سلام و هزاران سلام سبز همراه با آرزوی سبز بودن اندیشه هایتان. به لطف خدا ما درسهای کودک درون رو به پایان بردیم . البته این به اون معنی نیست که دیگه در درسهای آتی با اونها سر و کله نداریم یا اینکه باید تمریناتش رو تموم کنیم. باز هم تاکید می کنم چاره ی خیلی از مسایل ما شفای کودک درونمونه و این تمرینات مثل تمرینات نیمه ی تاریک می مونن که همیشه همراه ما هستند.

اما برای تنوع در درسها قبل از اینکه به آموزش تحلیل رفتار متقابل برسیم می خوایم چند چیز دیگه را هم با هم بیاموزیم.توی این جلسه می خوام چند تا تکنیک ذهنی رو بهتون آموزش بدم که در زمان تجسم خلاق به شما کمک زیادی می کنه و تکنیکهای مفیدی هستند  که کم کم ما رو برای رسیدن به درسهای مدیتیشن آماده می کنند. 

یک توصیه هم براتون دارم و اون اینه که در درسهای اول وب من یکی دو تا تنفس یاد داده بودم که خوبه اونها رو دوباره شروع کنید و حتی قبل از این تکنیکها استفاده کنید.توصیه می کنم این تکنیکها رو در زمان کافی و سر فرصت و در تنهایی و آرامش انجام بدید. قواعدش مثل تجسم خلاق می مونه.می تونید اون رو نشسته یا خوابیده انجام بدید. با چشمهای بسته و بعد از اینکه به خودتون تلقین کردین که بدنتون ریلکس و آرومه. ( اینجا اون تنفس ها کمکتون می کنه.)

در ابتدا من چند کلمه ای راجع به ذهن با شما حرف دارم.

ذهن بلند ترین کمال نفس انسان است. به ذهن ، نفس ناطقه یا نفس معجزه گر هم می گویند چون خلاق است و معجزه می کند.نظریه ای هست که می گه ذهن قبل از تشکیل قلب در جنین تشکیل میشه و تا 24 الی 48 ساعت بعد از مرگ هم باقی می مونه!( یعنی در شب اول قبر ذهن ما هنوز فعاله!)یکی از تفاوتهای ذهن با اندیشه در اینه که اندیشه ی ما می تونه تا ابد باقی بمونه چون بعد از انتقال( مرگ) ما به انرژی برتر تبدیل می شیم. بهترین نمونه اش اندیشه ی امام حسین ( ع) یا عیسی مسیح است که پس از قرنها هنوز باقی مونده.

 

در یکی از پستهای وبلاگ که راجع به رها کردن انرژی خاطرات منفی بود براتون مطالبی راجع به ذهن گفته بودم. اینجا چند نکته ی اون رو یادآوری می کنم.

به نظر شما جایگاه ذهن ما کجای بدن ماست؟

بله. درسته. پرده ی ذهنی ما روی پیشانیست.

مادر طول زندگی با افکار مختلفی روبرو هستیم. افکار خوب و بد. افکاری که بهمون آرامش می دن و افکاری که ما رو به هم می ریزن. برای احساس خوشبختی لازمه که ما روی افکارمون مسلط باشیم و یک ذهن پویا داشته باشیم. ذهن پویا به چه ذهنی می گن؟

ذهن پویا به ذهنی گفته می شه که سریع بتونه فکری را جایگزین فکر دیگه ای بکنه.

و سوال آخر اینه که چه طور می تونیم یک ذهن پویا  داشته باشیم؟

و جواب مهم اون اینه : فقط و فقط با تمرین.

من نمی خوام و نمی تونم بیشتر از این راجع به این موضوع توضیح بدم و شما خودتون می تونید درباره ی ذهن و مراتب اون بررسی و مطالعه کنید. ما در این وب و در این جلسه به سراغ چند تمرین عملی می ریم که در راستای اهداف وب است.در این جلسه تکنیکهایی رو با هم مرور می کنیم که به ما کمک می کنند تا ذهنمون پویا بشه.

 

تکنیک سالن سینما :

چشمهاتون رو ببندید. نفس عمیق بکشید و مجسم کنید که توی یک سالن سینما تنهایی نشستین و هیچ کس غیر از شما اونجا نیست. حالا مجسم کنید که از بلندگوهای داخل سالن داره یک موزیک پخش میشه که شما به میل خودتون می تونید صدای اون رو کم یا زیاد کنید.یک بار صدای اون رو تا ته زیاد کنید و بعد کم کم صداش رو به میل خودتون کم کنید تا صدا کاملا" قطع بشه.حالا به جای اون موزیک، صدای ذهن شما از بلندگوهای سالن سینما پخش می شه. یعنی هر فکری که توی ذهنتونه. هر فکری که ذهنتون رو مشغول کرده یا آزارتون می ده و ...نگران نباشین! این سینما کاملا" خصوصیه و فقط متعلق به شماست و هیچ کس نمی تونه بدون اجازه ی شما توی اون بیاد پس بگذارید صداهای فکر و ذهنتون با بالاترین صدا از بلندگوهای سینما پخش بشه. صدای اونها رو تا آخرین درجه بلند کنید. حتی اگه افکار مختلف با هم قاطی شدند مهم نیست فقط بگذارید با گوش خراش ترین صدای ممکن از بلند گوهای سینما پخش بشن. حالا به یاد بیارید که شما صاحب سینما هستین و هر چقدر دلتون بخواد می تونین این صدا رو کم و زیاد کنید. پس حالا درجه درجه صدای فکر و ذهنتون رو کم و کمتر کنید اینقدر که کاملا" صدا ها قطع بشن و سکوت همه جا برقرار بشه.وقتی سکوت برقرار میشه دیگه هیچ صدایی از ذهنتون به گوش نمی رسه. در این سکوت بنشینید و از این آرامش لذت ببرید. هر وقت دوباره صدایی از ذهنتون بلند شد یعنی فکری به ذهنتون اومد اصلا" نگران نشید فقط کم کم درجه ی صدای اون رو کم و کمتر کنید تا صداش قطع بشه. در انتها با نفسی عمیق و احساس کردن لذت این سکوت و آرامش، چشمهاتون رو باز کنید.

 

تکنیک جابجایی افکار  و تکنیک پاک کردن خاطرات منفی در وبلاگ موجوده که دو تمرین بسیار مهم هستند و ازتون می خوام دوباره اونها رو انجام بدید.اونها برای داشتن ذهن پویا به شما کمک می کنند.

نکته : قبلا" هم گفتم اما دوباره یادآوری می کنم که هر خاطره با یک احساس همراهه، به همین دلیل یاد ما مونده.مثلا" یکبار یک میخ به پای ما فرو رفته حالا هر وقت میخ می بینیم یاد اون خاطره می افتیم چون اون احساس رو به یاد داریم. بنابراین اگه احساس از کنار هر خاطره ای کنار بره اون به یک خاطره ی معمولی تبدیل میشه. ( به خاطراتی که یک زمانی خیلی براتون مهم بودند اما حالا براتون بی تفاوت شدند فکر کنید!) پس در واقع این احساس ماست که با بزرگ شدن هر خاطره ی خوب بزرگ میشه و این احساس ماست که با کوچک شدن هر خاطره ی بد کوچک میشه.

می دونم که انجام این تمرینات  شاید در ابتدا کمی سخت به نظر برسه اما هیچ قانون خاصی اینجا نیست که بخواد به شما نمره ی قبولی یا ردی بده پس در آرامش این تمرینها رو انجام بدید . به مرور به تسلط بیشتری می رسید نه فقط با یک بار تمرین.

 

توجه :تعداد زیادی از دوستان خوبم مدام درباره ی اینکه نمی تونن بعضی خاطرات رو پاک کنند می پرسن. من در درس پاک کردن انرژی منفی خاطرات راه حل رو گفته بودم اما اجبارا" دوباره یادآوری می کنم.

 

وقتی استاد خوبم تکنیک پاک کردن خاطرات منفی رو که قبلا" در پست مربوطه آموخته اید،رو به ما می آموخت یکی از شاگردان گفت که بعضی از خاطرات منفی من اینقدر وحشتناکند که امکان نداره من بتونم اینطوری پاکشون کنم و نمی دونم چرا اصلا" پاک نمی شن و بعد از این تمرین باز هم مدام دوست دارم یاد اون خاطره ی بد بیفتم!

دوست دارم اگه شما هم چنین خاطره ای دارید جواب استاد خودم رو که به اون شاگرد داد به شما بدم.استاد گفتند  تفکر بالا تر از اراده است. اگر فکر می کنی نمی تونی خاطره ای رو اینجوری پاک کنی و باز هم خود آگاه یا ناخود آگاه به سمتش کشیده میشی پس یک مدت مراقبه کن که اون خاطره مدام و توی هر لحظه ی زندگی باید به همراهت باشه!! و تو موظفی مدام به اون خاطره فکر کنی. اون وقت می بینی که بعد از مدتی خود اون خاطره خود به خود دور میشه و رفع میشه و ازت فاصله می گیره! دوست من این کار رو کرد و بعد از مدتی اومد و گفت حالا دیگه حتی ناخود آگاه هم نمی خوام یاد اون خاطره بیفتم. حالم رو به هم زد اینقدر به زور تو هر لحظه بهش فکر کردم!

 

تکنیک کوله پشتی:

در ذهنتون مجسم کنید که یک کیسه ی نایلونی بزرگ دارید. از همینها که به عنوان کیسه ی زباله استفاده می شن. یک کوله پشتی خیلی قشنگ و جادار هم دارید که دوستش دارید.حالا گذشته تان را از کودکی تا حال مرور کنید. همه ی خاطراتی رو که دوست دارید توی کوله پشتی قشنگتون بگذارید. احساس کنید شما می تونید همیشه این کوله پشتی رو به همراه داشته باشین و هر وقت بخواین درش رو باز کنید و از تک تک خاطرات خوب توی اون لذت ببرین.

تمام خاطراتی رو که ناراحتتون می کنه بریزید توی اون کیسه ی زباله. همه ی چیزهایی رو که نتونستین یا فکر می کنین نمی تونین حلش کنین رو هم توی کیسه ی زباله بریزید. حالا مجسم کنید یه مکان مقدسی هست که خدا در اونجا انتظار شما رو می کشه. اون رو به هر شکلی که می خواین مجسم کنین.کیسه ی زباله رو به خدا بدید و بهش بگید اینها برای من سخت هستند و من از حمل کردن یا حل کردنشون خسته ام! اینها رو به تو می دم تا من رو از اونها رهایی بدی. حالا یه نفس راحت بکشین! خدا رو که قبول دارین! اون توانای مطلقه!اون هیچ ناتوانی و ضعفی نداره! اون از پس همه ی اون مسایل به تنهایی بر می آد! پس حالا راحت باشین. ( این همون معنای توکل کردن یعنی خدا را وکیل قرار  دادنه که قبلا" هم گفته ام.)

 

تکنیک خالی کردن ذهن از افکار:

چشمهاتون رو ببندید. نفسهای عمیق و آروم بکشید. دم و باز دم های منظم. نفسهای دم از بینی و بازدم از دهان. بعد روی پیشانی ( پرده ی ذهنیتون) یک پرده ی سفید مجسم کنید. یک پرده مثل پرده های سفیدی که روی اون فیلم نمایش می دن. حالا مجسم کنید که سمت چپ این پرده ی سفید روی پیشونیتون چند تا جعبه ی طلایی رنگ وجود داره. حالا هر فکری که روی اون پرده ی سفید نقش بست ( یعنی هر فکری که به ذهنتون رسید)  ، مجسم کنید که اون رو بر می دارید و توی یک جعبه ی طلایی رنگ می گذارید و درش رو قفل می کنید و اون رو به بیرون سر و پیشانیتون پرتاب می کنید! فعلا" به خوب و بد فکرها کاری نداشته باشین فقط پرتشون کنین بیرون! نگران فکرهای خوب نباشین! اونها توی جعبه های طلایی سالم می مونن و بعد از تمرین باز متعلق به شما هستند!

این طوری پرده ی ذهن شما سفید باقی می مونه و از شر هر فکری رها می شید.با این تمرین شما کم کم به خالی کردن ذهن که برای مدیتیشن لازم داریم نزدیک می شین.

 

تکنیک برای تمرکز ذهنی :

ذهن متمرکز یک ذهن پویاست.یک میز را که تقریبا" هم سطح بدنتون باشه انتخاب کنید یعنی میزی که تقریبا" در خط افق دیدتون باشه و خیلی بالاتر یا پایین تر از اون نباشه.یک شیئ ساده و یک رنگ را روی میز بگذارید و دقیق نگاهش کنید.همه ی ابعادش و سطوحش و رنگش و ... را خوب ببینید. بعد چشمهاتون رو ببندید و ببینید چقدر از اون تصویر در ذهنتون باقی مونده. اگه دیدید تصویر در ذهنتون ناقصه  چشمتون رو باز کنید و دوباره نگاهش کنید و بعد دوباره چشمهاتون رو ببندید و اون رو مجسم کنید. بارها و بارها این کار رو انجام بدید اینقدر که به مرور به جایی برسید که احساس کنید وقتی چشمتون رو می بندید هم انگار دارید اون شی ئ رو با چشم بسته می بینید. در اینجا تصویر ذهنی شما از این شی ئ کامل شده. روزهای بعد که کم کم مهارت این کار در شما تقویت شد این کار رو با اشیایی که دو رنگ  هستند انجام بدید و بعد با اشیای چند رنگ و پیچیده تر. هر بار تمرین رو بیشتر از ده تا بیست دقیقه انجام ندید.

 

 

نکته : تاکید می کنم اینها تمرینهایی نیستند که با یک بار انجام دادنشون به نتیجه برسید. هیچ ورد جادوگری ای هم متاسفانه وجود نداره که من به شما بیاموزم و با تکرار اون به نتیجه ی سریع برسید. میزان نتیجه ای که می گیرید مستقیما" به میزان تلاش و عشق خودتون برای رسیدن به نتیجه  بستگی داره. در ضمن این تمرین که ظاهر ساده ای داره کم کم ذهن شما رو آماده می کنه برای تمرینات بزرگتر و مهم تر. چون بد نیست بدونید که یکی از تمرینات مهم برای تاثیر گذاری روی افراد و تله پاتی که بعدها بهش می رسیم همین تمرینه. پس اگه واقعا" می خواین روی ذهنتون تسلط پیدا کنید لطفا" تمرینات رو جدی بگیرید.

 

خوب! تمرینها و تکنیکهای زیادی برای پویا کردن ذهن وجود داره اما توی این جلسه همین تعداد کافیه.

امیدوارم تمرینات رو با عشق انجام بدید و هر وقت احساس کردین داره به شکل مشق اجباری شب در می آد برای مدتی اونها رو متوقف کنید و فقط وقتی لبریز از اشتیاق هستید انجامشون بدید.

 

در جلسه ی بعد به امید خدا چند تکنیک دیگه رو با هم می آموزیم.

 

خدایا! کمکمان کن تا با ذهنی زیبا و پویا در راه رسیدن به تو گام برداریم! آمین!

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت 18:5  توسط مسافر | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
تیر ۱۳۹۷
خرداد ۱۳۹۷
اردیبهشت ۱۳۹۷
فروردین ۱۳۹۷
اسفند ۱۳۹۶
بهمن ۱۳۹۶
دی ۱۳۹۶
آذر ۱۳۹۶
آبان ۱۳۹۶
مهر ۱۳۹۶
شهریور ۱۳۹۶
مرداد ۱۳۹۶
تیر ۱۳۹۶
خرداد ۱۳۹۶
اردیبهشت ۱۳۹۶
فروردین ۱۳۹۶
اسفند ۱۳۹۵
بهمن ۱۳۹۵
دی ۱۳۹۵
آذر ۱۳۹۵
آبان ۱۳۹۵
مهر ۱۳۹۵
شهریور ۱۳۹۵
مرداد ۱۳۹۵
تیر ۱۳۹۵
خرداد ۱۳۹۵
اردیبهشت ۱۳۹۵
فروردین ۱۳۹۵
اسفند ۱۳۹۴
بهمن ۱۳۹۴
دی ۱۳۹۴
آذر ۱۳۹۴
آبان ۱۳۹۴
مهر ۱۳۹۴
شهریور ۱۳۹۴
مرداد ۱۳۹۴
آرشيو
آرشیو موضوعی
به نام خدا
(جلسه 1 ) دفتر مراقبه
(جلسه 2 ) ماند
(جلسه 3 ) موج مثبت و منفی
(جلسه 4 ) آلفاي قبل خواب
(جلسه 5 ) تجسم خلاق
(جلسه 6 ) كارما
(جلسه 7 ) بچه غول بیشعور!
(جلسه 8 ) جادوی کلمات
(جلسه 9 ) قانون سپاس
(جلسه 10 ) لحظه ی ابدی اکنون
(جلسه 11 ) قانون بخشایش
(جلسه 12 ) نیمه تاریک
(جلسه 13 ) نیمه تاریک
(جلسه 14 ) نیمه تاریک
(جلسه 15 ) نیمه تاریک
(جلسه 16 ) خرد کردن ترس
(جلسه 17 ) سیستم آرزوها
(جلسه 18 ) سیستم آرزوها
(جلسه 19 ) سیستم آرزوها
(جلسه 20 ) سیستم آرزوها
(جلسه 21 ) سیستم آرزوها
(جلسه 22 ) سیستم آرزوها
(جلسه 23 ) سیستم آرزوها
(جلسه 24 ) سیستم آرزوها
(جلسه 25 ) قوانین ارتباطات
(جلسه 26 ) دوست داشتن خود
(جلسه 27 ) تولد دوباره
(جلسه 28 ) خانه تکانی ذهنی
(جلسه 29 ) خانه تکانی ذهنی
(جلسه 30 ) خانه تکانی ذهنی
(جلسه 31 ) خانه تکانی ذهنی
(جلسه 32 ) گوش دادن به پیام بدن
(جلسه 33 ) پیام بدن و شفای تن
(جلسه 34 ) اندیشه ی توانگر
(جلسه 35 ) پالایش
(جلسه 36 ) پالایش درونی
(جلسه 37 ) توانگری از راه نوشتن
(جلسه 38 ) توانگری از راه تصاویر
(جلسه 39 ) توانگری از راه کلام
(جلسه 40 ) پرداخت عشریه
(جلسه 41 ) توانگری و طرح الهی
(جلسه 42 ) توانگری و فرزانگی
(جلسه 43 ) توانگری از راه عشق
(جلسه 44 ) از دولت عشق
(جلسه 45 ) عشق شفا بخش
(جلسه 46 ) عشق رستاخیز
(جلسه 47 ) بازگشت الهی
(جلسه 48 ) نوشتن نامه به فرشته
(جلسه 49 ) هفت سنخ آدمیان
(جلسه 50 ) مشاور اصلح
(جلسه 51 ) حرمت به خویشتن
(جلسه 52 ) هفت خوان سالک
(جلسه 53 ) استاد،گورو، آواتار
(جلسه 54 ) ادراک سلول اولیه
(جلسه 55 ) رهایی از خاطرات
(جلسه 56 ) کشف کودک درون
(جلسه 57 ) صحبت با کودک درون
(جلسه 58 ) ملاقات با کودک درون
(جلسه 59 ) تمرین ملاقات کودک
(جلسه 60 ) دعای همگانی
(جلسه 61 ) کودک آسیب پذیر
(جلسه 62 ) کودک خشمگین
(جلسه 63 ) كودك خودخواه
(جلسه 64 ) آداب جذابیت
(جلسه 65 ) آداب زندگی
(جلسه 66 ) والد مهرآمیز درون
(جلسه 67 ) والد حمایتگر درون
(جلسه 68 ) والد نکوهشگر درون
(جلسه 69 ) شفای زخم کودکی
(جلسه 70 ) کودک جادویی درون
(جلسه 71 ) کودک خلاق درون
(جلسه 72 ) کودک معنوی درون
(جلسه 73 ) ذهن پویا
(جلسه 74 ) چند تکنیک ذهنی
(جلسه 75 ) آگاهی برتر
(جلسه 76 ) به تعادل رسیدن
(جلسه 77 ) هدر دادن انرژی
(جلسه 78 ) آگاهی چاکراها
(جلسه 79 ) رنگ و صوت چاکراها
(جلسه 80 ) چاکراها و پیامبران
(جلسه 81 ) اصول مدیتیشن
(جلسه 82 ) کمک به باور یکدیگر
(جلسه 83 ) متعادل سازی چاکراها
(جلسه 84 ) انرژی دادن به چاکراها
(جلسه 85 ) شای و ایشایا
(جلسه 86 ) اسکن و پاکسازی
(جلسه 87 ) مراحل شانس
(جلسه 88 ) قواعد آگاهی برتر
(جلسه 89 ) انرژی دادن به خود و اشیا
(جلسه 90 ) تمرینات تمرکز
(جلسه 91 )
(جلسه 92 ) تمرینات انتقال حس
(جلسه 93 ) شرکت در کلاسهای حضوری
(جلسه 94 ) تمرینات فرستندگی فکر
(جلسه 95 ) تله پاتی با اشعه های نورانی
(جلسه 96 )
(جلسه 97 ) راز سایه
(جلسه 98 )
(جلسه 99 ) لگزیگرام یا علم لغات
(جلسه 100 ) مثالهای لگزیگرام
(جلسه 101) لگزيگرام و جادوي كلام
(جلسه 102) نور وجود
(جلسه 103) ترمیم نور وجود
(جلسه 104) ویروس دانایی
(جلسه 105) قدرت عشق
(جلسه 106) قدرت احساسات
(جلسه 107)تغییر فرکانس
به یاد اولین استادم
(جلسه 108) ورود به روند خلق
(جلسه 109) زندگی کاتالوگ است
(جلسه 110) کلید عشق
(جلسه 111) کلید شکرگزاری
(جلسه 112) کلید بازی و تفریح
(جلسه 113) اصول قدرت و پول!
(جلسه 114) اصول قدرت درباره روابط
(جلسه 115) ادامه اصول قدرت درباره روابط
(جلسه 116) قسمت سوم از اصول قدرت درباره روابط
(جلسه 117) اصول قدرت درباره سلامتی
(جلسه 118) ادامه اصول قدرت درباره سلامتی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM