي نيازها نيست. مهم اينه كه براي قدرداني از جسم، جان و ذهنتون به پرورش اونها اهميت بديد ، از هر راهي كه مناسب مي دونين.
14 _ صرفا" به خاطر بيكسي ، هر كسي را نپذيريد.
اين يكي از قوانين مهم دوست داشتن خوده! اگه با كسي دوست هستيد كه آزارتون مي ده اما نمي تونيد كنار بگذاريدش، قطعا" دچار مسئله ي " عدم حرمت به خويشتن " هستيد. معيارهاي خودتون رو مشخص كنين. روي كاغذ بنويسيد كه دوست شما، عشق شما و هم صحبت شما بايد چه خصوصياتي رو داشته باشه .حالا براي دريافت اون فرد، طبق قانون كارما بايد همون ويژگيها رو در خودتون به وجود بياريد! اگه اطرافيانتون اونهايي نيستن كه عشق واقعي به شما بدهند به جاي اين كه احساس بي ارزشي ( يك خوك بنفش بودن! ) بكنيد، درست فكر كنيدكه چه چيزي عشق واقعي رو از شما دور نگه مي داره؟آيا مشكل انتقاده يا احساس بي ارزشي در شما يا معيارهاي نامعقول يا ترس از صميميت يا نداشتن صفاتي مشابه اون كه مي خواهيد،يا اعتقاد به اينكه دوستداشتني نيستين؟ شكار عشق هرگز يار درست رو به ارمغان نمي آره. كافيه همون خصوصيات رو در خودتون به وجود بيارين و خودتون رو دوست بدارين تا عشق واقعي خودش به سراغتون بياد. فراموش نكنين " عشق برون ما نيست. عشق درون ماست. براي دريافت هر چيزي در دنياي بيرون ، بايد اول اتفاقي در درون ما رخ بده! " ( در پستهاي بعدي، در درسهايي بسيار شگفت انگيز، با هم تمرين مي كنيم كه چطور بايد ديگران رو تغيير داد.)
15 _ در جزئيات زندگي به خودت بگو : " من با اهميتم! "
حالا رسيديم به يه اصل خيلي مهم در قوانين " دوست داشتن خود " كه براي انجامش بايد به جزئيات زندگيمون خوب نگاه كنيم.وقتي مهمون بااهميتي براتون مي رسه، بهترين لباستون رو مي پوشيد وخودتون رو آراسته مي كنيدو بهترين خوراكي رو براش تهيه مي كنيد. درسته ؟ از امروز و از همين لحظه شما بهترين و مهم ترين مهمان خودتون هستين! لباسهاي كهنه و درب و داغون رو در تنهايي استفاده نكنين چون پيامي كه به درونتون مخابره مي كنه اينه كه من بي ارزشم! جلوي ديگران به آرايشتون اهميت مي دين اما در تنهايي ، ژوليده اين؟موهاي ژوليده تون رو درست كنيد! بهترين آرايشتون رو براي خودتون انجام بدين و مدام به خودتون بگين : "چون من با ارزش و با اهميتم پس بهترين قيافه ام رو براي خودم درست مي كنم! " تو تنهايي موقع گرسنگي، سرپايي و هل هلكي غذا مي خورين؟ براي خودتون موقع ناهار يه سفره ي خوشگل بندازيد. مهم نيست توش كباب بوقلمون باشه يا نون و پنير . مهم اينه كه به خودتون بگيد " من اينقدر با ارزش و با اهميت هستم كه براي خودم سفره مي اندازم همون طور كه سرپايي غذا رو دست يه مهمون عزيز نميدم، اين بي احترامي رو براي خودم هم انجام نمي دم!" آيا پول رو فقط براي كمك به ديگران مي خواهيد، اما نمي تونين هيچ چيز از اون رو براي خودتون خرج كنين؟اين يعني در اعماق وجودتون خودتون رو بي ارزش مي دونين. پس همونقدر كه به ديگران كمك مي كنين ، بايد به خودتون هم كمك كنين! آيا دلتون مي خواد ديگران براتون هديه بخرن، تا احساس كنين دوستداشتني هستين؟ ( پس اگه ديگران فراموش كردن به شما هديه بدن علامت بي ارزشيتونه؟!!) از اين به بعد براي خودتون هديه بخرين! كادوش كنين و روش بنويسين:" تقديم به خودم! به خاطر اينكه دوستداشتني هستم!" و اون رو در نهايت احترام به خودتون هديه كنين! .......وهزار مورد ريز و درشت ديگه! به هر حال...اگر در جزئيات زندگي كاري كنيم كه پيام "بي ارزش بودن " به درون ما مخابره بشه، اون وقت نبايد انتظار داشته باشيم كه كائنات ما رو لايق دريافت بهترينها بدونند! اگه احساس بي ارزشي داشته باشيم، ديگران همين حس رو به ما پيدا مي كنند و آرزوها هم قطعا" براي آدمهايي بي ارزش ، برآورده نميشه!... بنابراين اهميت ندادن به خود در جزئيات زندگي ، يكي از بزرگترين چيزهائيه كه مانع تحقق آرزوها ميشه!
پس قانون 36 سيستم آرزوها ، مي گه :
قانون36 سيستم آرزوها _ به جزئيات زندگيت توجه كن و اهميت بده! و فراموش نكن تو با اهميتي!
و شعار جادوگري اين جلسه :
خدايا! من مشتاقم خودم را دوست بدارم! كمكم كن! آمين! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم بهمن ۱۳۹۲ساعت 10:11 توسط مسافر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|