سلام و هزاران سلام. همون طور كه قول داده بودم اين بار زود اومدم تا بقيه ي درس قبل را براتون بگذارم. درباره ي اين با هم حرف زده بوديم كه چون دنيا و آدمها بازتاب رفتار خود ما با خودمان هستند وقتي ما خودمان را به اندازه ي كافي خوب نمي دانيم بنابراين بچه غول بيشعور ما خود را لايق دريافت بهترينهاي خداوند نمي داند. بنابراين بايد بتوانيم خودمان را دوست بداريم. يعني اگر ما صد تا نامه به فرشته هم بنويسيم ممكن است جواب نگيريم اگر  ضمير ناخودآگاه ما، ما را لايق بهترينها نبيند. يكي از تمريناتي كه براي اين كار بايد انجام داد پيدا كردن دوباره ي نور وجودمان است كه به شيوه هاي مختلف آن را از دست داده ايم.

يكي از مهمترين چيزهايي كه نور وجود را از بين مي برد، تاريكي است كه در اثر سه چيز به وجود مي آيد : فكر و نيت گناه.  احساس گناه و تقصير. و خود گناه و تقصير. و همون طور كه توضيح دادم هم در شريعت و هم در قوانين توانگري اين موارد گفته شده است.

در جلسه ي قبل درباره ي فكر و نيت گناه حرف زديم و در اين جلسه به ادامه ي همين بحث مي پردازيم.

احساس گناه و تقصير:

احساس گناه نور وجود را از بين مي برد چون باعث ايجاد احساس تاريكي در درون مي شود. احساس گناه حال خوب لحظه ي حالمان را خراب مي كند . احساس گناه دو نوع است. احساس گناه كاذب و احساس گناه صادق.

احساس گناه كاذب :

بعضي وقتها ديگران در ما ايجاد احساس گناه كاذب و بي مورد مي كنند و ما را به یک ماشین احساس تقصیر تبدیل می کنند. ماشینی که سوخت آن احساس تقصیر است و تا از این سوخت پر می شود به راه می افتد و کارش فقط نابود کردن حال خوش ماست!هر وقت احساس گناه كاذب است ما بايد ريشه ي آن را در درونمان پيدا كنيم تا بتوانيم با اين احساس گناه بي مورد مقابله كنيم.

_ ممكن است اين احساس گناه به خاطر صفتي در نيمه ي تاريك خودمان باشد!

مثلا" دوستي كه بارها حق دوستي را براي او ادا كرده ايد از شما مي خواهد نصفه شب دنبال عمه اش به فرودگاه برويد و او را به شهر بياوريد! مشكلي هم براي رفتن ندارد و شما مي دانيد كه خودش مي تواند اين كار را بكند.دلتان مي خواهد به او نه بگوييد اما احساس گناه به شما دست مي دهد! اگر بله هم بگوييد حالتان از خودتان بد مي شود كه چرا نمي توانيد مانع سو استفاده كردن ديگران از خودتان بشويد. اينقدر بخشش هم در وجودتان نيست كه بخواهيد براي دادن عشق بي قيد و شرط اين كار را بكنيد!

خوب اين احساس گناه از نوع كاذب است و به خاطر صفت نقص داشتن در وجود شماست. وقتي ما احساس مي كنيم نقصي در درونمان داريم  و به اندازه ي كافي خوب نيستيم فكر مي كنيم فقط وقتي خوب هستيم كه ديگران تاييدمان بكنند! بنابراين اگر " نه " اي بگوييد كه باعث عدم تائيد ديگران بشود، احساس گناه پيدا مي كنيد! خوب پيداست بايد در اين موارد تمرين نه گفتن كنيد و بعد روي نيمه ي تاريكتون كار كنيد تا ريشه ي قضيه را خشك كنيد.

 

_ احساس گناه ممكن است به خاطر اتفاقات بي نياز از احساس گناه ايجاد بشود.

مثلا" در مهماني ليوان از دستتون مي افته و مي شكنه. بله! اتفاق بدي افتاده! اما اينكه احساس كنيد يك موجود دست و پا چلفتي بي ارزش هستيد را به شرايط ايجاد شده اضافه نكنيد! اينجا راهش پذيرفتن اينه كه همه ي ما انسان و جايزالخطا هستيم. نهايتا" مي تونيد همتتون رو جزم كنيد و لنگه ي ليوان شكسته شده رو پيدا كنيد و بخريد و به صاحبش بديد. همين!

 

_ احساس گناه از نوع كاذب مي تونه به شكل يك توطئه ي نا آگاهانه يا آگاهانه از طرف ديگران باشه!

نا آگاهانه مثل نگاههاي ملامت بار والدين يا ديگران در مواردي خاص كه گناهي مرتكب نشدين.و آگاهانه اش مثل زماني كه مثلا" مي ريد هتل و مي خواين ساك دستي كوچيكتون رو تا دم در اتاقتون كه ته راهروئه ببرين و به كمك هم نياز ندارين. پيشخدمت به زور ساكتون رو مي گيره و مي خواد كمك كنه تا انعامي بگيره.در اين صورت اگه واقعا" مي خواين عشق بي قيد و شرط بدين عيبي نداره هر پاداشي رو به اون بدين اما اگه بعد از دادن پول به اون از خودتون حرصتون مي گيره و اگه بهش انعام نديد هم دچار احساس گناه كاذب مي شيد پس بهتره تمرين كنيد همون اول بسم الله بتونيد به پيشخدمت بگيد كه  " من براي كاري كه نخوام، انعام هم نمي دهم! " در واقع " نه گفتن " در مواردي كه حق داريد نه بگيد مي تونه شما رو از احساس تاريكي بعد از انجام عمل، نجات بده! و جزو قوانين حرمت به خويشتن و احترام گذاشتن به حق الهي خودتونه!

خوب! احساس گناه صادق چيه؟

احساس گناه صادق : مثل يك آژير خطر مي مونه كه بعد از انجام يك كار يا نيت بد در ما ايجاد  ميشه. اين همون چيزيه كه در دين بهش مي گن : نفس لوامه. آقاي تنه كار در كتاب " برگرد ميان جاده " مي گويد : " نفس لوامه مثل يك رستاخيز كوچك مي ماند چون همان طور كه در رستاخيز خداوند هم شاهد و هم قاضي و هم مجري حكم است، نفس لوامه يا همان عذاب وجدان بعد از هر عمل انسان را وارد يك رستاخيز كوچك مي كند. رستاخيزي كه قاضي و شاهد و مجري حكم خود وجدان و نفس لوامه انسان است. "

احساس گناه مثل احساس درد است. خداوند احساس درد را آفريده تا شما به سراغ درمان درد برويد .اگر احساس درد وجود نداشت ميخ ده سانتي اينقدر در پاي انسان مي ماند تا او را با عفونت بكشد! بنابراين احساس درد مثل يك آژير خطر مي گويد بدو برو خودت را درمان كن! احساس گناه صادق هم همين طور است و مثل يك آژير خطر به ما مي گويد: بدو برو نور وجودت را پس بگير! گناه وجودت را تاريك كرده است!

بنابراين وقتي احساس گناه در ما ايجاد مي شود اول بايد آن را بررسي كنيم كه آيا از نوع صادق است يا كاذب. اگر از نوع صادق بود تنها راه آن جبران گناه است والا نه شريعت و نه قوانين توانگري احساس گناه بي ثمر را كه به جبران گناه و اشتباه منتهي نشود ، تائيد نمي كنند. در اين موارد ما بايد به خود تاكيد كنيم كه رفتار بد بد است اما دليل نمي شود ما بد باشيم! ما در بچگي به فرزندانمان مي گوييم " تو بد هستي ! " در حالي كه اين اشتباه است! تو بد هستي يعني تو قابل دوست داشتن نيستي! يعني تو لايق دريافت بهترينها نيستي!" به جاي آن بايد گفت " رفتار تو بد است و تو چون خوبي بايد آن را جبران كني! " به خودمان هم بايد همين را بگوييم تا نور وجودمان خاموش نشود.

بنابراين حتي احساس گناه هم بايد روي محور تعادل قرار بگيرد. يعني اينقدر به خود سخت نگيريد كه احساس گناه شما را به نااميدي از رحمت حق (كه شرك است)و به خودآزاري و تخريب برساند و از طرفي هرگز نگذاريد احساس گناه واقعي در شما از بين برود و بي تفاوت بشويدو اين شما را دچار عجب و غروري در برابر خدا بكند كه انگار تا ابد مهلت داريد!(چون بی تفاوت بودن به احساس گناه دل را سخت می کندو ممکن است خدای نکرده به دسته ای تبدیل شویم که خداوند مهر به دلشان می زند و دیگر هیچ چیز تکانشان نمی دهد!)

تمرين : يك يادداشت روزانه ي احساس تقصير درست كنيد و هر لحظه كه احساس تقصير مي كنيد در آن يادداشت كنيد. بعد آنها را به دو دسته ي كاذب و صادق تقسيم كنيد.جلوي كاذبها بنويسيد : " اينها فقط خيالات من هستند و هيچ كدام واقعي نيستند. من به اندازه ي كافي خوب هستم."

جلوي احساس گناههاي صادق بنويسيد : " احساس گناه به تنهايي كافي نيست! براي جبران آن چه بايد بكنم تا بتوانم نور وجودم را دوباره پيدا كنم؟ "

 سومين چيزي كه در اين مبحث درباره ي آن صحبت مي كنيم خود گناه و تقصير است. در واقع در ادامه ي احساس گناه صادق ما نتيجه گيري مي كنيم كه گناه يا خطايي از ما سر زده و همان باعث شده در درونمان نور وجودمان رو به خاموشي برود.در شريعت مي گويند در اين جا اولين كار بعد از پذيرش گناه اعتراف به گناه نزد خداوند و توبه است و سپس برگشت از گناه و جبران آن. شما اين مبحث را در كتب ديني مي توانيد مفصل مطالعه كنيد .

حالا به مهم ترين قسمت درس رسيده ايم. اينكه چه مراحلي را بعد از انجام يك اشتباه يا گناه بايد طي كنيم تا دوباره بتوانيم نور وجودمان را پس بگيريم؟

در قوانين توانگري هم مي گويند بعد از انجام گناه يا تقصيردر ابتدا جبران آن مهم است. براي اين كار اول بايد آن را جبران ذهني كنيد! يعني چه؟ يعني در ذهنتان اتفاقي را كه افتاده مرور كنيد درست مثل يك فيلم.وقتي به آستانه ي انجام اشتباه يا گناهتان رسيديد ذهنا" مجسم كنيد كه اين بار رفتار درستي از شما سر مي زند! اين كار براي اينست كه با انجام عمل جبران ذهني،به ميزان خطايي كه مرتكب شده ايد پي مي بريد و كم كم عادت مي كنيد وقتي در شرايط مشابه قرار گرفتيد  كار و رفتار درستي را در پيش بگيريد. بعد از جبران ذهني مرحله ي جبران عملي گناه است. تا وقتي ما گناهانمان را جبران نكرده باشيم ضمير ناخودآگاه ما خود را گناهكار و مستحق تنبيه مي بيند بنابراين ما اوضاع و شرايطي را به خود جذب مي كنيم كه در آن تنبيه بشويم!بدون جبران عملی گناه نمی شود وارد مرحله ی بعد که ترمیم نور وجود است بشویم.

بعد از جبران عملي گناه نوبت ترميم نور وجود مي رسد.

براي ترميم نور وجودمان كه باعث مي شود ضمير ناخود آگاه ما باور كند كه ما به اندازه ي كافي خوب و لايق دريافت بهترينها هستيم ، چه بايد بكنيم؟

بايد اول جبران ذهني و بعد جبران عملي گناه را انجام بدهيد( اين همان است كه در دين گفته مي شود مثلا" حق الناس بايد پرداخته بشود والا توبه معني ندارد! و دبي فورد هم در اين باره توضيح مي دهد كه بدون جبران گناهان گذشته، آينده تكرار گذشته خواهد بود!)

بعد از آن براي ترميم نور وجود، ليست گناهانتان را مرور كنيد و ببينيد در هنگام انجام هر گناه كدام ويژگي خوب شما كمرنگ بوده است. مثلا" در دعوا با مادرتان مهرباني و گذشت شما كم بوده و همين باعث سر زدن خطا از شما بوده است. بعد از جبران ذهني و عملي اشتباهتان، اگر مي خواهيد واقعا" ضمير ناخودآگاهتان قبول كند كه شما براستي دوست داشتني و خوب هستيد بايد دوباره نور چراغ مهرباني را در وجودتان روشن كنيد يعني دنبال راهكارهاي عملي بگرديد براي اينكه مهرباني را در شما زياد كند. يعني جلوي هر ويژگي مثبت بنويسيد با چه مصداق هاي عملي و مشارطه براي انجام آن مي توانم نور آن ويژگي را در خودم روشن تر كنم؟

مثلا" مادر شما دوست دارد با او مهربان باشيد و به حرفهايش گوش بدهيد. حالا نوبت مشارطه كردن براي انجام كارهاييست كه مي تواند نور مهرباني را در شما بيشتر بكند. در اين موارد يادتان باشد كارهايي كه طرفتان مي خواهد و دوست دارد انجام بدهيد نه كاري براي از سر باز كردن خودتان! مثلا" اگر مادرتان به نوازش شما نيازدارد دنبال شستن ظرف كه از نظر شما راحت تر است نرويد!

بعد از اين مرحله مي توانيد جلوي آينه برويد و به خود بگوييد : " من مهربان هستم. من به اندازه ي كافي خوب هستم." در واقع تا قبل از جبران گناهان و ترميم نور وجود اگر هزار بار به خودتان بگوييد من خوب هستم، ضمير ناخودآگاهتان آن را باور نمي كند!

خوب! يك بار ديگه يادآوري مي كنم كه تا زماني كه ما در اعماق وجودمان خودمان را به اندازه ي كافي دوست نداشته باشيم و لايق بهترينها ندانيم، يعني نور وجودمان را پيدا نكرده باشيم چون دنيا بازتاب رفتار و احساس ما با خودمان است ، دنيا و شرايط آن مي پيچد تا به ما احساس بي ارزشي بدهد.در اين موارد اگر روزي صد تا نامه هم به فرشته ها بنويسيم نمي توانيم به نتيجه برسيم.

همون طور كه گفتم پيدا كردن نور وجود مراحل ديگه اي داره كه نميشه اينجا گفت چون نياز به اين داره كه شما دوره هاي قبلي كار روي نيمه ي تاريك را بگذرانيد. امااميدوارم در همين حد آن بتواند به شما كمك كند.

 

خدايا! به ما كمك كن تا با جبران خطاهايمان نور وجودمان را پيدا كنيم! آمين!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۵ساعت 18:11  توسط مسافر | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
تیر ۱۳۹۷
خرداد ۱۳۹۷
اردیبهشت ۱۳۹۷
فروردین ۱۳۹۷
اسفند ۱۳۹۶
بهمن ۱۳۹۶
دی ۱۳۹۶
آذر ۱۳۹۶
آبان ۱۳۹۶
مهر ۱۳۹۶
شهریور ۱۳۹۶
مرداد ۱۳۹۶
تیر ۱۳۹۶
خرداد ۱۳۹۶
اردیبهشت ۱۳۹۶
فروردین ۱۳۹۶
اسفند ۱۳۹۵
بهمن ۱۳۹۵
دی ۱۳۹۵
آذر ۱۳۹۵
آبان ۱۳۹۵
مهر ۱۳۹۵
شهریور ۱۳۹۵
مرداد ۱۳۹۵
تیر ۱۳۹۵
خرداد ۱۳۹۵
اردیبهشت ۱۳۹۵
فروردین ۱۳۹۵
اسفند ۱۳۹۴
بهمن ۱۳۹۴
دی ۱۳۹۴
آذر ۱۳۹۴
آبان ۱۳۹۴
مهر ۱۳۹۴
شهریور ۱۳۹۴
مرداد ۱۳۹۴
آرشيو
آرشیو موضوعی
به نام خدا
(جلسه 1 ) دفتر مراقبه
(جلسه 2 ) ماند
(جلسه 3 ) موج مثبت و منفی
(جلسه 4 ) آلفاي قبل خواب
(جلسه 5 ) تجسم خلاق
(جلسه 6 ) كارما
(جلسه 7 ) بچه غول بیشعور!
(جلسه 8 ) جادوی کلمات
(جلسه 9 ) قانون سپاس
(جلسه 10 ) لحظه ی ابدی اکنون
(جلسه 11 ) قانون بخشایش
(جلسه 12 ) نیمه تاریک
(جلسه 13 ) نیمه تاریک
(جلسه 14 ) نیمه تاریک
(جلسه 15 ) نیمه تاریک
(جلسه 16 ) خرد کردن ترس
(جلسه 17 ) سیستم آرزوها
(جلسه 18 ) سیستم آرزوها
(جلسه 19 ) سیستم آرزوها
(جلسه 20 ) سیستم آرزوها
(جلسه 21 ) سیستم آرزوها
(جلسه 22 ) سیستم آرزوها
(جلسه 23 ) سیستم آرزوها
(جلسه 24 ) سیستم آرزوها
(جلسه 25 ) قوانین ارتباطات
(جلسه 26 ) دوست داشتن خود
(جلسه 27 ) تولد دوباره
(جلسه 28 ) خانه تکانی ذهنی
(جلسه 29 ) خانه تکانی ذهنی
(جلسه 30 ) خانه تکانی ذهنی
(جلسه 31 ) خانه تکانی ذهنی
(جلسه 32 ) گوش دادن به پیام بدن
(جلسه 33 ) پیام بدن و شفای تن
(جلسه 34 ) اندیشه ی توانگر
(جلسه 35 ) پالایش
(جلسه 36 ) پالایش درونی
(جلسه 37 ) توانگری از راه نوشتن
(جلسه 38 ) توانگری از راه تصاویر
(جلسه 39 ) توانگری از راه کلام
(جلسه 40 ) پرداخت عشریه
(جلسه 41 ) توانگری و طرح الهی
(جلسه 42 ) توانگری و فرزانگی
(جلسه 43 ) توانگری از راه عشق
(جلسه 44 ) از دولت عشق
(جلسه 45 ) عشق شفا بخش
(جلسه 46 ) عشق رستاخیز
(جلسه 47 ) بازگشت الهی
(جلسه 48 ) نوشتن نامه به فرشته
(جلسه 49 ) هفت سنخ آدمیان
(جلسه 50 ) مشاور اصلح
(جلسه 51 ) حرمت به خویشتن
(جلسه 52 ) هفت خوان سالک
(جلسه 53 ) استاد،گورو، آواتار
(جلسه 54 ) ادراک سلول اولیه
(جلسه 55 ) رهایی از خاطرات
(جلسه 56 ) کشف کودک درون
(جلسه 57 ) صحبت با کودک درون
(جلسه 58 ) ملاقات با کودک درون
(جلسه 59 ) تمرین ملاقات کودک
(جلسه 60 ) دعای همگانی
(جلسه 61 ) کودک آسیب پذیر
(جلسه 62 ) کودک خشمگین
(جلسه 63 ) كودك خودخواه
(جلسه 64 ) آداب جذابیت
(جلسه 65 ) آداب زندگی
(جلسه 66 ) والد مهرآمیز درون
(جلسه 67 ) والد حمایتگر درون
(جلسه 68 ) والد نکوهشگر درون
(جلسه 69 ) شفای زخم کودکی
(جلسه 70 ) کودک جادویی درون
(جلسه 71 ) کودک خلاق درون
(جلسه 72 ) کودک معنوی درون
(جلسه 73 ) ذهن پویا
(جلسه 74 ) چند تکنیک ذهنی
(جلسه 75 ) آگاهی برتر
(جلسه 76 ) به تعادل رسیدن
(جلسه 77 ) هدر دادن انرژی
(جلسه 78 ) آگاهی چاکراها
(جلسه 79 ) رنگ و صوت چاکراها
(جلسه 80 ) چاکراها و پیامبران
(جلسه 81 ) اصول مدیتیشن
(جلسه 82 ) کمک به باور یکدیگر
(جلسه 83 ) متعادل سازی چاکراها
(جلسه 84 ) انرژی دادن به چاکراها
(جلسه 85 ) شای و ایشایا
(جلسه 86 ) اسکن و پاکسازی
(جلسه 87 ) مراحل شانس
(جلسه 88 ) قواعد آگاهی برتر
(جلسه 89 ) انرژی دادن به خود و اشیا
(جلسه 90 ) تمرینات تمرکز
(جلسه 91 )
(جلسه 92 ) تمرینات انتقال حس
(جلسه 93 ) شرکت در کلاسهای حضوری
(جلسه 94 ) تمرینات فرستندگی فکر
(جلسه 95 ) تله پاتی با اشعه های نورانی
(جلسه 96 )
(جلسه 97 ) راز سایه
(جلسه 98 )
(جلسه 99 ) لگزیگرام یا علم لغات
(جلسه 100 ) مثالهای لگزیگرام
(جلسه 101) لگزيگرام و جادوي كلام
(جلسه 102) نور وجود
(جلسه 103) ترمیم نور وجود
(جلسه 104) ویروس دانایی
(جلسه 105) قدرت عشق
(جلسه 106) قدرت احساسات
(جلسه 107)تغییر فرکانس
به یاد اولین استادم
(جلسه 108) ورود به روند خلق
(جلسه 109) زندگی کاتالوگ است
(جلسه 110) کلید عشق
(جلسه 111) کلید شکرگزاری
(جلسه 112) کلید بازی و تفریح
(جلسه 113) اصول قدرت و پول!
(جلسه 114) اصول قدرت درباره روابط
(جلسه 115) ادامه اصول قدرت درباره روابط
(جلسه 116) قسمت سوم از اصول قدرت درباره روابط
(جلسه 117) اصول قدرت درباره سلامتی
(جلسه 118) ادامه اصول قدرت درباره سلامتی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM