سلام و هزاران سلام همراه با عشق به شما. شما كه مي خواهيد از دولت عشق به توانگري برسيد!

اين درس را با كلام " گاندي " شروع مي كنم كه گفته است : " در طول تاريخ، پيروزي همواره با طريقت عشق و حقيقت بوده است. "

 

عشق از آن رو در دل شما به وديعه گذاشته نشده تا همان جا بماند. مادامي كه عشق را به ديگران نبخشاييد، عشق نيست.

 

_ قانون گشودن گره ها :

 

هر گاه فردي را مي بينيد كه گرفتار مشكلات است، آرام بنشينيد و برايش موهبت محبت را بطلبيد. بعد از مدتي، با تكرار عبارتهاي تاكيدي مربوط به عشق، انگار جريان برق روشن مي شود و آن فرد با آن جريان هماهنگ مي شود. معمولا" افراد با گرايشها و رفتاري هماهنگ ، به سرعت پاسخ مي دهند . اگر نه، بايد به تكرار عبارتهاي تاكيدي بيشتر ادامه بدهيد زيرا ميزان مقاومت آدمها در برابر دولت عشق متفاوت است. اين تمرين را در مورد خودتان هم انجام بدهيد.

 

در باب سيزدهم رساله ي اول پولس رسول به قرنتيان مي گويد : " اگر به زبانهاي مردم و فرشتگان سخن گويم و محبت نداشته باشم، مثل نحاس صدادهنده و سنج فغان كننده شده ام. اگر نبوت داشته باشم و جميع اسرار و همه ي علم را بدانم و ايمان كامل داشته باشم به حدي كه كوهها را نقل كنم و محبت نداشته باشم، هيچ هستم. و اگر جميع اموال خود را صدقه بدهم و بدن خود را بسپارم تا سوخته شود و محبت نداشته باشم، هيچ سود نمي برم. محبت حليم و مهربان است. محبت حسد نمي كند. محبت كبر و غرور ندارد. اطوار ناپسنديده ندارد و نفع خود را طالب نمي شود. خشم نمي گيرد و سوظن ندارد. از ناراستي خوشوقت نمي گردد ولي با راستي شادي مي كند. در همه چيز صبر مي كند و همه را باور مي نمايد. در همه حال اميدوار مي باشد و هر چيز را متحمل مي باشد. محبت هرگز ساقط نمي شود و ..."

 

_ محبت شخصي و محبت غير شخصي :

 

ما بايد در محبت شخصي و غير شخصي، به ديگران عشق بورزيم. از نوع همان عشقي كه " پولس رسول " مي گويد. در عشق و محبت شخصي مي توان نسبت به افراد خانواده و خويشاوندان ، مهرباني و ملاحظه و ايثار نشان داد. اما ما بايد به درجه اي برسيم كه بتوانيم، محبت غير شخصي هم داشته باشيم. عشق و محبت غير شخصي، در اصل يعني توانايي كنار آمدن با مردم، بدون دلبستگي شخصي و وابستگي عاطفي.

 

_ تمرين : براي آفرينش آگاهي و پرورش محبت غير شخصي و نيكخواهي نسبت به همگان، تكرار اين عبارت موثر است : " من بدون هيچ گونه وابستگي، همه ي مردم را دوست دارم و همه ي مردم هم بدون هيچ گونه وابستگي ، مرا دوست دارند. "

 

 

دعاهايي كه كلمه ي " عشق الهي " در آن باشد، يكي از بزرگترين راه حل ها براي برطرف كردن مشكلات شخصي و شغلي و باز شدن درهاي توانگري است. وقتي همه چيز قاطي و شلوغ مي شود، وقتي فكر مي كنيد ديگر توان تغيير دادن و درست كردن چيزي را نداريد، فقط آرام بمانيد و عشق الهي را به كمك بطلبيد و منتظر معجزات بمانيد!

 

_ تمرين :فهرستي تهيه كنيد و نام افراد يا موقعيتهايي را كه مي خواهيد از دولت عشق الهي، دگرگوني و بركت بيابند ، در آن يادداشت كنيد. اگر مي توانيد چند نفر بشويد در غير اين صورت خودتان اين كار را انجام بدهيد. اگر چند نفر شديد فراموش نكنيد كه ابدا" نبايد درباره ي مشكلات آن افراد با كسي صحبت كنيد.( مگر استاد معنويتان كه مشاور اصلح است و هميشه مي توانيد با او صحبت كنيد.)

 آنوقت دسته جمعي يا تكي به تكرار دعاهاي مربوط به عشق الهي بپردازيد. آرام دستتان را روي اين فهرست بگذاريد و بگوئيد : " عشق الهي هم اكنون در من و از طريق من سلامت كامل و ثروت فراوان و سعادت بيكران مي آورد. " آنگاه در دل خود، براي افرادي كه نامشان در فهرست است، بگوئيد : "عشق الهي هم اكنون در تو و از طريق تو به عاليترين كار خود سرگرم است. عشق الهي هم اكنون براي تو و از طريق تو سلامت كامل و ثروت فراوان و سعادت بيكران مي آورد. " آن وقت به تدريج شاهد رخ دادن بهترين رويدادها براي خود و آنها خواهيد بود.

 

نكته : عشق را نبايد برون از خود بيابيد. محبت را در درون خود كشف كنيد و سپس از طريق انديشه و كلام و اعمال و دعاهاي تاكيدي خويش به بيرون بيفكنيد.يعني زماني كه مسئله اي پيش مي آيد و مي خواهيد با قدرت عشق حلش كنيد فقط كافيست آرام بمانيد و عشق الهي را بطلبيد و به گونه اي رفتار كنيد كه انگار همه چيز بهترين است! براي فهم بيشتر موضوع به مثالهاي زير توجه كنيد.

 

مثالهايي از كاربرد كلمه ي " عشق الهي " :

 

 "پاندر " در كتابهاي خود ، مثالهاي زيادي در باره ي قدرت جادويي كلمه ي " عشق الهي " دارد.

_ مثال 1 : او زني را مثال مي زند كه بعد از اينكه همسرش در يك مشاجره ي سخت، خانه را ترك كرد ، تصميم گرفت از قدرت جادويي عشق استفاده كند. او مي دانست كه بايد عشق را در درون آفريد و آنگاه، آن را بيرون فرستاد. او با يقين به اينكه همسرش با روي گشاده بر خواهد گشت ( در حالي كه همسرش هرگز بعد از چنين قهرهايي براي ناهار به خانه بر نمي گشت. ) ، با عشق، مشغول پخت غذايي شد كه او دوست داشت و مدام در دل تكرار كرد : " من از عشق الهي مي خواهم كه هم اكنون پيوند زناشويي ما را شفا ببخشد. " چندي نگذشت كه همسرش با يك جعبه شيريني به خانه آمد در حالي كه از رفتارش نادم بود!

 

_ مثال 2 : كتابداري كه دچار ناراحتي پوستي شده بود ، از مشاوري شنيد كه يكي از دلايل ناراحتيهاي پوستي، " نياز به تائيد " است كه خود شكلي از محبت است. او تمريني را شروع كرد. او هر روز دستهايش را روي صورتش مي گذاشت و تكرار مي كرد : " عشق الهي هم اكنون تو را شفا مي بخشد. " به زودي ناراحتي پوستيش برطرف شد.

 

_ مثال 3 : يك خانم منشي كه علاقمند بود كار پر درآمدش را حفظ كند اما عصبيت رئيسش او را كلافه مي كرد، دريافت كه بايد هر طور شده با بدخلقي سر صبح رئيسش كنار بيايد. او كه از قدرت كاميابي بخش محبت آگاه شده بود به تكرار اين عبارت از " امت فاكس " پرداخت كه : " همه ي آدميان، تجلي عشق الهي هستند. پس من به جز عشق الهي ، با هيچ چيز ديگري نمي توانم روبرو بشوم! " از آن روز ، رئيس كاملا" تغيير رفتار داد. انگار عشق الهي پيشاپيش منشي حركت مي كرد و همه چيز را آماده مي كرد!

 

_ شفاي بيماريها با " عشق الهي " :

من به طور مفصل برايتان گفته ام كه هر بيماري چه علت روحي و دروني اي دارد. اينجا لازم مي  دانم باز هم تاكيد كنم كه در درمان همه ي بيماريها " طلبيدن عشق الهي " و ايجاد عشق در درون و دوست داشتن خود چاره ساز است. حتي در بيماريهاي لا علاج!

در يك آمار گيري گفته شد كه شست و دو درصد از بيماران سرطاني، كساني هستند كه عزيزي را از دست داده اند يا دچار اندوه شديد و افسردگي و ياسي مفرط شده اند. سرطان را "مرض اضطراب "

خوانده اند. سرگذشت بيماران سرطاني نشان مي دهد كه در دوره اي از زندگي خود، احساس نگراني و كمبود محبت كرده اند. ناخود آگاه اينقدر اين احساسات و عواطف را در خود نگه داشته اند كه به تلخي و ذهني ايراد گير و چه بسا نفرت و انزجار تبديل شده و در نهايت مبتلا به سرطان شده اند.

 

_ مثال 4 : مردي بازرگان كه بيماري دردناكي داشت، از پاندر شنيد كه مي تواند محبت را خود در درون تامين كند و با برون فرستادن عشق درون، و با بر زبان آوردن كلام محبت آميز درباره ي اعضاي بدنش خود را شفا بدهد.او كه همه ي روشهاي درماني را آزموده و به نتيجه نرسيده بود، هر روز دستش را بر موضع درد گذاشت و تكرار كرد : " من دوستت دارم! " در مدت كوتاهي درد ناپديد شد.

 

 

_ بهبود بخشيدن به كسب و كار با " عشق الهي " :

 

" اما كورتيس هاپكينز " معلم بزرگ ماورا الطبيعه ، گفته : " وضع كسب و كارتان را همانطور كه هست، بپذيريد و عشق الهي را حمد و ثنا گوئيد كه برايتان راه حلي مقتدر و خردمندانه مي يابد. " منظور اينست كه در بدترين شرايط كاري و بي درآمدي، بجاي غر زدن، از قدرت كاميابي بخش عشق كمك بخواهيد و بگوئيد :  " عشق الهي را حمد و ثنا مي گويم كه برايم راه حلي مقتدر و خردمندانه مي يابد.  "

 

_ مثال 5 : در اوضاع خراب اقتصادي ، اعضاي هيات مديره ي شركتي تصميم گرفتند دسته جمعي به تكرار عبارتهاي تاكيدي بپردازند. آنها مي گفتند : " عشق الهي باطن يكايك ما،انديشه هاي تازه، شهامت تازه، و نعمت و ثروتي محسوس را هر روز به سوي ما مي كشاند. عشق الهي باطن تو؛ انديشه هاي تازه ، شهامت تازه، و نعمت و ثروتي نا محسوس را هر روز به سوي تو مي كشاند. "  جالب اين جاست كه در بدترين شرايط اقتصادي كشور و مردم، آن سال به پر بركت ترين سال كاري آنها تبديل شد!

 

_ براي ايجاد يك زندگي متعادل ، تكرار كنيد : " عشق الهي، از طريق من تجلي مي كند، و همه ي آنچه را كه براي خوشبختي و تكميل زندگيم لازم است ، هم اكنون به وي من مي كشاند. "

 

نياز و آرزوي شما هر چه كه باشد، پاسخش طلبيدن محبت و عشق الهي است. لازم نيست براي محبت به برون از خويش، نظر بيندازيد. شروع كنيد به اينكه از درون انديشه ها و احساسهاي خود، عشق را به برون بفرستيد. آنگاه همه ي اشخاص و اوضاع و شرايطي را كه به مصلحت و منفعت شماست، به سوي خود مي كشانيد. تكرار كنيد : " من در حلقه ي سحرآميز عشق خدا گام بر مي دارم و هم اكنون چون مغناطيسي الهي در برابر خير و صلاح خود مقاومت ناپذيرم. "

 

 

نكته _ راه كاميابي خود را دوست بداريد:

حتما" شما هم به ياد داريد كه درزندگيتان پيش آمده كه خواسته ايد با پيكار راه خود را پيش برانيد و با اين كار، به هر عملي كه دست زده ايد با درد و رنج و شكست روبرو شده ايد. زمانهايي كه احساس مي كنيد ديگراني وجود دارند كه بين شما و توانگريتان مثل ديوار ايستاده اند.

 خود " پاندر " درباره ي خودش گفته است كه " زماني دچار مشكلي شده بودم كه به هيچ وجه حل نمي شد. ديگران در اين كار دخالت داشتند، و تا آنها اقدام نمي كردند ، كاري از دستم ساخته نبود.انگار كه ديواري سنگي وجود داشت. "

او با خواندن جملاتي از " اما كورتيس هاپكينز " فهميد اين ديوار سنگي در درون خودش است كه نمي گذارد به توانگري دلخواهش برسد نه در بيرونش.او فهميد اين ديوار سنگي از انديشه هاي سخت خودش راجع به پيرامونش ساخته شده است. او  به آرامش رسيد و عبارت تاكيدي زير را تكرار كرد و ناگهان همه ي شرايط بيروني آسان شدند.

" به راستي هر آنچه از آن من و براي من است _ از جمله آن اشخاص _ از عشق لبريز است. موهبتي كه در اين وضعيت از آن من است همانقدر دوستم دارد كه من دوستش دارم! موهبتي كه در رابطه با اين موضوع به من تعلق دارد ، هم اكنون مرا مي جويد و پرواز كنان به سمت من مي آيد، زيرا اين وضعيت را به ديده ي محبت مي نگرم. "

 

بنابراين در هر وضعيت ناخوشايند، خصوصا" وقتي فكر مي كنيد ديگران ديوار سنگي برايتان شده اند و راه توانگري شما را بسته اند، راه عبور از مشكل خود را دوست بداريد و تكرار كنيد : " اين شخص و اين وضع نسبت به من، سرشار از محبت است. و من نيز نسبت به آنها از محبت سرشارم."

 

چه بسيار پيش آمده كه با سرزنش و ايراد گيري، امنيت يك زندگي خوشبخت از بين رفته است. حال آنكه مي شد همه ي رويدادها را دوست داشت و از همه ي تلاشها سود برد. آيا دوست داشتن راهي كه براي حل مشكلات خويش انتخاب مي كنيم، آسانتر از پيكار مداوم در طول راه نيست؟!

 

نكته _  شرط اينكه عشق الهي بتواند توانگرتان كند اينست كه از انتقاد و ايراد گيري دست برداريد.

صحبت درباره ي پليدي باعث بروز پليدي مي شود. هر چه بيشتر به شر توجه كنيد، طبق قانون جاذبه، بر شر مي افزاييد. هر عيبي را كه در ديگران ببينيد، همان عيب يا نقصي مشابه را به زندگي خود فرا مي خوانيد.وقتي با انتقاد و سرزنش، شيره ي وجود ديگري را مي مكيد، راه مي گشاييد تا شيره ي ذهن و تن و امور خودتان مكيده بشود.در واقع به استقبال تنگدستي و آشفتگي مي رويد.

 

قانون 12 توانگري : انتقاد و سرزنش ديگران، راه معجزات عشق الهي را مي بندد و مانع توانگري مي شود.

 

سيستم آرزوها هم اين را تائيد مي كند.

 

قانون پنجاه و سوم سيستم آرزوها : اگر از خود يا ديگران براي نرسيدن به آرزوهايتان انتقاد مي كنيد، رسيدن به آن آرزو را فراموش كنيد!

 

قدما رازي را مي دانستند ! آنها معتقد بودند وصف نيكي بر نيكي مي افزايد! " مي رولند " در كتابش " جرات كن كه باور داشته باشي! " درباره ي چگونگي مضاعف كردن نيكوئيهاي زندگي چنين مي نويسد : " لحظه اي كه دلتان لبريز از عشق باشد، با انتقاد و ايراد گيري خود، ديگران را بر نمي انگيزيد. تنها سرشار از جاذبه اي الهي، در برابر نيكوئيهاي زندگي، مقاومت نا پذير خواهيد شد. آنگاه جهانتان عوض خواهد شد! "

 

راز بزرگ آفرينش :

فلورانس اسكاول شين در كتابش " بازي زندگي و راه اين بازي " مي گويد : " هر انساني با تشرف به آيين عشق، به اين سياره پا مي نهد. "

او مي گويد : " مشكل شما هر چه كه باشد، امتحان محبت است. اگر بتوانيد،از راه محبت در اين آزمايش پيروز شويد، مسئله ي شما حل خواهد شد اگر نه، آنقدر به درازا خواهد كشيد تا از راه محبت، مسئله ي خود را حل كنيد. زيرا مشكل شما، مجالي براي تشرف به آيين عشق است. "

 

تمرين : اگر رفتارهاي همسرتان، فرزندتان، رئيستان،و ....آزارتان مي دهد و تحملتان را از بين برده، براي تغيير دادن آنها هر وقت كه نگاهشان مي كنيد در دلتان تكرار كنيد : " من به ديده ي محبت نگاهت مي كنم و از تماشاي كمال و بالندگي تو، به وجد مي آيم. "

 

مثال :  زني از انبوه مشكلاتش دل آزرده و خسته بود. او از ديدن شرايط و رفتارهاي اطرافيانش احساس خستگي مي كرد. او شوهري افسرده و ورشكسته داشت . پسر دانشجويش نمي توانست شهريه ي دانشگاهش را در بياورد. پسر كوچكش با وجود اينكه سالها تحت درمان اختلال رواني بود، هنوز مواقعي تا سر حد جنون دچار خشونت مي شد. دختر پانزده ساله اش بد خلق و پرخاشگر بود و خودش گرفتار عفونت شديد كليه تا جايي كه دكترش به او اعلام خطر كرد!

زماني رسيد كه زن فهميد به آخر خط رسيده است و تصميم گرفت از طلبيدن عشق الهي كمك بخواهد. او انتقاد را كنار گذاشت و هر روز تكرار كرد : " من به ديده ي محبت... " او از اين تمرين استفاده كرد و حاصل امر باور نكردني بود!

پسر دانشجويش از يكي از پژوهشهايش صد دلار جايزه گرفت! و شغل پر درآمدي يافت!شوهرش هر روز بهتر از روز قبل مي شد. پسرش از رفتارهاي پر خشونتش فاصله گرفت. دخترش تغيير رفتار داد و  از همه عجيب تر اينكه بعد از شش هفته تكرار اين عبارت، دكتر به او گفت به طرزي معجزه آسا هيچ عفونتي در بدنش ديده نمي شود! انگار عفونت درون بدن زن، سمبلي از عفونتهايي بود كه در زندگيش ريشه دوانده بود! عفونتي كه هر چه او از آن دلزده تر مي شد و گله ي بيشتري مي كرد، بيشتر مي شد!

 

" چارلز فيلمور " مي گويد : " به عشق توكل كنيد كه تنها عشق مي تواندشما را از مشكلاتتان بيرون بياورد. عشق الهي را فرا بخوانيد تا به حل مسايلتان بنشيند. "

 

وقتي به جاي جنگيدن با راه زندگيتان، برآن شويد كه دريابيد چگونه اين راه را دوست بداريد، عشق اسرار كاميابي بخش خويش را بر شما، فاش مي كند. تكرار كنيد : " من از دولت عشق زنده ام. من با قانون محبت زندگي مي كنم و محبت از هم اكنون فاتح و پيروز است. "

 

خدايا! تو عشق هستي! بر من ببار و زندگيم را آباد كن! آمين!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۲ساعت 23:9  توسط مسافر | 

سلام و سلام و سلام و سلام و سلام و سلام و سلام. با آرزوي توانگري براي همگان، امروز با هم تجلي توانگري از طريق عشق رو بررسي مي كنيم. بله! عشق! جادويي ترين واژه اي كه مي تواند توانگري را به همگان هديه كند!

جادويي ترين ورد دنيا ، عشق است! چند دهه ي پيش جامعه شناسان بلند آوازه ي هاروارد پژوهشهايي انجام دادند كه نشان مي داد در صورت سرشار ساختن افراد و اوضاع و شرايط از انديشه ي محبت، مي توان همه ي بيماريها را شفا داد.

 

اما خيلي از مردم از طريق عشق مي ترسند زيرا مي پندارند بايد احساساتي و عاطفي باشند يا محبت خود را ابراز كنند و احساساتشان را نشان بدهند.يا فكر مي كنند كه شايد ديگران ظرفيت دريافت اين محبت را نداشته باشند. در حالي كه، محبت عملي صميمانه و دروني است، نه عملي سطحي و ظاهري و بيروني. محبت، وجود تان را پاك و بي آلايش مي كند.

 

" اريش فروم " روانشناس مشهور مي گويد : " عشق يعني گرايش هماهنگ نسبت به زندگي. "

 

 

سوال : عشق واقعي چيست ؟

جواب : روانشناسان مي گويند يكي از دلايل بيماريهاي رواني و مشكلات خانوادگي و فقدان تندرستي و شكستهاي مالي، اين است كه مردم نمي توانند چيزي به زندگي بدهند. گرايش بخشيدن و ايثار كردن در آنها خشكيده و فقط مي خواهند بگيرند!

 اينها مردماني خشك و خسيس و متعصب هستند ( نه عاشق) و اگر ساير افراد يا اوضاع و شرايط مطابق با ميل آنها نباشد، انتقاد و سرزنش و ملامت و ايرادگيري و مقاومت مي كنند و وجودشان لبريز از نفرت و انزجار مي شود. اينها كساني هستند كه فكر مي كنند عشق يعني به دست آوردن منافع! ( اين منفعت مي توان حتي در حد دريافت مهر و محبتي بيشتر باشد) از اين رو ، افرادي ناهماهنگ و بي مهر و بدبخت مي شوند. اين گرايش ، همه گونه مشكلات را برايشان مي آفريند. تازه تعجب هم مي كنند كه چرا زندگي بر وفق مرادشان نيست!

عشق واقعي، عشق بي قيد و شرط است. عشقي براي بخشيدن نه فقط براي دريافت كردن.

پرورش محبت دروني، گرايش غير خودخواهانه و مثبت و عاري از انتقاد ايجاد مي كند. وقتي از مردم و اوضاع و شرايط، انتقاد نكنيد، جاذبه ي خود را از دست نمي دهيد. آنگاه بدون تعصب خشك و مقاومت، با مردم و اوضاع و شرايط روبرو مي شويد. براي خودتان قواعد تثبيت شده نمي سازيد. پرورش محبت دروني، واكنشهايي هماهنگ تر مي آفريند. انديشه هاي منفي را پاك مي كند تا با ذهني روشن با مردم و اوضاع و شرايط زندگي كنار بياييد.

عشق راستين رها مي كند! عشق راستين ديگري را به بند نمي كشد!نبايد احساس كنيم كه عشق به ما اجازه مي دهد كه سلطه جويانه ديگران را به تملك خود درآوريم يا از آنها انتقاد كنيم.

قبلا" در تمرينات، توضيح داده بودم كه بايد كساني را كه دوست داريم، آزاد بگذاريم تا از راه خودشان موهبتشان را دريابند.عشق راستين رها مي كند.با رها كردن، چيزي را از دست نمي دهيم. بعكس، با عمل رهايي ، عشقي را به سوي خود مي كشيم كه حق الهي ماست. با عمل رهايي، عشق تثبيت مي شود و به روح آدمي رضايت مي بخشد.

 

مثال از رها كردن : پاندر مادري را مثال مي زند كه به مشاور معنوي اش ميگويد كه او عاشق دخترش است. او مي پرسد" چه كار بكند تا دخترش بدون رضايت او ازدواج نكند؟!! "

 پاندر مي گويد : " اراده ات را با اراده ي الهي هماهنگ كن. اراده ي دخترت هم ارزشمند است و بايد مورد توجه و احترامت باشد. خدا در وجود دخترت هم هست. شايد روح دخترت براي درسهايي كه بايد در مدرسه ي زندگي بپذيرد، بهترين راه را برگزيده باشد. فرزندتان در راهي گام بر مي دارد كه سابقه ي ذهن نيمه هشيارش حكم مي كند و شما بجز اطاعت از اراده ي الهي هيچ حقي نداريد. شايد بخواهيدفرزندتان را از تجربه اي كه خودتان پشت سر گذاشته ايد، برهانيد.اما اگر آن تجربه براي رشد و كمال روح او لازم باشد _ اگر چه شايد بتوانيد آن را به تعويق بيندازيد _ اما نمي توانيد جلوي آن را بگيريد! تمامي فرايند زندگي يعني آموزش. نخواهيد كه دخترتان مطابق ميل شما ازدواج كند. اگر مي بينيد درست انتخاب نكرده است، به جاي برخورد، اراده ي خدا را بطلبيد. خودتان از مسئله دست بشوئيد و ومساله را به اراده ي خدا بسپاريد."

عبارات تاكيدي كه به آن مادر داده شد اين بود : " عشقم تو را به بند نمي كشاند و متوقف نمي كند. تو را به دست خدا مي سپارم. من با همه ي مردمان و اوضاع و شرايط روابطي راستين دارم. همه چيز به سرعت و در كمال آرامش به سوي صحت پيش مي رود. "

 

نكته : عشق واقعي تملك جو نيست.

دوستان زيادي در اين باره با من مشورت كرده اند. كساني كه به خاطر نداشتن ظاهري كسي ،  آزار مي بينند و كساني كه فكر مي كنند اگر كسي كه دوستش دارند آن گونه نباشد كه آنها مي خواهند پس حتما" به اندازه ي كافي دوستشان ندارد و....

اگر شما هم چنين حسي داريد بدانيد كه احساس دوست داشتن شمااز حالت عشق واقعي بيرون آمده و به شكل حس مالكيت  در آمده است.

درست است كه آدمي فطرتا"دوست دارد هر چه را كه دوست مي دارد در اختيار داشته باشد  اما احساس مالكيت، عشق راستين نيست.عاطفي و احساساتي بودن ، عشق راستين نيست. عشق راستين با احساس مسئوليت و انجام وظيفه همراه است.

در عشق راستين ، خير و صلاح همگان سنجيده مي شود نه فقط منافع شخصي خود. بنابراين يك عاشق واقعي، مي تواند حتي از داشتن فيزيكي معشوق بگذرد . در عشق واقعي، هرگز حقوق فرد ديگري پايمال نمي شود.

 

تمرين : چه بارها مردماني تملك جو _ اگر چه با نيت خير _ با بارش عشق تملك جويانه ي خود بر ديگري ، خودشان را خالي كرده اند! عشق راستين آزادمان مي كند و نمي گذارد اداره ي زندگي ديگران را به عهده بگيريم و از اين طريق، خود را خالي كنيم. مدام تكرار كنيد : " عشق الهي اكنون از طريق من سرگرم كار است تا همه ي جزئيات زندگيم را تنظيم كند. عشق الهي هم اكنون زندگيم را متحول و رها مي سازد! "

 

_ تمرين دادن عشق :

اگر نياز به دريافت عشق داريد بايد ابتدا خودتان به ديگران عشق بي قيد و شرط هديه كنيد تا طبق قانون كارما، مانند يا بهتر از آن را دريافت كنيد. بهترين راه آزمودن آن، تمرين محبت باافراد خانواده است.

لازم نيست دنبال كسي بگرديد تا به او محبت كنيد. لازم نيست به كسي كه ، صلاح شما در قطع رابطه با او بوده دوباره محبت كنيد. نه! مگر افراد خانواده ي خودتان چه گناهي كرده اند ؟! چرا در خانه ي خودتان ، قدرت جادويي و اعجاب انگيز عشق را به اثبات نرسانيد؟

نگوئيد كه آنها پر از ايرادند! به اطرافيانتان خوب نگاه كنيد. به جاي سرزنش و ملامت، ديگران را مورد تحسين قرار بدهيد. در بدترين آدمها هم اگر خوب بنگريد، صفات تحسين آميزي پيدا مي كنيد! ( درسهاي نيمه ي تاريك را هم فراموش نكنيد! شما هماني هستيد كه به ديگران نسبت مي دهيد! )

 

وقتي صحبت به اينجا مي رسد، من واقعا" دلم نمي آيد اين را نگويم كه اولين و مناسب ترين فرد براي اينكه تمرين دادن عشق را انجام بدهيد، مادرتان است. زيرا مادر ، فطرتا" به فرزندش عشق بي قيد و شرط مي بخشد. عشقي خالص بي آنكه چيزي در برابر آن بخواهد! بنابراين حق الهي اوست كه از شما عشقي را دريافت كند كه ساليان سال به شما بخشيده است!بدترين مادر دنيا اين حق را دارد كه از فرزند خود عشق دريافت كند!

فكر كنيد آيا آنقدر كه لايقش بوده به او محبت كرده ايد؟ _ اگر نه _ پس چطور انتظار دريافت عشق بيشتري از ديگران داريد؟!

مگر نمي دانيد اگر عشقي را كه حق الهي كسي است از او دريغ كنيد، طبق قانون كارما، عشقي را كه حق الهي شماست، از شما دريغ خواهد شد؟!

بنابراين در مورد تك تك افرادي كه حق الهي آنهاست تا از طريق شما عشق دريافت كنند بينديشيد.

به آنها عشق بي قيد و شرط ببخشيد ! طبق قانون كارما، هرگز تا چيزي نبخشيد چيزي دريافت نمي كنيد!

 

_ شفا از طريق محبت :

 بسياري از افراد به علت تجربه هاي تلخ و ناخوشايند، ذهن نيمه هشيارشان سرشار از مقاومت است و نمي توانند به آساني تسليم اقتدار انديشه يا نفوذ كلام بشوند. تكرار مكرر كلام محبت، مي تواند آن مقاومت ها را از ذهن بزدايد. استادان ماوراالطبيعه همواره به اين نتيجه رسيده اند كه واژه ي عشق، سازنده است و آدمي و جهانش را از نو بنا مي كند.

اگر مي توانيد كسي را پيدا كنيد تا همراه شما در طلبيدن " عشق الهي" همراه شود. اگر نمي توانيد كسي را پيدا كنيد، مي توانيد خودتان انديشه ي محبت را در وجودتان بيدار كنيد و از اين طريق شفا يابيد.

پزشكي انگليسي در جامعه ي پزشكان لندن مي گفت : " بيشتر مردم براي حفظ سلامت روان و سعادت زندگي شخصي به قدرداني مدام نياز مندند. " بنابراين، نياز به حق شناسي و مهرباني كاملا" طبيعي و بهنجار است. پزشكان دريافته اند كه كساني كه قدرداني و مهرباني كافي نستانده اند، يا از نظر عاطفي بيمار مي شوند يا جسما" . كلام سرشار از محبت و حق شناسي و مهرباني باعث شفاي كامل و پايدار اين گونه اشخاص شده مي شود در حالي كه مداواي پزشكي تنها برايشان شفايي موقت ايجاد مي كند!

 

دوستان زيادي درباره ي عشق از من سوال كرده اند . خصوصا" عشق زميني . كه من در همين جا به آنها ،  خلاصه، توضيح مي دهم.

 

_ زن،  آينه اي براي ديدن و شناخت عشق الهي:

 

انسان فاني قدرت نداشت تا مستقيم نور خدا را ببيند! خداوند مي دانست كه حتي حضرت موسي در طور سينا با ديدن نور خدا بيهوش مي شود! بنابراين خداوند در ازل، حوا را آفريد تا آدم ، طعم عشق زميني را بچشد. تا آدم در ظرف آينه وار اين عشق زميني، آنقدر بالا برود كه عشق الهي را ببيند و  تجربه كند!

خداوند زن را آفريد تا انسان مفهوم عشق را دريابد. زن در ادبيات كهن هميشه سمبل عشق بوده است. حتي در ادبيات اسطوره اي هم الهه ي عشق را زن مي دانستند. ( ايشتر الهه ي عشق)

 بنابراين اگر زن هستيد، به عشقي كه سنبل آن هستيد، احترام بگذاريد و با دادن عشق بي قيد و شرط به ديگران صلح و آرامش و رضايت را به همه هديه كنيد. در وجود شما آرامشي وجود دارد كه مي توانيد با بخشيدن آن آرامش و صلح به همسرتان، به فرزندتان، به خانواده تان و در نهايت به همه ي آدمها ، زندگي را شكوهمند كنيد. پس براي خودتان ارزش قائل بشويد و اين عشق را در جايي كه بايد ، خرج كنيد!

خداوند ، زن را وسيله ي بقاي نسل قرار داد تا عشق، نسل به نسل، سينه به سينه به فرزندان حوا منتقل شود. اگر آدم عشق زميني را تجربه نمي كرد هرگز عشقي بزرگتر را نمي شناخت.

اما خداوند عشق زميني را آفريد تا انسان توسط آن، به عشق الهي برسد نه اينكه توسط آن سقوط كند.

 

عشق مي تواند آرامش ببخشد، رضايت ايجاد كند، صلح برقرار كند و دنيايي آرام و با شكوه بسازد.به شرط آنكه هر كدام ما ، از خودمان آغاز كنيم، و تصميم بگيريم عشق بي قيد و شرط داشته باشيم، به زودي دنيا مدينه ي فاضله مي شود!

 

_ قابل توجه كساني كه پيگير تمرينات ذهني ( و اصول جادوگري ) هستند اما به توانگري راستين نرسيده اند:

بعضي ها فكر مي كنند اقتدار ذهن ( و تمرينات جادو گري و نيروهاي ماورايي) براي رسيدن به توانگري كافيست! اما خود من جادوگرهاي زيادي را ديده ام كه در اوج اقتدار ذهن به آرامش و توانگري نرسيده اند. چرا؟

امروزه  بسياري از افراد به مطالعه و انجام تمرينات ذهني مشغولند تا دريابند كه بجز اقتدار ذهنشان به هيچ عامل ديگري نياز ندارند و اگر از اين اقتدار درست بهره جويند، همه چيز بر وفق مرادشان پيش مي رود. با " اقتدار ذهن " به خيلي چيزها مي شود رسيد اما معمولا" زماني مي رسد كه متوجه مي شويد ديگر اقتدار ذهن به تنهايي كافي نيست. آنگاه فقط رو آوردن به معنويت و عشق حقيقي كمكتان مي كند تا پيروز بشويد. اگر بخواهيد به ضرب زور و فشار يا فقط با اتكا به قدرتهاي ذهني به آرزوهايتان برسيد، براستي توانگري راستين را از خود دور مي كنيد و حتي با به دست آوردن آن آرزو، به توانگري راستين ( توانگري همراه با كسب آرامش و شادي و رضايت ) نخواهيد رسيد.

 

اگر در تجربه هاي زندگي مشاهده كرديد كه اصول حقيقت ديگر برايتان موثر واقع نمي شود، بدانيد وقت آنست كه با محبت اين اصول را به كار گيريد. وظيفه ي ابدي و جاودانه ي ذهن، ابراز محبت است. بزرگترين درسي كه ذهن بايد بياموزد، محبت است. اگر استفاده از اقتدار ذهن، با محبت همراه نباشد، ذهن نامتعادل مي شود.

 

 

بنابراين قانون توانگري چنين مي گويد:

 

قانون 11 توانگري : محبت بيش از هر فعاليت يا قدرت ذهني ديگر مي تواند به انسان كمك كند تا به آرزوها و اهدافش ( توانگري راستين) برسد.

 

نكته : منظور از محبت اين نيست كه فورا" به سراغ همه ي افراد زندگيتان _ حتي كساني كه نبايد در زندگيتان باشند _  برويد و محبت خود را ، زبانا" به آنها  بگوئيد يا نشان بدهيد. محبت مفهومي دروني است و وجود خودتان بايد سرشار از محبت باشد. اگر نسبت به ديگران و اوضاع و شرايط لبريز از محبت باشيد، حتي اگر هرگز آن محبت را به زبان نياوريد، احساس مي شود. آنگاه موقعيتها هم به محبت شما پاسخ مثبت مي دهند.

 

سيستم آرزوها هم اين نكته را تاكيد مي كند كه تنها با " جادوي محبت" مي توانيد بي هيچ فشار به موهبتهاي دلخواهتان برسيد.

 

قانون پنجاه و دوم سيستم آرزوها : شيوه ي تجلي محبت، مغناطيسي نيرومند است كه همه ي موهبتهاي عالم را از راههايي بي شمار، به سوي شما مي كشاند.

 

تمرين : براي بيدار كردن محبت راستين در وجودتان، به اين آيه ي كتاب مقدس بينديشيد كه : " خدا محبت است! " انديشيدن به اين آيه، شما را از خودخواهي و خونسردي و انديشه هاي ستمگرانه مي رهاند و موجودي نازنين و مهرآميز مي كند.بعلاوه، به محض تغيير شما، جهانتان هم متحول و شكوفا مي شود.هر چه بيشتر به محبت بينديشيد و هر چه بيشتر مشتاق محبت كردن باشيد، مغناطيسي نيرومند مي شويد تا همه ي موهبتهاي گرانقدر عالم را به سوي خود بكشيد.

 

 

_ چگونه طريق عشق باعث تجلي توانگري مي شود؟

 

وقتي همه چيز بر وفق مراد است، نشان دادن واكنشهاي هماهنگ دشوار نيست! اگر هنگامي كه مردم و موقعيتها مطابق ميل ما نيستند، بتوانيم مقاومت و انتقاد نكنيم و هماهنگ بمانيم، آنگاه  طريق عشق، امور را به شيوه اي اصلاح مي كند كه حتي تصورش ممكن نيست! اگر واژه ي عشق ، سنجيده و آگاهانه بر زبان آيد و ساطع شود، جرياني مغناطيسي و مثبت و هماهنگ توليد مي كند كه انديشه هاي مخالف مانند نفرت و انزجار را در هم مي شكند و بي اقتدار مي كند. از اين رو ، ناهماهنگي نه تنها در ذهن كسي كه طريق محبت را در پيش گرفته ، بلكه در ذهن هر كس كه با او در تماس باشد، از بين مي رود.

 

تمرين : هر گاه احساس مي كنيد عشقي را كه حقتان است دريافت كنيد، از شما دريغ شده است ، هر گاه احساس كرديد كه مي خواهيد مقاومت يا انتقاد كنيد و آماده ي نفرت و انزجار هستيد، زماني است كه بايد بي درنگ آرام بنشينيد و طريق تجلي محبت را در پيش گيريد. براي اين كار، آرام بمانيد و مدام در دل تكرار كنيد :" عشق الهي همه چيز را سروسامان مي دهد و هماهنگ مي كند. " با چسبيدن به واژه ي محبت، هماهنگ باقي بمانيد و به جاي افزودن بر اغتشاش و ناهماهنگي، براي آن وضعيت، بركت و آرامش بطلبيد.

 

مثال : كاترين پاندر مثال مي زند كه خانمي ، همسايه اي بسيار پر سروصدا داشت كه نمي گذاشت شبها كسي آسوده بخوابد. اين خانم به جاي انتقاد، سكوت كرد و در دلش تكرار كرد كه : " عشق الهي در اين وضعيت سرگرم كار است و عاليترين ثمرات را مي آفريند. " ناگهان همسايه آرام شد و همه ي سروصداها خوابيد!

 

 

_ اتحاد عشق و فرزانگي :

 

بر يكي از معابد باستاني يونان نوشته شده : " اتحاد عشق و فرزانگي، راز زندگي است! "

من درباره ي طلبيدن فرزانگي الهي با شما زياد صحبت كردم. فقط گفتن اين نكته باقي ماند كه اگر قدرت ذهن با محبت همراه نباشد، مي خشكد و از بين مي رود.عشق هم اگر به تنهايي عمل كند، ممكن است به وسواس بينجامد. اما اتحاد عشق و فرزانگي به راه درست مي رود و ناهماهنگي ذهن و تن را هماهنگ مي كند.

براي رسيدن به اين اتحاد در درونتان، تكرار كنيد : " عشق و فرزانگي الهي در من به اتحاد رسيده اند. "

 

 تمرين _ اگر ذهنا" با چيزي در ستيزيد، عواطف و ذهن خسته تان را بياساييد و تكرار كنيد : " عشق و فرزانگي الهي در اين وضع به اتحاد رسيده اند و عالي ترين ثمره را ايجاد مي كنند.  " آنگاه واقعا" دست از سر مسئله تان برداريد تا عشق الهي آن را متعادل و درست كند. تكرار كنيد : " من همه ي اوضاع و شرايط زندگيم را با عشق و فرزانگي متبرك مي كنم. عشق و فرزانگي اكنون در من به اتحاد رسيده اند و در همه ي زمينه هاي زندگيم متجلي مي شوند. "

 

من در پستهاي ديگري به بحث " عشق الهي " و طلبيدن آن، و اينكه چطور از دولت عشق درهاي توانگري باز مي شود، به طور مفصل مي پردازم بنابراين فعلا" به خاطر طولاني نشدن مطلب، به همين مقدار بسنده كنيد.

 

خدايا! سپاس مخصوص توست زيرا كه اكنون عشق و فرزانگي الهي مرا به سوي بالاترين موهبتم مي كشاند! آمين!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۲ساعت 22:55  توسط مسافر | 

سلام و سلام و سلام. امروز در ادامه ي درسهاي توانگري، تجلي توانگري از طريق فرزانگي رو بررسي مي كنيم. قبوله؟ پس مي ريم سراغ قانون دهم توانگري.

 

قانون 10 توانگري : براي تجلي توانگري، از فرزانگي الهي ياري بجوئيد تا راه را نشانتان بدهد.

 

سليمان نبي از طريق حكمت به توانگري رسيد.  ما هم مي توانيم از طريق حكمت به توانگري برسيم.حكمت يعني دانش، و دانش راستين يعني دانش دروني و باطني. اين دانشي بود كه سليمان در خود پروراند و به اوج توانگري و دولتمندي رسيد.سليمان نبي، چون به درون رو مي كرد و هدايت مي طلبيد، از راه شهود در مي يافت كه در برابر هر وضعيتي چه بايد بكند. او به چنان روشن بيني ژرفي رسيده بود كه درون مردمان و اوضاع و شرايط را مي ديد و احدي نمي توانست او را بفريبد. او از طريق گوش دادن به دانش درون، توانگري مقتدر شد.

اگر عهد عتيق ( كتاب امثال سليمان) را مطالعه كنيد در مي يابيد كه او از طريق حكمت و فرزانگي، براي خويش ثروت و دولت را به تاكيد ندا در داده است.

 در باب هشتم كتاب امثال مي خوانيم كه : " مشورت و حكمت كامل از آن من است . من فهم هستم و قوت از آن من است. دولت و جلال با من است. توانگري جاوداني و عدالت. "

اگر ما هم هر روز اين عبارات را تكرار كنبم، ثمرات توانگر كننده اش رابه آغوش مي كشيم.

اگر ما هم چون سليمان به درون رو كنيم، و از درون خود هدايت بطلبيم، و فرمانهاي دانشي را در پيش بگيريم كه از درون خودمان مي جوشد ، اين حكمت ما را به توانگري مي رساند.

مردمان شرق از دير باز مي دانستند كه خرد و دانش راستين در درون انسان نهفته است و اگر آدمي بگذارد و مجالي بيافريند، دانش از درون خودش مي جوشد و بيرون مي آيد!  سده هايي بسيار، براي حصول تماس با دانش دروني، به تمرين " مراقبه " ( مديتيشن) و دعا مي نشستند. امروزه، همه ي دانشمندان ذهني به مراقبه تاكيد دارند.

 

شيوه ي توانگري از طريق فرزانگي :

 شايد فكر كنيد كه : " من الان به توانگري و كاميابي نيازمندم. نمي توانم سالها صبر كنم تا به كمال برسم. حتما راه ميان بري هم هست! "

طريق فرزانگي يعني همين! براي در پيش گرفتن طريق فرزانگي و درو كردن ثمرات آن، بايد دريابيد كه درونتان قدرت و خردي لا يتناهي هست كه هر گاه بخواهيد مي توانيد با آن تماس بگيريد. اين قدرت و خرد لا يتناهي، منشا آرمانها و نيروهايي است كه مي تواند زندگيتان را دگرگون كند. اگر به اين قدرت توجه كنيد و حضورش را دريابيد و هدايتش را بطلبيد، به صورت فرزانگي و هدايت بيكران در درون و پيرامونتان زنده مي شود! واقعا " به همين سادگي!

 

از چند طريق مي توان با اين حكمت و فرزانگي تماس برقرار كرد:

 

1 _ دريافتن حضور و طلبيدن ياري آن.

2 _ با تكرار اين عبارت تاكيدي كه راه را نشانمان مي دهد و ياريمان مي كند تا آن را در پيش گيريم.تكرار سبب مي شود كه اين اقتدار آزاد شود و از درونمان بجوشد و مردمان و شرايط را در بر گيرد.

 

" ويليام جيمس  "_ روانشناس مشهور _ از اين فرزانگي جهاني با خبر بود و آن را سطح ژرف تر ذهن مي خواند. او مي گفت : " ذهن انسان علاوه بر سطح هشيار و نيمه هشيار، سطحي ژرف تر دارد. در سطح ژرف تر، خرد و شعوري لايتناهي، مشتاقانه مي خواهد براي انسان و از طريق انسان كار كند. با توجه به حضور و پذيرفتن آن، اين فرزانگي برتر را آزاد مي كنيد. "

 

وقتي راز كاميابي را از اينشتين پرسيدند، پاسخ داد: " ثمره ي شهود و دانش درون است."

 

تمرين : هر روز چند دقيقه در سكوت و آرامش بنشينيد و از خرد لايتناهي بخواهيد كه در انجام هر چيزي كه مد نظرتان است، هدايتتان كند. آن وقت به آنچه كه نداي قلبتان به شما مي گويد خوب گوش دهيد و كاري را بكنيد كه شهودتان به شما مي گويدو به آنچه كه ديگران به شما مي گويند چه بكنيد يا نكنيد ، اهميت ندهيد! اوايل بين تخيلات و ذهنيات و شهود گيج مي شويد اما با ممارست در اين كار ، نداي درون را تشخيص خواهيد داد.( با هدايت خداوندي)

 

تمرين : هر وقت مي خواهيد، اين خرد لايتناهي را فرا خوانيد، تا مسايل زندگيتان را حل كند، به تاكيد بگوييد : " راه حلي هست. اكنون فرزانگي الهي راه حل درست و پاسخ كامل را نشانم مي دهد. من آسوده مي آسايم و از همه چيز دست بر مي دارم و منتظر هدايت الهي مي مانم. "

 

تمرين : هر روز اين عبارات تاكيدي را تكرار كنيد كه : " حكمت همه ي اعصار كهن در درون من است! اكنون اين حكمت نشانم مي دهد كه چگونه كار و جهانم را بگسترم. اكنون اين حكمت نشانم مي دهد كه چگونه از راه خدمت به ديگران توانگر شوم."

 

نكته :  چه بارها كه موهبت عظيم تري كه دوست داشته ايم، به سراغمان نيامده است زيرا آن را نطلبيده ايم يا از فرزانگي الهي نخواسته ايم كه نشانمان دهد، چگونه آن را فرا خوانيم. اگر از فرزانگي الهي بخواهيد كه موهبت عظيم تر را بر شما آشكار كند، نخست ذهنتان را مي گستراند و آنگاه از طريق آرمانهايي كه به شما ارزاني مي دارد، جهانتان را بهبود مي بخشد.

 

تمرين : براي بهبود همه ي زمينه هاي زندگيتان ، هر روز تكرار كنيد : " هم اكنون فرزانگي الهي را به همه ي زمينه هاي زندگيم فرا مي خوانم. هم اكنون فرزانگي الهي را به همه ي اوضاع و شرايط زندگيم دعوت مي كنم. فرزانگي الهي همه ي درهاي بسته را مي گشايد. آنجا كه دري نيست، دري باز مي شود. "

 

نكته ي مهم _ هر گاه خود را در اوضاع و شرايطي مي بينيد كه گويي در اختيارتان نيستند و تسلطي بر آنها نداريد، به جاي جنگ و ستيز، فقط آرام بمانيد و بي درنگ هدايت الهي را بطلبيد. با اين كار ، از فرزانگي الهي، دعوت مي كنيد تا خود را بر اوضاع و شرايطي بباراند كه خودتان بر آن مسلط نيستيد. اگر همواره از خرد لايتناهي هدايت بطلبيد، خودتان را از شر اشكها و ناله ها و شكستها و خستگيها مي رهانيد و هميشه پيروز و سر بلند مي مانيد.

شايد مهم ترين نكته اي كه بايد درباره ي طريق فرزانگي الهي به خاطر داشت اينست كه در همه چيز و از طريق همه كس، كار مي كند و تنها به سوي نيكي پيش مي رود. تنها وظيفه ي ما اينست كه وقتي دچار ترديد هستيم يا اوضاع و شرايط را برون از اختيار خود مي يابيم، با جنگ و جدل و اشك و آه، راه آن را بند نياوريم!

اگر هر روز در آرامش به فرزانگي الهي بينديشيد، در جسم و ذهن و امور مالي و روابط انساني شما، رويدادهايي شگفت رخ مي دهد. براي حل همه ي مسايل _ كوچك و بزرگ _ راه حل الهي را بطلبيد  و آنگاه آرام و پذيرا منتظر هدايتش باشيد و نخواهيد كه با توسل به زور، به ثمره ي دلخواهتان برسيد. در اين زمان ، انديشه ها و آرمانهايي كه به ذهنتان مي رسد، همان شهود يا هدايت درونيست كه عمل به آنها، راه توانگري راستين و طرح الهيتان را نشان مي دهد.

 

سيستم آرزوها هم اين را تاكيد مي كند كه اگر نمي دانيد چگونه بايد در جهت رسيدن به آرزويتان گام برداريد، فرزانگي الهي و هدايت الهي را بطلبيد تا راه را نشانتان بدهد.

 

قانون پنجاه و يك سيستم آرزوها : براي رسيدن به آرزويتان، فرزانگي و هدايت الهي را بطلبيد و از شهودتان پيروي كنيد.

 

من در درسهاي مربوط به سيستم آرزوها، كم و بيش برايتان توضيح داده ام كه شهود همان نداي دروني شما و هدايت خداوندي است كه راه را نشانتان مي دهد. ( شهود را مي شود از بيرون هم دريافت كرد به شرط آنكه به مرور با انجام پياپي تمرينات، بتوانيد تفاوت شهود را از تخيلات يا نداي شيطان شخصيتان در يابيد.)

 

مثال : " پاندر " مردي را مثال مي زند كه درباره ي اقتدار فرزانگي شنيد و تصميم گرفت آن را بطلبد. مرد به دوستش گفت كه حتما" فرزانگي الهي به او نشان مي دهد كه چگونه در آمدي جديد بيابد.

دوستش كه اين را باور نداشت به تمسخر به او گفت : " من كوه انبوهي حلبي پاره دارم كه به دردم نمي خورد و مي خواهم آن را دور بريزم. من آنها را به تو مي دهم! چرا از فرزانگي الهي هدايت نمي طلبي كه با آنها چكار كني؟ "

مرد، روزهاي متوالي مي نشست و هدايت الهي مي طلبيد. در يكي از اين مراقبه ها، تصوير يك قوطي كبريت به ذهنش رسيد. احساس كرد اين هدايت الهي و يك شهود است! پس در اوقات بيكاري، شروع كرد به بريدن و تا كردن حلبي هاي دوستش و چندين قوطي كبريت حلبي ساخت. پسر بچه اي را كه در كوچه بود صدا كرد و به او گفت مي خواهي اين قوطي كبريت ها را دانه اي بيست و پنج سنت بفروشي و براي هر كدام ده سنت دستمزد بگيري؟! پسر بچه با شادي پذيرفت. قوطي حلبي هاي بي مصرف دوست مرد، با پيروي او از هدايت الهي، منبع درآمد خوبي شد براي او و پسرك!

 

مثال : خود من تجربه هاي بسيار خوبي از طلبيدن فرزانگي الهي دارم. با طلبيدن هدايت الهي، استاد درون شما بيدار مي شود و در رويا يا بيداري پاسخ سوالاتتان را مي دهد. در زمان يادگيري امور متافيزيك و مباحث مربوطه، وقتي كتاب آموزش ريكي را مي خواندم ، سوالي برايم پيش آمده بود و جواب آن را نمي دانستم. استادم، معمولا" پاسخ سوالي را نمي داد و هر چه از او سوال مي كرديم به ما مي گفت : " چرا از من سوال مي كنيد! از استاد درونتان بپرسيد! " من شروع كردم " هدايت الهي " را طلبيدن. به زودي يكي از اساتيد آموزش ريكي را كه سالهاست فوت شده در خواب ديدم كه آنچه را كه مي خواستم دقيقا" به من آموزش داد!

دوست عزيزي مدتهاست به من اصرار مي كند تا وردي را كه مي خوانم و پاسخ سوالات را در خواب مي بينم به او هم بگويم! باور كنيد هيچ اجي مجي لا ترجي اي در كار نيست!

 

         اين ورد همان طلبيدن فرزانگي الهيست كه باعث بيداري استاد درون مي شود.

 

هيچ كس غير از خودتان نمي تواند استاد درونتان را بيدار كند!  شايد در ابتدا به فوريت به جواب نرسيد اما با شنيدن صداي استاد درون در مي يابيد كه پاسخ همه چيز در درون شماست. ( چون در حقيقت استاد درون ما بيدار است! اين مائيم كه عادت به شنيدن صداي او  نداريم! ) اگر به محض خواندن استاد درون چيزي نشنيديد، نااميد نشويد. فراموش نكنيد براي دريافت آب بيشتر، بايد ظرف وجودتان را بزرگ تر كنيد!

 

استادي مي گفت : " اگر قبول داريم كه روح خداوند در ما دميده شده است پس بايد بپذيريم كه روح ما با همه ي ارواح در ارتباط است ، ارواحي كه از ازل بوده اند! پس ما داراي يك روح جمعي هستيم كه همه ي دانش هاي بشري را مي شناسد و اگر ياد بگيريم صداي آن را بشنويم، مي توانيم از دانش اعصار پيش هم سر در بياوريم! "

 

استادي را مي شناسم كه چنان با استاد درون اخت شده بود كه وقتي نوشته هايي از زبانهايي را كه نمي شناخت، جلويش مي گذاشتند در حالتي از خلسه آنها را مي خواند! او مي گفت : " با وجود اينكه هر گز رانندگي ياد نگرفته ام، مي دانم كه اگر پشت كاميون هم بنشينم مي توانم با شنيدن صداي استاد درونم، رانندگي كنم!" و من با شناختي كه از او داشتم و چيزهايي كه از او مي ديدم، باور مي كردم. او مي گفت : " اين من نيستم كه اين همه دانش دارم! اين استاد درون و فرزانگي الهي درون من است كه از زبان من بيرون مي آيد! و همه ي انسانها اين را در درون خود دارند! "

 

زماني بود كه چهار سوال اساسي متا فيزيكي ذهنم را درگير كرده بود و به هيچ عنوان جوابي براي آن نمي يافتم. نمي دانستم جوابش را كجا بيابم. انگار پاسخ آن در هيچ كتابي نبود.

وقتي از استادم  نام كتابي براي يافتن جواب سوالهايم  خواستم ، بسيار عصباني  شد و  گفت : " از استاد درونت بپرس! به جاي اينكه از من آب بخواهي، سرچشمه را پيدا كن!"

بعضي از دوستانم كه آنها هم شاگرد او بودند، مي گفتند :" لابد نمي داند يا دلش نمي آيد بگويد تا ما هم بدانيم. " اما من يقين داشتم كه اگر او را به استادي قبول كرده ام بايد كاري را بكنم كه مي گويد.

او فقط مي خواست چراغي باشد تا راه را به من نشان بدهد. مي دانست نبايد دستم را بگيرد و لقمه لقمه غذا در دهانم بگذارد. در واقع مي خواست به جاي دادن ماهي، ماهي گيري را به ما بياموزد!

خيلي ها به همين خاطر از او زده شدند و رهايش كردند. اما من كه باور كرده بودم او راست مي گويد تمرين ها را انجام دادم. شروع كردم به خواستن :" پاسخ الهي" .  و مدام از فرزانگي الهي كمك مي طلبيدم.

سپس روزي احساس كردم زمان يافتن جواب رسيده است.به شهودم اعتماد كردم و به داخل يك كتاب فروشي رفتم. چشمهايم را بستم و خواستم تا كتابي كه مي تواند جواب سوالم را بدهد ، خودش، خودش را به من نشان بدهد!

دستم را روي كتابي گذاشتم و آن را بيرون كشيدم. اسم كتاب آنقدر از موضوع سوال من دور بود كه يك لحظه عقلم به من نهيب زد دارم كار مسخره اي انجام مي دهم!  اما من به شهودم گوش كردم. كتاب را خريدم. جالب اينجاست كه كتاب فروش كه مي دانست من چه سبك كتابهايي را مي خوانم مدام مي گفت : كتابهاي مورد علاقه ي شما در آن يكي قفسه است! فكر نمي كنم اين به دردتان بخورد! خودش هم چند كتاب مرتبط برايم آورد اما من به شهودم اعتماد كردم و به آنچه كه از استادم آموخته بودم . و همان كتابي را خريدم كه ظاهرا" ربطي به موضوع نداشت.

وقتي كتاب را خواندم واقعا" متحير شدم. چهار سوال من به طور دقيق درچهار فصل آن كتاب، پاسخ داده شده بود! درست انگار كه نويسنده ي كتاب، سالها قبل صداي من را شنيده و بر اساس سوالات من ، چهار فصل كتابش را تنظيم كرده است!

من ذوق زده پيش استادم رفتم و گفتم مراقبه هايي را كه يادمان داديد انجام دادم و اين كتاب را يافتم.

فقط يك لبخند رضايت زد. ذوق زده سوال ديگري از او كردم. اخم كرد و گفت : "خودت چه فكر مي كني؟! از استاد درونت بپرس! "

 اينقدر به اين شيوه ادامه داد تا من آموختم يا در خواب اساتيدي را كه مي خواهم به خواب ببينم و سوالهايم را بپرسم و يا از طريق شهودي كه در بيداري دريافت مي كنم راه را پيدا كنم!

اما دوستاني كه خيلي راحت از استادان ديگري ، سريع و راحت جوابها را پرسيده بودند هرگز نمي توانستند در خواب جواب سوالهايشان را بگيرند.

 وقتي درباره ي تاريخچه ي واقعي  " تاروت " تحقيق و مطالعه مي كردم، استادم گفت : " قرار نيست من از تو يك فالگير بسازم! اما اگر مي خواهي اسرار تاروت را بداني، از درونت بخواه تا آن را بر تو آشكار كند نه از من! "

من كتابهاي زيادي درباره ي تاريخچه ي تاروت كبير و صغير و تاروت فرشتگان و ... خوانده بودم اما دنبال ريشه ي اصلي تاروت و شكل اوليه ي آن بودم كه به مرور از بين رفته است.

اين بار با طلبيدن خرد دروني، استاد تاروتي را در خواب ديدم كه اولين تاروت شكل يافته در دنيا را در خواب نشانم داد و درباره ي آن توضيحات كاملي داد كه پاسخ سوالهايم بود!

 و اين بار بازفهميدم  و باور كردم كه پاسخ هر سوال در درون خودم است و اگر خرد و فرزانگي الهي را بطلبم، پاسخ  يا راه رسيدن به پاسخ را ، در خواب يا بيداري به من مي آموزد.

چند وقت قبل اينها را براي دوست خوبي بازگو مي كردم و فكر نمي كردم لازم باشد تا آنها را در وبلاگ هم بنويسم. اما به اين دليل كه تعداد آفهايي كه برايم مي رسد بسيار زياد شده و همه مي خواهند زودتر جواب سوالهايشان را از كوتاهترين راه بياموزند، احساس كردم بايد اين مطالب را در اين جا هم باز گو كنم. شايد براي اين كه به شما يادآوري كنم :

 

من به عنوان يك مشاور ، فقط مي توانم چراغ كوچكي باشم تا به بيراهه نرويد. خيلي وقتها وقتي چيزي از من مي پرسيد من با مراقبه از استاد درونم به شما پاسخ مي دهم چون در خيلي از موارد واقعا" جواب را نمي دانم! پس چه بهتر كه خودتان با استاد درونتان صحبت كنيد! و مطمئن باشيد كه خيلي سريع تر و كامل تر از من به جوابتان مي رسيد زيرا جواب شما مخصوص شماست نه من! و وقتي شما آن را بطلبيد كامل تر دريافتش مي كنيد تا من!

 من دوست دارم در اين راه مثل استادم پيش بروم تا فقط سي مرغ از هزاران مرغ باقي بماند! سي مرغي كه بخاطر همت و تلاششان، خودشان سيمرغ را بسازند! پس اگر مي خواهيد يكي از اين سي مرغ باشيد، از فرزانگي الهي هدايت بطلبيد و استاد درونتان را بيدار كنيد!

 

 " فرزانگي الهي " نامهاي متفاوتي دارد كه بسته به شرايطتان مي توانيد آن را بناميد و طلب كنيد.

 " هدايت الهي " را بطلبيد تا راه درست را نشانتان بدهد!

 " راه حل الهي " را بطلبيد تا شيوه ي درست رهايي از مشكلاتتان را به شما بياموزد!

 " فرزانگي الهي " را بطلبيد تا شهودتان را فعال كند!

 " خرد الهي " را بطلبيد تا نقطه هاي مبهم را برايتان روشن كند!

 " پاسخ الهي " را بطلبيد تا پاسخ سوالتان را بدهد!

و...

 

خدايا! تو را شكر مي كنم كه در پرتو فيض فرزانگي الهي قرار دارم! آمين!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۲ساعت 22:53  توسط مسافر | 

سلام و سلام و سلام و سلام و سلام و سلام و سلام. با آرزوي اينكه از آسمان برايتان طلا ببارد و شما آگاهانه و در جهت خير و صلاح همگان، طلايي را كه برايتان مي بارد، جذب كنيد!

با ادامه ي قوانين توانگري همراهتون هستم.پس بي مقدمه بريم سراغ درس امروز :

 

قانون 9 توانگري : براي تجلي ميراث بيكران موهبتهايتان ، آگاهي از طرح الهي زندگيتان را بطلبيد!

 

حقيقت بزرگي براي توانگري وجود داره كه اون اينه : در زندگي هر كدوم از ما طرحي الهي وجود داره كه عاليترين طرح است و تندرستي و شادماني و فراواني را برايمان به همراه دارد. در واقع هر كدام از ما بر اساس زندگي اي كه در عالم ذر داشته ايم، به اين دنيا آمده ايم تا رسالتي را انجام دهيم. ( من در مبحث جدايي در مورد عالم ذر با شما صحبت مي كنم. ) اين رسالت ممكنه از اختراع يك وسيله باشه تا محبت كردن به كسي ...

خيلي از ما نمي دونيم كه براستي طرح الهي زندگي ما چيست. بر اساس شرايط يا علايق يا اجبار يا هر چيز ديگه اي، شغلي يا نوع خاصي از زندگي و فعاليت را انتخاب مي كنيم و ممكنه حتي در اون موفق هم باشيم يا دوستش داشته باشيم. بعضي هامون هم زندگيهايي پر از آشفتگي داريم. آشفتگي مالي، احساسي، كاري و ...

بنابراين در هر دو صورت، طرح الهي زندگيتون رو بطلبيد. اگر به اون طرح رسيده باشيد كه توانگريتان افزون تر مي شود و اگر از آن دور باشيد، با رسيدن به آن ، به توانگري راستين مي رسيد. يعني بركت و پول و تندستي و آرامش و رضايت. يقين بدونيد اگر به طرح الهي زندگيتون هدايت بشيد، درهاي بركت و توانگري راستين به روي شما باز ميشه.

 

سوال : چه كنيم تا به طرح الهيمان هدايت شويم ؟

جواب : همه ي ما با طرح الهي به اين سياره مي آئيم ، اين طرح الهي در لفافه ي روح ما پيچيده شده و آرزومند تجلي است. فرا خواندن طرح الهي سبب رهايي آن مي شود. آسانترين راه براي تجلي موهبتهاي خود و ديگران، و در مسير رويدادها و اوضاع و شرايط درست زندگي قرار گرفتن، دعا و طلب هدايت است.

 

لازم نيست بكوشيد كه دريابيد چه آرمانها و رويدادها يا افرادي بايد به سراغتان بيايند تا توانگر شويد. به جاي اين كار فقط به طرح الهي خود بينديشيد.

 

تمرين : در تمام طول روز و در آلفاي قبل از خواب و در مراقبه ها ( كه بعدا" بهشون مي رسيم. ) به تاكيد ندا در دهيد كه از هر وضعيتي كه با آن روبرو مي شويد، طرح الهي بر خواهد خواست.

نترسيد! يقين بدونيد كه حتي اگر طرح الهي زندگيتان با زندگي كنونيتان خيلي تفاوت داشته باشد، باز هم ، والاترين طرح براي همگان است و براي همه عظيم ترين موهبتها را به بار مي آورد. ثمراتي كه شما را به حيرت وا خواهد داشت.

 

تمرين براي يافتن طرح الهي _  هر روز تكرار كنيد :

" از همه چيز دست بر مي دارم تا خدا طرح الهي زندگيم را آشكار كند. اكنون با طرح الهي زندگيم همنوا و هماهنگم. اكنون با طرح الهي زندگيم مشاركت و همكاري مي كنم. اكنون خداي درونم به سرعت، و در كمال آرامش، طرح الهي زندگيم را بر من آشكار مي كند. "

و تكرار كنيد :

" اكنون طرح الهي زندگيم را در مي يابم و مي پذيرم و دنبال مي كنم. طرح الهي زندگيم گام به گام بر من آشكار مي شود و از آن به وجد مي آيم. مي دانم كه طرح الهي، عاليترين طرح است و تندرستي و توانگري و شادماني و بيان كامل نفس را در بر مي گيرد. طرح الهي هم اكنون برايم سلامت و ثروت و دولت و سعادت به ارمغان مي آورد. "

و تكرار كنيد :

" خدايا! تو براي زندگيم طرحي الهي داري. اين طرح را نشانم بده. بگذار آن را بدانم و به انجام برسانم. "

 

_ نكته : مهم نيست چه سن و سالي داريد و چقدر از عمرتان گذشته و با زندگيتان چه ها كرده ايد يا چه ها نكرده ايد!اگر از همين امروز طرح الهي زندگيتان را بطلبيد، به سوي والاترين موهبت خود، رهسپار خواهيد شد.

 

_ نكته :اگر والدين به هنگام كودكي فرزندشان يا حتي پيش از تولد او، براي فرزندشان، طرح الهي او را بطلبند، هيچ گونه آشفتگي و نگراني درباره ي آينده ي فرزندان پيش نخواهد آمد. كودك به طور شهودي به سوي طرح الهي زندگيش، هدايت خواهد شد و پدر و مادرش آن طرح را در خواهند يافت و بي درنگ با آن موافقت خواهند كرد.بنابراين مي توانيد براي كساني هم كه دوستشان داريد، طرح الهي زندگيشان را بطلبيد.

 

مثال : " كاترين پاندر"معلم بزرگ ماوراالطبيعه مي گه : " تجربه ي كودكي خودم مرا مجاب مي كند كه با طرحي الهي و پيشاپيش مقرر ، به اين جهان مي آئيم. چون من وقتي دختر كوچكي بودم، مفهوم تقدير را حس مي كردم. حتي آن زمان هم ، احساسي نيرومند به من مي گفت : " بايد در زندگيم، كاري مخصوص و متفاوت را به انجام برسانم." حتي در آن سن هم فكر مي كردم چگونه بايد به بشريت خدمت كنم؟! همواره در كودكي فكر مي كردم آيا بايد پزشك بشوم يا پرستار يا معلم كه خدمت بيشتري كرده باشم! سالها بعد، رسالت ويژه ام آشكار شد، اينكه بايد كشيشي باشم كه ماوراالطبيعه را مي آموزد! اگر به هنگام كودكي مي دانستم چگونه بايد به تاكيد، طرح الهي زندگيم را بطلبم، يا اگر يك نفر از اطرافيانم مي دانست چگونه آن را براي من بطلبد، چه بسا باعث مي شد كه طرح الهي زندگيم زودتر بر من آشكار شود و با سرعتي افزون تر، به سوي شكوفايي زندگيم، گام بر دارم.

 

خود من هم كاملا" تجربه ي پاندر را داشته ام. سالهاي زياد، به دنبال چيزهايي رفتم كه خودم تشخيص داده بودم آنها برايم بهتر است و بيشتر دوستشان دارم! حتي به گونه اي سعي داشتم از طرح الهي زندگيم كه مدام سعي داشت من را به سوي خودش بكشاند، بگريزم! ( اگر پست  چرا جادوگر سرگردان ؟   را بخوانيد، متوجه ي منظورم مي شويد. ) حتي در رشته اي كه متفاوت با امور ماورا الطبيعه بود ، تحصيلات بالايي كردم و موفق شدم تا در آن به شهرت، و توانگري مالي برسم اما از آرامش و رضايت، كه لازمه ي توانگري راستين است ، خبري نبود! در نهايت فهميدم شايد پول را از خيلي راهها بشود به دست آورد، اما آنچه كه طرح الهي ما به ما مي بخشد ، آرامش و رضايت را هم به همراه دارد. بنابراين طرح الهيم را پذيرفتم.

 ( اين يعني ما به دليل انسان بودن اختيار داريم كه هر طور مي خواهيم زندگي كنيم اما فقط طرح الهي ما برايمان بهترينها را به همراه دارد. )

 

_ شيوه ي رهايي از حضور مردمان نا مناسب در زندگي :

 

بسياري از افراد براي چيزها و اوضاعي مي كوشند كه برايشان مناسب نيست. بسياري در پي افرادي هستند كه به آنها تعلق ندارند. چون خيلي از دوستان برايم آف گذاشته و راجع به ازدواج سوال كرده اند، در همين جا به آنها جواب مي دهم. خيلي ها ، آدمهاي متفاوت در زندگيشان مي آيند و مي روند ، خيلي ها زندگيشان مثل دايره هاي تكراري مي ماند! همه مي آيند و مي روند اما انگار زوج آنها در آن ميان نيست. اگر شما هم جزو اين دسته هستيد، حتما" طرح الهي زندگيتان را طلب كنيد تا همه ي آدمهاي زايد كنار بروند و كسي كه در طرح الهي شماست، وارد زندگيتان بشود.

اگر كارهاي مداوم را تجربه مي كنيد اما به آنچه مي خواهيد نمي رسيد، اگر احساس مي كنيد درسهاي بي شماري در زندگيتان تكرار مي شوند( كه ممكن است به خاطر عدم شناخت نيمه ي تاريك باشد) باز هم طرح الهي زندگيتان را بطلبيد.

 

مثال :  خانمي از مشاوري معنوي خواست كه برايش شفاعت كند تا به عقد ازدواج مردي معين در آيد. مشاور گفت كه به اين طريق سخن نمي گويد، زيرا شايد اين مرد بخشي از طرح الهي او نباشد! مشاور براي او دعا كرد و خواست او هم اينگونه دعا كند :

 "خدايا!  طرح الهي ام آشكار بشود و مردمان و مكانها و رويدادها و چيزهايي كه جزيي از طرح الهي زندگيم هستند، به سرعت و در كمال آرامش، متجلي بشوند و هر آنچه و هر آن كس كه بخشي از اين طرح نيست، از زندگيم ناپديد بشود و موهبت خود را در جاي ديگري بيابد. "

اون خانم گفته ي مشاور را گوش كرد و به زودي با مردي آشنا شد كه او را به نفر قبلي ترجيح مي داد. خانم با او ازدواج كرد و خيلي شادمان بود كه با مرد قبلي ازدواج نكرده!

 

اين به اين معني نيست كه با فرا خواندن طرح الهي كسي را كه الان دوست داريد از دست مي دهيد! نه! اين به آن معناست كه اگر او در طرح الهيتان باشد مي ماند و تثبيت مي شود و اگر نباشد بهتر از او جايش را مي گيرد.

 

مثال :  " پاندر " در اين باره مثال مي زند كه :

 

خانمي جوان مردي را دوست داشت اما مرد از او تقاضاي ازدواج نمي كرد و تصميمي جدي درباره ي آن خانم نداشت. دوستان خانم، فرد ديگري را به او پيشنهاد دادند . او وقتي مردي را كه خود دوست مي داشت، ترك كرد، آزرده و نگران بود چون نسبت به مرد پيشنهادي دوم، هيچ علاقه اي نداشت.مشاور معنوي به او گفت كه قبل از هر تصميمي، طرح الهيش را بطلبد و بخواهد كه اين طرح ، هم اكنون و به سرعت و در كمال آرامش، متجلي بشود! آنگاه صبر كند تا ببيند چه پيش مي آيد! او هم همين كار را كرد و رويدادي جالب توجه پيش آمد. مردي كه دوستانش پيشنهاد داده بودند به سرعت از زندگيش ناپديد شد و مردي كه دوستش داشت، در زندگيش پديدار شد و به او پيشنهاد ازدواج داد!

 

بنابراين مدام اين را از خداوند بخواهيد كه طرح الهي زندگيتان اكنون و به سرعت و در كمال آرامش، متجلي بشود!

 

نكته :اگر بخواهيد در زندگي، به زور كسي يا چيزي را به دست بياوريد، نشانه ي آنست كه آن شخص يا آن چيز، موهبت شما نيست.آنچه را كه به زور به چنگ آوريد، براي نگاه داشتنش بايد جنگيد.

 

نكته : از طريق سيستم آرزوها مي شود به برآورده شدن آرزوها كمك كرد اما اگر آرزويمان در طرح الهيمان نباشد، به ما خوشبختي واقعي را نمي بخشد! بنابراين سيستم آرزوها هم خواستن طرح الهي را تائيد مي كند.

 

قانون پنجاه سيستم آرزوها : فقط آرزوهايي كه در طرح الهي ما باشند، به ما توانگري راستين مي دهند!

 

_ دگرگونيهاي ناشي از طلب طرح الهي:

 

طرح الهي تازگي ندارد. افلاطون از آن با خبر بود و آن را " الگوي كامل" مي خواند و مي گفت : " همه چيز بر طبق الگوي كامل الهي به پيش مي رود و تغيير مي كند و ما در عالم تحولات زندگي مي كنيم "

 

نكته ي مهم : هنگامي كه طرح الهي را فرا مي خوانيد، بايد براي هر گونه تحول و دگرگوني آماده باشيد.وقتي انديشيدن به طرح الهي را آغاز مي كنيد، شايد بي درنگ شاهد دگرگونيهايي شويد. حتي ممكن است فكر كنيد زندگيتان دچار طوفان شده است.( حتي ممكن است اين دگرگونيها  ابتدا اصلا برايتان خوشايند نباشد چون با ذهنيات شما  تفاوت دارد.) به جاي مقاومت يا نفرت از اين دگرگونيها، دريابيد كه جزيي از طرح الهي زندگيتان هستند و پس از طي مراحلي شما را به موهبتهايي گسترده تر و عظيم تر  مي كشانند.

 

تمرين _ براي اينكه توان پذيرش طرح الهي را داشته باشيد، هر روز تكرار كنيد : " براي طرح الهي زندگيم كاملا" مجهزم.چون بي درنگ در طرح الهي زندگيم مي گسترم، با اوضاع و شرايط، نه برابر كه برترم! "

 

بيشتر ما مي خواهيم از چيزي آزاد بشويم. معمولا" از اوضاع و شرايط مي آموزيم ، با اين حال ، وقتي در مي يابيم كه بايد اوضاع و شرايط كهنه را تغيير داد تا به مرحله ي جديدي رسيد، نمي دانيم چه طور خودمان را از دست اوضاع و شرايط و تجربه ها و روابط فرسوده ي گذشته و حال رها كنيم. هر گاه درباره ي اشخاص يا رويدادها به هدايت و تغييري نيازمنديد، ندا در دهيد كه در آن اوضاع و شرايط يا در زندگي آن اشخاص، طرح الهي بي درنگ متجلي مي شود. در اين صورت، ممكن است از سرعت جور شدن كارها به حيرت بيفتيد!

 

تمرين _ مدام تكرار كنيد : " هيچ چيز نمي تواند از تجلي طرح الهي زندگيم، ممانعت به عمل آورد.هيچ چيز نمي تواند، تجلي طرح الهي زندگيم را به تاخير اندازد. آنچه خدا به من داده، از بين نمي رود و كاهش نمي پذيرد. "

 

مثال : كاترين پاندر مردي را مثال مي زند كه حتي براي سازماني كه در آن كار مي كرد، طرح الهي مي طلبيد و اين كار او باعث شد افرادي تازه به آن سازمان آمدند كه به سرعت با طرح هاي جديدي كه داشتند ، باعث توانگري چشمگير سازمان شدند. مرد مدام تكرار مي كرد : " از طريق تجلي طرح الهي، اين سازمان هم اكنون به سوي موهبتهايي عظيمتر پيش مي رود. "

 

_ شيوه ي دعاي موثر براي خود و ديگران :

 

چه بسيار پيش آمده كه گمراهانه ديگران را پند و اندرز داده ايم، و به كاري تشويق كرده ايم كه خود صلاح مي دانسته ايم. از اين رو ، آنها غرامتي سنگين پرداخته اند و زير فشارهاي عاطفي قرار گرفته اند. حال آنكه تنها وظيفه و مسئوليت ما، طلبيدن طرح الهي براي آنها بوده، تا از راه خودشان به سوي موهبت خويش رهسپار بشوند. ( نه از راهي كه ما صلاح مي دانيم. )

براي ديگران به اين شيوه، دعا كنيد : " تو را به طرح الهي زندگيت مي سپارم. خداي درونت به سرعت طرح الهي زندگيت را بر تو آشكار مي كند. تو در كمال آرامش، طرح الهي زندگيت را به انجام مي رساني. "

 

_ تاخير موهبتها :

 

اگر هر روز تجلي طرح الهي زندگيتان را بطلبيد، چه بسا كه بي درنگ شكوفا و متجلي بشود. بايد مشتاق باشيد كه از كهنه ها دست بكشيد و به سرعت به سوي طرح الهيتان رهسپار شويد و همه ي دگرگونيهايي را كه در اشخاص و محيط و رويدادها پيش مي آيد، بپذيريد.

 

"امرسون" گفته است : " در ازاي هر چه كه مي ستانيد، چيزي را از دست مي دهيد. " ( اين يعني همان دگرگونيها )

 

البته اين هم ممكن است كه وقتي طرح الهي زندگيتان را مي طلبيد،هيچ چيزي به فوريت پيش نيايد يا دگرگونيها بسيار كند و آهسته پيش بيايند. اگر احساس مي كنيد، تجلي موهبتهايتان به تاخير افتاده است، شايد بايد براي " زمان الهي " صبر كنيد. اگر چه احساس مي كنيد كه براي دريافت موهبتهاي تازه ي خود آماده ايد ، اما چه بسا انسانها و رويدادهايي كه بايد با طرح الهي زندگيتان وصل شوند، هنوز به مرحله ي پختگي و آمادگي نرسيده اند. اينجاست كه بايد تكرار كنيد كه طرح الهي زندگيتان در زمان درست و " به وقت الهي " متجلي مي شوند. شايد زمان الهي به نظر انسان آهسته و كند بنمايد اما هنگامي كه تجلي موهبتهاي تازه تان آغاز شود ، معمولا" چنان سريع عمل مي كند و همه چيز چنان شتابان رخ مي دهد كه نفستان بند مي آيد! خودتان را براي لحظه ي تجلي آماده كنيد.

 

 

_ خواستن " تكميل الهي " :

 

تا لحظه اي كه در وضع موجود خود، نظم به وجود نياوريم، معمولا" طرح الهي شكوفا و متجلي نمي شود. تا لحظه اي كه هنوز كاري هست كه بايد به انجامش برسانيم، و تمامش كنيم، گام بعدي آشكار نمي شود و موهبتهاي تازه به سراغمان نمي آيند. گويي خدا پيشرفت بعدي را متوقف مي كند تا نخست در وضع موجود نظم برقرار شود و آرامش در ذهن استقرار يابد. در چنين مواقعي بايد " تكميل الهي " وضعيت موجود را بطلبيد. آنگاه در پي چيزهايي برويد كه وضع موجود را به تكميل و كمال مي رساند. هنگامي كه به نظم امور پرداختيد و آنها را به اتمام و سرانجام رسانديد، گام بعدي آزاد و طرح الهي زندگيتان متجلي مي شود.

 

"پاندر" مي گويد گياهي در صحرا رشد مي كند كه سالها براي رسيدن به اوضاع و شرايط مناسب براي رشدش صبر مي كند و بعد به محض رسيدن به آن شرايط، رشد مي يابد! مانند گياه صحرا كه منتظر اوضاع و شرايط درست مي شود ، ما هم گاهي بايد منتظر رشد و كمال روحمان بشويم تا بتواند از موهبت گسترده مان كام بجويد. در اين حال بايد در برابر وضع موجود خود " مقاومت " نكنيم، شايد وضع موجودمان ويژگيهايي روحي يا استعدادهايي را در ما بپروراند كه ما را براي آن زمان آماده مي كند. ( اين را در مسايل ذهني، قانون عدم مقاومت مي نامند.)

در چنين زمانهايي، هر اندازه هم كه به سلامت و ثروت و سعادت افزون تر بينديشيم، شايد آن موهبت دلخواهمان پديدار نشود ، چرا كه خدا بهتر از ما مي داند كه ما هنوز آمادگي دريافت و نگهداري از آن موهبت را نداريم و اگر در چنين زماني ، آن را به دست بياوريم ، مانند رشدي زودرس و اجباري دوامي نخواهد داشت. در چنين شرايطي ، شايد موهبت دلخواهمان بسيار كند و آهسته و در زمان الهي به سراغمان بيايد اما بعد ها در خواهيد يافت كه به وقت درست و براي منافع دراز مدت ما آمده است!

 

در باب سوم كتاب جامعه در عهد عتيق آمده : " براي هر چيز زماني است و هر مطلبي را زير آسمان ، وقتي است. او هر چيز را در وقتش نيكو ساخته است. "

 

و همين طور در باب سوم كتاب جامعه به روشني از طرح الهي سخن به ميان آمده : " آنچه هست از قديم بوده است و آنچه خواهد شد، از قديم است! "

 

اگر هنوز نمي دانيد كه مي خواهيد با زندگيتان چه بكنيد، اگر هنوز نمي دانيد كه چه چيز به شما توانگري و رضايت واقعي را مي بخشد، از خداوند طرح الهي زندگيتان را بطلبيد.

 

_ تكرار كنيد : " هر طرحي كه پدر آسماني من برايم مقدر نكرده باشد، هم اكنون از هم مي پاشد. در گام بعدي طرح الهي زندگيم بي درنگ متجلي مي شود. آرمان الهي و طرح الهي هم اكنون به سراغم مي آيند. درهاي تازه و موهبتهاي تازه به رويم گشوده مي شوند. با روحي مطمئن به سوي زندگي تازه و سرشار از شادماني و ايمني و فراواني و خوشبختي خويش گام بر مي دارم. "

 

 

خدايا! كمكمان كن تا پذيراي طرح الهيمان باشيم! آمين!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۲ساعت 22:43  توسط مسافر | 

سلام و سلام و سلام و سلام و سلام و سلام و سلام. با ادامه ي درس آفرينش توانگري با شما همراهم . گفتيم كه آفرينش توانگري ذهني از سه طريق انجام ميشه. طريق اول ، نوشتن. طريق دوم ، تصاوير( چرخ اقبال). و روش سوم كلام. طريق اول و دوم را كه براتون توضيح دادم، حالا مي ريم سراغ روش سوم .

 

_آفرينش توانگري ذهني از طريق كلام :

 

من در پستهاي زيادي راجع به جادوي كلام براتون صحبت كردم و اين قانون ذهني كه مي گه :"هر آنچه به گفتار در آيد، به رفتار در مي آيد." دانشمندان ذهني،  تخمين زده اند كه تكرار عبارت تاكيدي ويژه ي توانگري مي تواند هشتاد درصد بر سرعت تجلي ثمرات دلخواه بيفزايد.

"كاترين پاندر " معتقده كه" در ازاي هر پانزده دقيقه مطالعه ي مطالب و  كتابهاي الهام بخش، دست كم بايد پنج دقيقه عبارات تاكيدي را تكرار كرد. فقط با مطالعه ي مطالب ذهني نمي توان به توانگري رسيد "

كاترين پاندر در كتاب " قانون توانگري " آدمهاي زيادي را كه از اين طريق، توانستند درهاي توانگري را به روي خودشان باز كنند، مثال مي زند. او حتي اعتراف مي كند كه فقط از طريق تكرار عبارت تاكيدي ( كه آن را دعاي روزانه ي خود مي نامد) توانست به شيوه اي عجيب، ناشري معروف بيابد تا دست نوشته هايش درباره ي توانگري را چاپ كند و اين آغاز شهرت جهاني و توانگري او شد!

 

قانون تجلي : هر چقدر هم كه ظاهر امور مخالف به نظر برسد ، بايد شرايط دلخواه را مجسم كنيد و از اقتدار و نفوذ كلام غافل نمانيد. در جملات تاكيدي حتما" از قانون " تجلي "پيروي كنيد. قانون تجلي حكم مي كند كه هر آنچه را كه دوست داريد باشيد يا به انجام برسانيد، بايد بگوئيد كه پيشاپيش چنان هستيد و آن كار را به انجام مي رسانيد. مثال " نگوئيد من آپارتماني زيبا مي خواهم. " بگوئيد : خدا را شكر مي كنم كه اكنون داراي آپارتماني زيبا هستم. "

 

 

 سيستم آرزوها هم اين موضوع رو تائيد مي كنه و مي گه :

 

قانون چهل و هشتم سيستم آرزوها : حتي وقتي ظاهر امور به نظر مخالف مي رسد، از قانون تجلي پيروي كنيد.( تجسم شرايط دلخواه و استفاده از جملات تاكيدي به گونه اي كه انگار الان آنچه را مي خواهيد ستانده ايد)

 

نكته ي مهم _ لااقل روزي پنج دقيقه عبارتهاي تاكيدي دلخواهتان را با صداي بلند تكرار كنيد.اگر مي خواهيد توانگري شما به صورتي روشن و قطعي رفتار كند، بايد كلامي كه براي توانگري بر زبان مي آوريد، روشن و قطعي باشد.

 

 

_ قدرت جادوئي اسمهاي مقدس براي توانگري:

قدما معتقد بودند كه آگاهي از واژه هاي مرموز يا آيه اي مقدس، بسيار نيكوست و به هنگام فشار يا دشواريهاي آزمونهاي زندگي، به آنها كمك مي كند. يكي از نامهائي را كه مقتدر مي دانستند " يهوه " بود و ديگري عبارت " من هستم" .

"كاترين پاندر " مي گويد ما عيسي مسيح را به عنوان شفادهنده مي شناسيم، حال آنكه او در معجزات مربوط به توانگري اش، قوانين ذهني و معنوي توانگري را به كار مي بست. " عيسي مسيح همواره از عبارات تاكيدي مثبت استفاده مي كرد. بزرگترين چيزها را از خدا مي خواست و همه ي آنها را متجلي مي كرد، زيرا دعايش سرشار از اقتدار بود. ( مگر دعاي رباني چيزي غير از عبارات تاكيدي مثبت و مصمم است؟)

 يكي از استادهاي خوب من هميشه مي گفت "حتي نام كساني كه انسانهاي بزرگي بوده اند داراي يك گاست ( انرژي) است و چون انرژي هرگز از بين نمي رود، هنوز انرژي آن ها، در جهان باقيست و به هر كس كه از آنها كمك بخواهد، كمك مي كند. به همين دليل است كه خيلي از معجزات با توسل به بزرگان ديني انجام ميشود. "

 ( من خودم به اين موضوع اعتقاد زيادي دارم. زماني بود كه كتابهائي در زمينه هاي متافيزيك يا نيروهاي ماورائي مي خواندم اما نمي فهميدم. به محض اينكه از گاست نويسنده ي كتاب يا استادي كه ، آن فن را آموزش مي داد، كمك طلبيدم، شبهاي متوالي به خوابم  آمد و مباحث را برايم توضيح  داد و موشكافي  كرد! )

" چارلز فيلمور" در كتابش "توانگري" مي نويسد : "از نام عيسي مسيح امواجي نيرومند و طيفي قدرتمند بر مي خيزد كه توانگري مي بخشد. نامي كه اقتدار زمين و آسمان را در بر دارد و به آساني مي تواند به جوهر كائنات ، شكل ببخشد. نامي كه با جوهر نمادهاي پدر و مادر يگانه است و چون بر زبان آيد، همه ي نيروها را به كار وا مي دارد تا ثمرات دلخواه را به بار آورد."

"كاترين پاندر " بر اساس همين اعتقاد به قدرت جادوئي اسمهاي مقدس، وقتي نياز به يك ماشين نويس داشته، اين عبارت تاكيدي را تكرار مي كند: "عيسي مسيح هم اكنون ماشين نويسي عالي را متجلي مي كند تا اين كار من را به انجام برساند." و چند ساعت بعد يكي از آشنايان كه تايپيست بوده پيش او مي آيد تا خدمتي براي او انجام بدهد!

 

شما مي تونيد انواع و اقسام جملات تاكيدي را بسازيد يا از كتب مختلف برداريد. من چند تا از آنها را برايتان مي نويسم :

_ من به روح جهاني توانگري اعتماد مي كنم تا هم اكنون بركت بيكرانش را بر همه ي گوشه هاي زندگيم بباراند.

 

_ من در جوهر الهي احاطه شده ام و اين جوهر الهي هم اكنون در شكلي غني و مناسب و شايسته به سويم مي آيد.

 

_ خدايا من به تو و عدالت تو توكل مي كنم. مي دانم آنچه كه متعلق به من است نمي تواند از من باز گرفته بشود.پس آرام و آسوده بر جا مي مانم.

 

_ من هم اكنون از درآمدي مدام و قابل توجه و روزافزون برخوردارم.

 

_ از افزايش درآمدم كه هم اكنون پيش مي آيد و به طرزي قابل ملاحظه به من رضايت مي بخشد، سپاسگزارم.

 

_ من در ذهن الهي، آرماني الهي ام و اكنون به سوي مكان راستين و انسانهاي راستين و توانگري راستين زندگيم هدايت مي شوم.

 

شما در "چهار كتاب " نوشته ي "فلورانس اسكاول شين" مي توانيد جملات تاكيدي زيادي براي موارد مختلف پيدا كنيد.

 

 

ساختن جمله ي تاكيدي با استفاده از قدرت جادوئي اسم مقدسين :جملات تاكيدي زيادي در كتابها نوشته شده اما من پيشنهاد مي كنم خودتون اون جمله ي تاكيدي رو كه در اين زمان بهش نياز داريد بسازيد و از قدرت جادوئي اسم مقدسين " مثل عيسي مسيح، حضرت علي(ع)، امام حسين و يا هر كسي كه حس روحاني اي در شما به وجود مي آره..." استفاده كنيد و بگيد : " عيسي مسيح يا امام حسين يا ... اينجاست و اكنون عاليترين چيز را براي من درباره ي( فلان موضوع) فراهم و متجلي مي كند. "

يا بگوئيد : " اكنون نور پاك و سفيد (عيسي مسيح يا حضرت امام رضا يا ....)  همه ي زندگي من را احاطه كرده است و هيچ چيز منفي نمي تواند وارد اين حلقه ي نور بشود و تنها نيكي مي تواند به من نزديك بشود. ميزان كار و زناشوئي و تندرستي و ... مستقيما" در دست ( نام آن آدم روحاني مقدس را بياوريد) است و در هر گامي كه بر مي دارم او پيشاپيش مي رود و همه ي امور زندگيم را هدايت مي كند .  "

 يا بگوئيد: " قدرت ( عيسي مسيح يا ...) سرگرم عاليترين كار خود است تا كاملترين ثمرات نيكو را به بار بياورد."

يا بگوئيد: " مسئوليت ( كار يا مشكلي كه داريد را عنوان كنيد) با ( عيسي مسيح يا  ...) است و خودش نشانم مي دهد كه چه كنم و راه درست را مي گشايد."

 

مثال: " كاترين پاندر " از خودش مثال مي زند كه مي خواسته كليسائي باز كند و امور ذهني را در آن آموزش بدهد اما پول نداشته است. او شروع مي كند با اسم مقدسين جملات تاكيدي گفتن. يك بار موقع گفتن اين جملات، اسم يك نفر آدم كه دورادور مي شناخته به ذهنش مي رسد. " پاندر " به او زنگ مي زند و اون آدم ميگه مايل است او را ببيند. وقتي به ديدنش مي آيد به پاندر  مي گويد " يك چك هزار دلاري داره كه با چند نفر ديگه اون رو جمع كردند و مي خوان اون رو در اختيار كسي بگذارن كه مي خواد كليساي جديدي بسازه! "

" پاندر" مي گه : " من كه از اين موضوع اطلاعي نداشتم اما ضمن مراقبه روي جمله ي تاكيدي انگار خداوند به دلم انداخته بود تا با او تماس بگيرم! " و اين طوري پول كليسا جور ميشه!

 

_ قدرت توانگري بخش و اقتدار دعاي رباني : پاندر مي گه دعاي رباني كه در انجيل آمده، از اقتداري عظيم بهرمند است. به شرط آنكه آن را آهسته و سنجيده و كلمه به كلمه بخوانيد و به هر كلمه اش بينديشيد تا از نيروي سرشار و تاثير شگرفش بهره مند بشويد.آنگاه مي بينيد كه همه ي مشكلاتتان حل مي شود. تاثير تكرار روزانه ي " دعاي رباني" شما را به حيرت مي اندازد.پس چنين دعا كنيد :

 

" اي پدر مقدس ما كه در آسماني

نام تو مقدس باد

ملكوت تو بيايد

اراده ي تو چنان كه در آسمان است،

بر زمين نيز كرده شود.

نان كفاف ما را امروز به ما بده.

و قرضهاي ما را ببخش

چنان كه ما نيز قرضداران خود را مي بخشيم

و ما را در آزمايش مياور

بلكه از شرير ما را رهايي ده

زيرا ملكوت و قوت و جلال

تا ابدالاباد از آن توست.

آمين. "

( انجيل متي، 6: 9_13)

 

_ اما چرا دعاي رباني چنين قدرتمند است؟

شايد به اين دليل كه شما را به آن آگاهي مي كشاند كه عيسي مسيح براي انجام معجزه هايش در آن قرار داشت. به آن آگاهي كه توانگري را متجلي مي كند و قرصهاي نان و ماهي را هزار برابر مي كند!

 

(من شخصا"، با افتخار،  پيرو دين مقدس اسلام هستم اما معتقدم به تعداد آدمها راه براي رسيدن به خداوند وجود داره! پس به همه ي ادياني كه خداي واحد رو قبول دارند احترام مي گذارم و از دعاهاي همه شون استفاده مي كنم و معتقدم اين انرژي در همه ي دعاهاي كتب مقدس موجوده. حديثي هم درباره ي آيات قرآن خوندم كه " هر تعداد از آيات قرآن را كه براي انجام نيتي بخوانيد، براي برآورده شدن آن حاجت، كفايت مي كند." به نظرم اين هم به خاطر انرژي بالائي است كه در اين آيات وجود داره. دعاها و آيات قراني درست مثل جملات تاكيدي مي مونند و اثر مي كنند.)

 

نكته ي مهم _ عبارت تاكيدي را براي ديگران هم مي توانيد به كار ببريد. حتي اگر خودشان هم به اين موضوع اعتقاد نداشته باشند. ( اگرچه اعتقاد خود آن فرد، اثراتي عميق تر و سريع تر به بار مي آورد)

مثلا" براي دوستتان كه بيكار است ، تكرار كنيد : " تو شغلي بي نظير و درآمدي بي همتا داري. تو به شيوه اي بي نظير خدمتي بي همتا را به انجام مي رساني."

 

همونطور كه گفتم جملات تاكيدي بيشماري وجود داره اما بهترين كار اينه كه شما خودتون كشف كنيد كه به چه جمله ي تاكيدي اي واقعا" نياز داريد. من اينجا به شما شيوه اي رو ياد مي دم كه در" تجسم خلاق " اون رو جزو كارهاي پالايشگر مي دونند.

 

_ پالايش و ساخت جملات تاكيدي پالايشگر:

 اصل نهفته در شيوه هاي پالايش اين است كه بايد مشتاق باشيد كه هر گونه احساس منفي سركوب شده را در جسم يا عواطف يا ذهن يا روحتان كاملا" بشناسيد و آن را مورد بررسي قرار دهيد تا بتوانيد آن را رها كنيد. بيشتر افراد اميدوارند كه با ناديده گرفتن احساسهاي منفي، آنها راهشان را مي گيرند و مي روند! در حالي كه اگه درسهاي نيمه ي تاريك رو به ياد داشته باشيد، حتما" مي دونيد كه اين طوري نيست. هرچه بيشتر بكوشيد تا آنها را ناديده بگيريد، بيشتر خودشان را در زندگيتان نشان خواهند داد. گوئي همه ي زواياي تاريك وجودتان، عملا" مي كوشند كه نور آگاهي را به سوي خود بكشانند، تا بتوانند پاك و صيقل يافته بشوند. فرايند صيقل يافتن يا پالايش، فقط با درخشش نور آگاهي به زواياي تاريك ، و با اشتياق تجربه ي هر چه كه در آنجا هست، رخ مي دهد. با تجربه ي آن، انرژي مسدود شده و متراكم، براي هميشه رها مي شود.

بنابراين اگر در هنگام به كار بردن جملات تاكيدي و مثبت، احساس نا خوشايندي بهتون دست مي ده، يا اينكه احساس مي كنيد هدف يا آرزويتان با مانع روبرو شده، يا مدتهاست كه از جملات تاكيديتون ثمره ي مفيدي به دست نمي آريد، بدونيد كه اون جمله متعلق به شما نيست! حتما" جملاتي را كه به كار مي بريد رها كنيد و به سراغ ساخت جملات تاكيدي پالايشگر بريد.

 

تمرين براي ساختن جمله ي تاكيدي پالايشگر:

 

نخست در دفتر مراقبه تان، آرزو يا همان هدفتان را به صورت يك عبارت تاكيدي بنويسيد. آنگاه بنويسيد : " علت اينكه نمي توانم به هدفم برسم اينست كه ..." هنگامي كه اين دلايل را مي نويسيد ، به يكايك فكرهائي كه از سرتان مي گذرد ، هر اندازه هم كه احمقانه يا عجيب يا وحشتناك يا بي اهميت به نظر مي رسد، توجه كنيد. به خودتان اجازه بدهيد هر دليلي را كه به ذهنتان مي رسد، در اينجا بنويسيد.

مثال :

 

هدف : مي خواهم صاحب حرفه اي شگفت آور باشم با ... ريال درآمد ماهانه.

 

 ساخت جمله ي تاكيدي اوليه : طبق قانون تجلي بايد اون رو به شكل يك جمله ي مثبت ، به شكلي كه انگار تحقق پيدا كرده ، بنويسيد. يعني اين جمله مي شود جمله ي تاكيدي اوليه ي شما:  

 " اكنون صاحب حرفه اي شگفت و خلاقم. كارم را دوست دارم و درآمد ماهانه ام .... ريال است."

 

سوال : دليل اين كه نمي توانم به خواسته ام برسم، چيست؟

 

جواب : هرگز موفق نخواهم شد _ نمي دانم مي خواهم چه كار كنم. _ از كجا مي توانم چنين شغلي را پيدا كنم؟ _ عالي تر از آنست كه بتواند حقيقت پيدا كند. _ لياقتش را ندارم. _ مي ترسم از اينكه اين همه پول به دست بياورم! _ پدرم هرگز چنين پولي به دست نياورد من هم نمي خواهم با در آوردن اين پول، باعث احساس خواري در او بشوم! _ و غيره ...

 

اگه احساس كردين باز هم دلايل ديگه اي وجود داره در يك فرصت ديگه دوباره سراغ اين جوابها بياين و به اونها اضافه كنيد. بعد مدتي بنشينيد و به دلايل خودتون بنگريد تا ببينيد كداميك از اونها بيشتر شما را تحت تاثير قرار مي دهند و كنارشان علامت بگذاريد. آنگاه براي خنثي كردن يكايك آنها، يك جمله ي تاكيدي مناسب با اون دليل بنويسيد. به اين جمله ي تاكيدي مي گن "جمله ي تاكيدي پالايشگر ".

_ براي دلايلي كه در بالا نوشتيد، اين جملات تاكيدي پالايشگر ساخته مي شوند :

من اكنون موفق هستم. من اكنون توانائي به دست آوردن عالي ترين ها را دارم. من اكنون با هدايت الهي، دريافته ام كه از كجا بايد شروع كنم. و ...

 

اينها جملاتي هستند كه شما بايد به كار ببريد و به كار بردن جمله ي تاكيدي اوليه، در اين زمان نه تنها نمي تونه به شما كمكي بكند، بلكه حتي چيزهاي زيادي را كه در نيمه ي تاريكتان پنهان كرده ايد، به سطح مي آورد و مانع تحقق آرزويتان مي شود. پس از جملات تاكيدي پالايشگرتان استفاده بكنيد.


خدايا! تو را شكر مي كنم كه ضمير برترم اكنون مرا به سوي بهترينهائي كه لايقش هستم، هدايت مي كند. آمين

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 15:19  توسط مسافر | 

سلام و سلام و سلام به همه ي دوستان خوب. تو جلسه ي قبل از آفرينش توانگري ذهني حرف زديم و گفتيم كه از سه طربق انجام مي شه . اوليش از طريق نوشتن بود كه براتون توضيح دادم. دومين  طريق براي آفرينش توانگري ذهني از طريق تصاويره كه تو اين جلسه در موردش با هم حرف مي زنيم.

 

استفاده از اقتدار تصاوير ، هنر جديدي نيست. آدمهاي غار نشين روي ديوار غارهاشون تصوير خوراكيهايي رو كه دوست داشتند را مي كشيدند چون باور داشتند با نگاه كردن به اين تصاوير، قدرتي نا مرئي اين خوراكها رو به صورت شكار يا ماهي يا طيور در اختيارشون قرار مي ده!

 بعدها مصريها گورهاي خودشون رو نقاشي مي كردند و به محض اينكه كودكي زاده مي شد، نقاشي گور او هم شروع مي شد! روي ديوارهاي گور ، تصاويري از همه ي چيزهاي خوبي كه اون كودك در طول زندگيش مي تونست تجربه كند ، را مي كشيدند. از پيروزي در جنگها گرفته تا نيكبختي و سرافرازي و ... مصريان بر اين اعتقادبودند كه اين تصاوير سبب مي شوند تا اين تجربه ها در زندگي كودك زائيده شده در دربار، دوباره متجلي بشود.

دو هزار و چهار صد سال قبل، در دوران عصر طلايي يونان، يونانيان در پيرامون مادران آينده ، تصاوير و مجسمه هاي زيبا مي گذاشتند تا كودكان به دنيا نيامده، از تصاوير ذهني مادران خود سلامت و زيبائي بستانند. امروزه، دانشمندان براي بار دوم در حال اكتشاف اين فن هستند!

خوب! اين مقدمه رو گفتم تا مطمئن بشيد با يه قدرت جادوئي حسابي روبروئيد كه ارزش امتحان كردن داره! حالا بريم سر اصل مطلب.

 

_ آفرينش توانگري ذهني از طريق تصاوير با ايجاد " چرخ اقبال " :

 

" كاترين پاندر " معتقده كه بايد تصاوير موهبتهائي رو كه آرزوشون رو داريم، در يك " چرخ اقبال " بكشيم يا درست كنيم. يعني چي؟

_ مثلا" پسر كاترين پاندر آرزو داشته تا به كاليفرنياي جنوبي برن و اونجا زندگي كنند اما شرايطش موجود نبوده. اونها مقواي بزرگي رو بر مي دارن و عكسهاي خودشون رو در ميان عكسهائي كه از كاليفرنياي جنوبي جمع آوري كرده بودند، مي چسبونند. كنار ساحل، در حال بازي گلف، در حال رانندگي در شاهراههاي زيبا، و ساير مناظر اونجا.اونها اسم اين مقوا رو مي گذارند " چرخ اقبال " . اون رو در جائي مي گذارند تا هر روز بتونند لحظاتي بهش نگاه كنند و از احساس برآورده شدن اين آرزو لذت ببرند!

مدتي بعد، از ميان صدها نفر كه در نيروي هوائي بايد به ماموريتهاي مختلف فرستاده مي شدند، فقط پسر كاترين پاندر براي ماموريت در كاليفرنياي جنوبي انتخاب و به آنجا فرستاده مي شه! و به زودي همه ي چيزهائي كه اون توي چرخ اقبال كشيده بوده، واقعي مي شه حتي تصوير دختري كه اون در كنار خودش به عنوان دوست در يك ماشين شيك آبي رنگ  كشيده بوده به حقيقت مي پيونده و اون با دختري موبور كه صاحب همون ماشين آبي رنگ بوده نامزد مي كنه!

 

سوال : با تجسم خلاق و ايجاد چرخه ي اقبال ، چه آرزوهائي رو ميشه ساخت؟

جواب : همه ي آرزوها.اگه شغل جديدي رو آرزو داريد براي اون يه چرخ اقبال درست كنيد. اگه در آرزوي يافتن زوج دلخواهتون هستين ، در اين مورد يه چرخ اقبال درست كنيد. اگه آرزوئي براي فرد ديگه اي داريد ، مي تونيد براي اون هم چرخ اقبال درست كنيد.  براي آرزوي سلامتي براي خودتون يا فردي ديگه هم مي شه چرخ اقبال درست كرد. براي حل مشكلات خانوادگي هم مي شه چرخ اقبال درست كرد و خلاصه براي هر آرزويي كه حق الهي شماست، مي شه چرخ اقبال درست كرد. اما فراموش نكنيد اگه آرزوي شما در جهت آزار و اذيت ديگران باشه حتي در صورت برآورده شدن كارماي اون به شما بر مي گرده!

 

_ نكته ي مهم :كنش ذهن، تصور و تجسم است. اگر آگاهانه آنچه را كه مي خواهيد، به شيوه اي سازنده مجسم نكنيد ، ناخودآگاه آنچه را كه نمي خواهيد به شيوه اي مخرب مجسم مي كنيد و مدام به مشكلات خود مي افزائيد. پس حتما" از شيوه ي تصور و تجسم سنجيده ي موهبت دلخواه كه بهترين راه براي غلبه بر همه ي مشكلاته، استفاده كنيد.

 

_ نكته ي مهم : اگه در تجسم آرزوهاتون،  تنبليد و فقط گاهگاهي اون رو انجام مي ديد، و همين رو بهانه قرار دادين كه اصلا" سراغ اين كار نريد، لطفا" خوب گوش كنيد! لااقل همون گاه به گاه اين كار رو انجام بدين. حتي تجسمات گاه به گاه هم ثمر بخشه، اگر چه نه به سرعت.

 

_ نكته ي مهم : خيلي از افراد وقتي مي بينند كه تصاوير چرخ اقبال بي درنگ جواب نمي ده و موهبت دلخواهشون رو به وجود نمي آره، دلسرد مي شن. براي ايجاد دگرگونيهاي وسيعي كه اثرات و ثمراتي دوردست دارند،. چون ممكنه تصوير موهبت دلخواه با تجربه هاي گذشته يا اكنون تفاوت داشته باشه ، معمولا" مدت زماني طول مي كشه تا ذهن نيمه هشيار، اين تصاوير رو جذب كنه اما وقتي آنها را جذب كرد، اين تصاوير متجلي مي شوند.

 

_ نكته ي مهم : اگر با وجود درست كردن چرخ اقبال، تصوير دلخواهتون متجلي نشد، به ذهنتون رجوع كنيد! شايد ذهنتون رو از تصاوير موهبتهاي مختلف انباشته ايد يا برنامه هاي زيادي رو در برنامه تون گنجانده ايد. وقتي آرزوها و تصاويرتان صريح و روشن باشند و چيزهائي رو انتخاب كنيد كه براتون مهم ترند يا در اين لحظه به آنها نياز داريد، راه تجلي فورا" راه مي گشايد.

مثال : " كاترين پاندر " خانمي بازرگان را مثال مي زنه كه هم به اتومبيل براي كارش نياز فوري داشت و هم در آرزوي ازدواج مجدد بود. اون در چرخ اقبالش تصوير مردي را چسباند كه در حال رانندگي بود اما هيچ اتفاقي پيش نيامد . اون يه چرخ اقبال ديگه درست كرد و فقط تصوير اتومبيلي رو كه بهش نياز فوري داشت، در اون چسبوند.بلافاصله يك آشناي قديمي به اون تلفن كرد و گفت چون داره اتومبيل جديدي مي خره؛ به اتومبيل قديميش نياز نداره  و مي خواد كه اون رو ، در اختيار اون خانم قرار بده! در واقع چون اون شغل جديدش رو تازه شروع كرده بود و هنوز در حال آموزش بود ، فرصت آن را نداشت كه كاملا" روي مسله ي ازدواج متمركز بشه و نا خودآگاه مدام فكرش به ماشين كشيده مي شد كه براي كارش به اون نياز داشت و نمي تونست روي خواسته ي ازدواجش ، دقيق و صريح متمركز بشه.

 

در اين مورد قانوني هم در سيستم آرزوها داريم كه مي گه :

 

قانون چهل و ششم سيستم آرزوها : براي برآورده شدن يك آرزو، بايد ذهن شما  از تصاوير مختلف و درهم و برهم مربوط به آرزوهاي پراكنده  ، خالي بشود!

 

 

شيوه ي تهيه ي چرخ اقبال :

 

_  يه مقوا يا پوشه برداريد.اون رو به شكل دايره در بياريد. از نقطه ي كانون ( وسط دايره ) اون رو به چهار بخش تقسيم كنيد: بخش امور مالي _ بخش امور شغلي _ بخش مربوط به خانواده _ بخش مربوط به تندرستي. بعد در هر بخش ، تصوير ايده آل مربوط به اون موضوع رو بچسبونيد و زير عكس، عبارت تاكيدي دلخواه  مربوط به اون رو بنويسيد. اين عكس رو مي تونيد از بين عكسهاي خودتون يا مجلات _ با توجه به آرزوتون _ استفاده كنيد.

 

_ چرخ اقبال رو اگه در معرض ديد ديگران نيست، به ديوار اتاقتون بزنيد تا هر وقت مي تونيد نگاهي به اون بندازيد. در غير اين صورت اون رو جائي بگذاريد كه ديگران نبينند اما شما هر شب بتونيد نگاهي به اون بندازيد. اگه مي تونيد هر روز به اون نگاه كنيد.در مورد چيزهائي كه توي چرخ اقبالتون كشيديد، تمرينات تجسم خلاق رو انجام بديد. هرچه بيشتر به اون نگاه كنيد و در باره اون تجسم خلاق كنيد، زودتر ثمراتش پديدار مي شه.

 

_ درباره ي تجسم و تصاويرتان با هيچ كس صحبت نكنيد. چرخ اقبالتون رو به كسي نشون نديد و نخواهيد ديگران را با اصرار بيش از حد، متقاعد كنيد كه حتما" اين كار را انجام بدهند. درباره ي اين مسئله با ديگران وارد جر و بحث نشويد. واژه هاي secret ( مرموز) و sacred ( مقدس ) هم ريشه اند. يعني آنچه را كه مقدس است، به صورت رازي پنهان نگاهباني كنيد. ( در اين مورد وقتي با هم علم كلمات يا همون لگزيگرام رو بررسي كرديم، صحبت مي كنيم. )

 

در اين مورد قانوني هم در سيستم آرزوها داريم كه مي گه :

 

قانون چهل و هفتم سيستم آرزوها : آرزوئي برآورده مي شود كه آن را مثل رازي مقدس براي خودتان حفظ كرده باشيد!

 

( در جلسات قبلي توضيح داده ام كه فقط با مشاور اصلح كه استاد معنوي شماست اجازه ي صحبت درباره ي آرزوتون رو داريد و بس! )

 

_اگر ثمراتي بزرگ و زيبا و رنگارنگ مي خواهيد، از مقواهاي بزرگ رنگي استفاده كنيد. هر چيزي كه حس بهتري به شما مي دهد و باور كردن تحقق آرزويتان را برايتان امكان پذيرتر مي كند.

 

_ بهتره در ابتدا روي مهمترين خواسته تان تكيه كنيد . وقتي به اندازه ي كافي روي تجسم خلاق متمركز شديد، اون وقت به سراغ خواسته هاي ديگه بريد.

 

_ براي هر خواسته بايد از رنگي معين استفاده كنيد."دانش كهن رنگها " مي گويد كه براي تجلي توانگري مالي بايد از مقواي سبز يا طلائي استفاده كنيد. براي فهم و ادراك معنوي افزون تر بايد از مقواي زرد يا سفيد استفاده كنيد. براي انجام امور فكري، مانند نويسندگي يا موفقيت در امتحانات و ... بايد از مقواي آبي استفاده كنيد.براي تندرستي و انرژي و زندگي شادابتر بايد از مقواي نارنجي يا زرد درخشان استفاده كنيد براي عشق و هماهنگي و ازدواج و توفيق در روابط انساني بايد از مقواي صورتي يا قرمز روشن و درخشان استفاده كنيد. اهميت رنگ به خاطر تاثير آن بر ذهن نيمه هشيار است. تصاوير سياه و سفيد به اندازه ي تصاوير رنگي ، ثمرات دلخواه به وجود نمي آورند. حتي اگر به قوانين كهن رنگها اعتقاد نداريد، از رنگ مورد علاقه تان استفاده كنيد يعني رنگي كه از نظر عاطفي جذبتان مي كند.

 

_ بر روي مقواي رنگيتان، تصاوير رنگي بچسبانيد نه سياه و سفيد.

 

_ بر روي مقوا، تصاوير بسيار و درهم و برهم نچسبانيد. تصاوير متعدد و درهم و برهم، سبب آشفتگي ذهن مي شود و ثمرات آشفته و درهم و برهمي را به وجود مي آورد.

 

_ روي مقواي امور ماليتان عكس پول بچسبانيد، نه اشيائي را كه مي خواهيد داشته باشيد. اگر نه، چه بسا آن اشيا را به دست بياوريد اما زير بار قرض برويد! مي توانيد تصاوير پول را نقاشي كنيد يا از مجلات و روزنامه ها ببريد. مي توانيد از عكس چك استفاده كنيد.

 

_ در وسط چرخ اقبالتان يك تصوير نمادين معنوي بچسبانيد. اين تصوير مي تونه تصوير گنبد يه امامزاده، تصوير كعبه، تصوير يك تسبيح، يك دعا يا هر چيزي باشه كه به شما اين حس رو مي ده كه خداوند پيگير خواسته ي شماست تا به اون تحقق ببخشه.اين كار به خواسته تان حمايت معنوي مي بخشه و راه تجلي تصوير دلخواهتان يا چيزي بهتر از آن را مي گشايد.

 

_ نوشتن عبارت تاكيدي دلخواهتان را در زير چرخ اقبال فراموش نكنيد اين عبارت مثلا" مي تونه اين باشه : " به يمن جوهر غني كائنات، من هم اكنون صاحب ثروت و بركت بيكران _  (يا لباسهاي زيبا و مناسب  يا خانه اي دلپذير و راحت  يا عاليترين و مناسب ترين وسيله ي نقليه ) _ هستم. "

 

 مثال : نمونه ي يك چرخ اقبال براي سلامتي و شفا :

" كاترين پاندر " در كتاب چشم دل بگشا ، از يك خانم منشي مي نويسه كه شنيد برادرزاده ي كوچك و محبوبش، بايد ظرف چند روز آينده تحت عمل جراحي مغز قرار بگيره. اون براي برادرزاده اش يك چرخ اقبال درست كرد تا بتونه از طريق قدرت جادوئي تصاوير، اون رو سالم و كامل ببينه. اون براي تهيه ي چرخ اقبال از يك پوشه استفاده كرد تا بتونه تمام روز اون رو همراه داشته باشه.در داخل پوشه ، اون عكسهاي جديد برادر زاده اش رو كه در زمان سلامت از اون گرفته شده بود، را چسباند و زير عكسها نوشت : " از وجودت سلامتي تابناك مي تراود. "

در داخل پوشه، بالاي عكسها نوشت : " هم اكنون، به طرزي معجزه آسا شفا مي يابي! "

سمت راست عكسها نوشت : " ذهن و تن و يكايك امور زندگي تو سالم است! "

در زير پوشه نوشت : " خدايا! تو را شكر مي كنم كه برادر زاده ام را صحيح و سالم به من بر مي گرداني! "

سمت چپ عكسها نوشت : " روزهائي خوش در انتظار ماست! "

 

اون با درست كردن چرخ اقبال و باور كردن اينكه اين چرخ سلامت رو به برادرزاده اش بر مي گردونه، احساس اضطراب و نگرانيش رو از دست داد و احساس ژرفي از آرامش پيدا كرد. جالب اينجاست كه بدونيد برادر زاده ي اون هرگز عمل نشد چون توموري كه در مغزش بود، به طرزي معجزه آسا ناپديد شد!

نكته : اگر مي خواهيد براي كسي كه اصلا" اعتقادي به مسائل ذهني ندارد، چرخه ي اقبال شفا درست كنيد، نيازي نيست كه مسئله را با او در ميان بگذاريد. كار خودتان را بكنيد. باور نداشتن او از قدرت چرخه ي اقبالتان كم نمي كند.

 

مثال : نمونه ي يك چرخ اقبال براي حل مشكلات خانوادگي :

" كاترين پاندر " مثال ديگه اي مي زنه از پدر و مادري كه بسيار نگران دخترشون بودند. دختر سوگند خورده بود كه به دانشگاه نره چون پسري رو دوست داشت كه از دبيرستان بيرونش كرده بودند.اصرار پدر و مادر بي نتيجه بود. مادر براي دختر يك چرخ اقبال درست كرد.اون آرزو داشت دخترش به دانشگاه بره و با يك تحصيل كرده ازدواج كنه. روي چرخ اقبال عكس دختري معقول و منطقي را چسباند كه به دانشگاه مي رفت و كتاب همراهش بود. حتي زير عكس نوشت كه دخترش با موفقيت دانشكده را به پايان رسونده. اون دقايق زيادي به تجسم دخترش به شكلي كه دوست داشت، پرداخت. پس از چند هفته دختر اعلام كرد كه يك سال آزمايشي به دانشگاه مي رود كه ببيند خوشش مي آيد يا نه. در طول سال اول دانشگاه ، عالم ذهني دختر اينقدر گسترده شد كه علاقه اش را به آن پسر كه تحصيلاتي نداشت، از دست داد و از او جدا شد. اون ليسانسش رو گرفت و با پسر دلخواهش كه تحصيلات بالايي داشت ازدواج كرد.

 

 

مثال : نمونه ي يك چرخ اقبال براي توانگري مالي :

" كاترين پاندر " از خانمي بازرگان حرف مي زنه كه براي خودش يك چك ده هزاردلاري درست كرد و اون رو در چرخ اقبالش گذاشت. او هر روز به اين چك با اشتياق نگاه مي كردو با خودش تكرار مي كرد : "خدا اكنون به هر طريق كه خودش صلاح مي داند اين هزار دلار را به من مي دهد تا در نهايت شادماني براي خودم خرج كنم. من هم آن را به مصارف خردمندانه مي رسانم. " چند ماه بعد يكي از بستگان ده هزار و هفتصد دلار براي اون ارث باقي گذاشت. 

 

 

_ مثالي درباره ي ناپلئون بناپارت :

ناپلئون همواره نقشه اي بزرگ با پرچمهاي رنگارنگي كه نشانه ي فتح كشورهاي مورد نظرش بود مقابل خود مي گذاشت و ماهها پيش از فتح آنها ، آنها را فتح شده مي ديد! حتي از فن نوشتن آرزوها و نقشه ها هم سود مي جست . مورخين مي گويند در يكي از موارد، دو ماه قبل از جنگ، و از فاصله ي هفتصد فرسنگ ، همه ي جزئيات و طول رژه ها و نقطه ي رويارويي  دو سپاه و حمله و حتي اشتباهاتي را كه دلش مي خواست دشمن انجام بدهد، در نوشته هاي خود ، نوشته و كشيده بود!

اما ناپلئون در جنگ آخر خود يعني " واترلو " شكست خورد زيرا از فني جادوئي و بسيار قدرتمند براي شيوه اي مخرب استفاده مي كرد و بالاخره كارماي خود را دريافت كرد! ( اين همون قسمت از جادوست كه ما به اون مي گيم جادوي سياه. يعني شما با چرخ اقبال شايد خواسته هاتون رو به ديگران هم تحميل كنيد اما اگر در جهت مخربي باشه بالاخره كارماي بدي در مقابل اون دريافت مي كنيد! )

 

 

 نكته ي مهم _ توقف تجسم :

خانمي مجرد براي " پاندر " نوشت من مدتهاست تجسم مي كنم كه ازدواج كرده ام اما هنوز هيچ اتفاقي نيفتاده است.او چند بار نامزد كرده بود يا تا پاي ازدواج رفته بود، اما به نتيجه نرسيده بود. پاندر به اون پاسخ مي ده : كه اولا" بايد نامزدها و كساني رو كه اون رو نخواسته اند كاملا" ببخشه و از اين بار اضافي احساسي خودش رو رها كنه. ثانيا" پاندر متوجه شد اون خانم به جاي لذت بردن از تجسم خلاق و چرخ اقبال، مدام در هر تجسم مشغول تقلاي ذهني مي شه. تقلاي ذهني كه بالاخره چه مي شود و ...تقلاي ذهني سبب مي شود كه آرزوهاي انسان به جاي جذب، دفع بشود. نيروي ذهن، براي اين نيست كه به ضرب زور به خواسته مان برسيم.

 

 بنابراين پس از تهيه ي چرخ اقبال و كار روزانه با آن، هر گاه خودتان را سرشار از احساس ايمني و آرامش يافتيد؛ يا علاقه تان را به آن از دست داديد ، آن را رها كنيد! اين معمولا" نشانه ي آنست كه حاضريد دست از سر آرزويتان برداريد تا خود كائنات سرگرم كار بشوند و آن را در زمان درست ، به شما برسانند.

به اين زمان مي گويند : " زمان تعطيل و مرخصي! "  در اين هنگام ، آسوده بياسائيد و آرزوهايتان را فراموش كنيد. اين زمان ، زمان توكل به خدا و سپردن همه ي بارها به خداست. وقتي در عرصه ي ذهن، كار لازم را به انجام رسانديد، مي توانيد مطمن باشيد كه زمان و انسانها و موقعيتها دست به دست هم مي دهند تا موهبت دلخواهتان در عرصه ي بيروني هم تجلي پيدا كند. اما هماهنگي جزئيات در دست شما نيست پس بهتر است به خود بگوئيد كه تنها كار شما، تجسم و آرزوي صميمانه ي تجلي است نه استدلال و زور و ساير تدابير.

 

در پايان اين درس جادوئي ، سخني از " دكتر اميل كوئه "كه از مشاهير فرانسه است، براتون دارم.او ن مي گه : " قدرت تخيل نيرومند تر از قدرت اراده است.اگر تخيل و اراده با يكديگر در كشمكش و تضاد باشند، همواره تخيل پيروز مي شود!  "

 

خدايا! به قدرت تخيل ما بركت بده تا بهترينها را بيافرينيم! آمين!

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 15:18  توسط مسافر | 

سلام و سلام و سلام و سلام و سلام و سلام و سلام.با ادامه ي قوانين توانگري در خدمتتون هستم، به اين اميد كه درهاي بركت و كاميابي راستين به روي همه ي شما ، تا ابد گشوده باشه. پس بي مقدمه بريم سراغ درسهاي خودمون كه همونطور كه قبلا" هم براتون توضيح دادم، جزو تعاليم " كاترين پاندر " دانشمند بزرگ ذهنيست. قانون ششم توانگري درباره ي پالايش بيروني و دروني صحبت مي كرد و اما قانون هفتم توانگري :

 

قانون 7 توانگري:براي اينكه بتوانيد صاحب توانگري باشيد ، نخست بايد موهبت خود را در ذهنتان بيافرينيد.

 

_ سوال : چرا بايد نخست ذهنا" توانگري خود را آفريد؟

_ جواب : چون انسان موجودي فقط مادي نيست بلكه موجودي معنوي و ذهني است و زندگي بيروني او تجلي زندگي دروني اوست. خدا منشا توانگري ماست . او همان كسي است كه جوهر كائنات ( طلايي را كه از آسمان مي بارد. )را آفريده است و عدالت او بر اين اساس است كه همه ي ما بر طبق قوانين توانگري مي توانيم بر اساس باور خودمان، به اين جوهر غني كائنات دست پيدا كنيم. يعني اگر انديشه ي مان را بر آرمان فراواني متمركز كنيم _ علي رغم هر چه كه ديگران بگويند يا بكنند _ صاحب وفور بركت و نعمت خواهيم شد. خدا مي خواهد كه ما صاحب بهترين چيزها باشيم! پس ما مي توانيم صاحب همه چيز باشيم!

 

آفرينش توانگري ذهني از سه طريق امكان پذيره : 1_ از طريق نوشتن. 2 _ از طريق تصاوير. 3 _ از طريق كلام.

 

 

_ آفرينش توانگري ذهني *****از طريق نوشتن:

 

" اما كورتيس هاپكينز " آموزگار بزرگ اين قرن مي گويد : " هر روز سر ساعت معيني بنشينيد و آنچه را كه موهبتي بزرگ مي دانيد،بنويسيد. با انجام اين كار به كنه حقيقت پي مي بريد و ثمراتي نيكو مي آفرينيد. "

دكتر " امت فاكس " يكي از آموزگاران بزرگ ماورا الطبيعه، مي گويد : " از طريق نوشتن موهبتهاي دلخواه، مي توانيد زندگيتان را دگرگون كنيد. "

 

نكته ي مهم _ اگر هدف و آرزويي معين و دقيق نداشته باشيد ، قرباني اوضاع و شرايط مي شويد و زير سلطه ي شخصيت اطرافيانتان قرار مي گيريد.اگر دقيق و با جزئيات ندونيد كه چه مي خواهيد، ذهنتان شرايطي آشفته به بار مي آورد. به همين دليل زندگي بيشتر آدمها دچار آشفتگي است. اگه شما هم احساس آشفتگي در برآورده شدن آرزوهاتون داريد، بدونيد كه راه غلبه بر مشكلات اين است كه از طريق نوشتن، براي خودتان هدفي تعيين كنيد.

 

ريشه ي كلمه ي آرزو _ دليل اينكه بايد خواسته تان روشن و قطعي باشه، اينه كه ريشه ي كلمه ي آرزو ( desire )به معناي " از آن پدر " است. ( وقتي با هم به بررسي لگزيگرام يا علم كلمات برسيم، مي تونم براتون بيشتر توضيح بدم اما لطفا" فعلا" به همين بسنده كنيد.) يعني اين خواست پدر ( خداوند) است كه ملكوت را به شما عطا كند و اين بايد خواست شما باشد كه اينجا و اكنون ملكوت را دريافت كنيد.

 

_ سوال :اما چطور مي توانيد مطمئن شويد كه آرزوهايتان " از آن پدر" است؟!

_ جواب :اگر آرزوهايتان ، آرزوهايي سطحي باشند ، مي آيند و مي روند. اما آرزوهاي ژرف و ريشه داري هستند كه در هر اوضاع و شرايطي پا برجا مي مانند و در جهت خير و صلاح همگان هستند. اينها آرزوهايي الهي هستند و بايد به شيوه اي سازنده عيان و بيان شوند. آرزو، خداست كه مي كوشد موهبتي عظيمتر را به شما عطا كند! پس به قول پاندر، چشم دلتان را بگشاييد ، و با نوشتن آرزوهايتان آنها را قطعي و روشن كنيد تا به طور قطعي و روشن برايتان متجلي بشود.

 

انتخاب، واژه اي داراي قدرت مغناطيسي است! ذهنتان همواره آنچه را انتخاب مي كند، به بار مي آورد.  در نوشتن آرزوها، اقتداري شگرف نهفته است. با اين كار اقتدار كلام مكتوب شما به ساحت اثير پر مي كشد ، تا از طريق مردمان و موقعيت ها و رويدادها، سرگرم كار بشود. و موانع _ خواه از عرصه هاي مرئي و خواه از عرصه هاي نا مرئي زندگي _بر مي خيزند و نابود مي شوند.

 

نكته ي مهم درباره فقر يا برآورده نشدن آرزوها : پاندر در كتابش" قانون توانگري " از استاد روانشناسي حرف مي زنه كه مي گه : " فقرا ( فقرا يعني كساني كه آرزوهاشون برآورده نميشه)آنقدر درگير مشكلات كنوني خود هستند كه از قبل نقشه نمي كشند و برنامه ريزي و حتي فكر و تامل نمي كنند! اونها هرگز جزئيات آنچه را كه براستي مي خواهند نمي دانند چه برسد كه بخواهند آن را بنويسند!

و همين طور،آنها كساني هستند كه با خصومت يا انتقاد و نا مهرباني  درباره ي توانگران حرف مي زنند!

حالا كه اين عنوان شد، لازم مي دونم يكبار ديگه درباره ي انتقاد از موهبت ديگران هم صحبت كنم.

همين جا به عنوان يك سوال خيلي مهم از خودتون سوال كنين كه وقتي كسي به آرزوهايش مي رسد، چه احساسي به شما دست مي دهد و چه واكنشي از خودتان نشان مي دهيد؟ آيا به راستي تاب تحملش را داريد يا مثلا" مي گيد " نمي دونم اين آدم بي عرضه چه طوري پولدار شد ؟! يا نمي دونم اين بيسواد چه طوري رفت بهترين رشته ي دانشگاه؟! يا نمي دونم چرا اين بيريخت، همسري به اين خوبي گيرش اومد؟!!

وقتي ما موهبتي را مورد انتقاد قرار مي ديم ، اون از ما فاصله مي گيره پس مراقب حرف زدن و فكر كردنمون باشيم.در اين رابطه، قانوني هم در سيستم آرزوها هست كه مي گه :

 

قانون چهل و چهارم سيستم آرزوها : ما هرگز نمي تونيم آرزو و موهبتي را كه ديگران را بخاطر به دست آوردنش سرزنش مي كنيم، به دست بياوريم!

 

نتيجه ي مهم: گاهي ما مورد امتحان قرار مي گيريم. (خصوصا" وقتي تمرينهاي ذهني را شروع مي كنيم. ) گاه گويي موهبت دلخواهمان نخست به سراغ يكايك افراد پيرامون ما مي رود!

در اين لحظه اگر از آنها ايراد بگيريم و انتقاد كنيم، يا اگر نسبت به آنها رشك بورزيم و احساس خصومت كنيم، در امتحان مردود شده ايم و نگذاشته ايم كه آن بركتها و موهبتها به سراغمان بيايد.

 در اين لحظات، صادقانه شروع كنيد به دعا كردن و طلب بركت كردن براي آن شخص و شادمانه خدا را شكر كنيد كه همان بركتها يا حتي عظيم تر از آنها به سراغ شما هم خواهد آمد چون هر گاه موهبتي براي ديگران پيش مي آيد، نشانه ي آنست كه همان موهبت يا برتر از آن مي تواند براي شما هم پيش بيايد!

اگر معتقد باشيد كه موهبت ديگران نشانه ي اينست كه موهبت شما هم نزديك است، بركتهاي بسياري به دست مي آوريد!

اگر به دست آوردن موهبتي  به نظرتان دير شده ، حتما" براي اينست كه مي خواهد عظيمترباشد! پس نگران نباشيد!

 بنابراين در زمان رسيدن موهبتها به ديگران به جاي رشك و افسوس، تنها كاري كه بعد از طلب بركت براي آن شخص بايد انجام بدهيد اينست كه آرام گوشه اي بنشينيد و فهرست خود را تهيه كنيد.

 

_ تمرين:براي غلبه بر احساس رشك و خصومت، مدام در دلتان تكرار كنيد : " عشق رشك نمي ورزد. حقيقت توانگري بخش آزادم كرده است تا دولتمند شوم. "

 

_ نكات مهمي كه در هنگام نوشتن فهرست آرزوها بايد رعايت كنيد :

 

_* همواره اين واژه را به ياد داشته باشيد : " بالاترين و نزديكترين "! يعني هر چه خواسته ي شما والاتر باشد، نزديكتر است!

 

_* نگذاريد احدي فهرست خواسته هايتان را ببيند. اين رازي است ميان شما و خدايي كه در باطن شما، خانه دارد.

 

_* به هنگام تهيه ي فهرست از خواسته ها فقط در رضايت خودتان بكوشيد نه در جلب رضايت ديگران.پس آرزوهاي راستين خودتان را بنويسيد نه آنچه را كه ديگري فكر مي كند برايتان خوب است!

 

_* فهرستتان را با اين عبارت شروع كنيد : " قدرت كاميابي بخش خدا، به يكايك ثانيه هاي امروزم، بركت مي دهد تا هم اكنون و همين جا به عاليترين ثمرات نيكو برسم."

 

_ *در ابتدا سعي كنيد هر روز در زمان مشخصي اين كار را انجام بدهيد. مثلا" اگر سر كار مي رويد، قبل از شروع به كار، لحظاتي آرام بنشينيد و فهرست خواسته ها يا كارهايي را كه در آن روز بايد به انجام برسد، بنويسيد.

 

_*پس از تهيه ي فهرست، هر روز به سراغش برويد تا آرزوهايي را كه ديگر نمي خواهيد از آن حذف كنيد.انعطاف پذير و آماده ي هر گونه انطباق جديد باشيد. اين فهرست ثابتي نيست. مشتاق باشيد تا در صورت لزوم آن را عوض كنيد. ( قانون حذف )

 

قانوني از سيستم آرزوها در باره ي نوشتن فهرست صحبت مي كنه.

 

قانون چهل و پنجم سيستم آرزوها : براي دستيابي به هر آرزويي بايد آن را در فهرست آرزوهايتان وارد كنيد.

 

خوب! در ابتدا بهتر است كه سه فهرست تهيه كنيد:

1 _ فهرست از آنچه را كه مي خواهيد، از زندگيتان حذف شود.

2 _ فهرست از آنچه كه مي خواهيد در زندگيتان تجربه كنيد، يا آنچه كه مي خواهيد در زندگيتان متجلي بشود.

3 _ فهرست از آنچه كه مورد قدرداني و سپاس شماست و از بابت آن شاكر هستيد.

 

_ پس از تهيه ي فهرست ، سوالهاي زير را از خودتان بپرسيد :

1 _ آيا اين آرزوها برحق و قانوني هستند؟

2 _ آيا اين آرزوها از نظر عاطفي براي من درست و مناسب هستند و از نظر عاطفي آمادگي پذيرش آنها را دارم؟

3 _ آيا مشتاقم كه مسئوليت ناشي از تجلي آنها را بپذيرم؟

4 _ از چه چيز دست مي كشم تا براي تجلي آنها، جا بگشايم ؟

 

به ياد داشته باشيد كه " امرسون " مي گه : " طبق قانون جبران، در ازاي هر چيز كه به دست مي آوريد، چيزي را از دست مي دهيد. "هر مرحله از زندگي، مستلزم دست كشيدن از چيزي است. هر پيشرفت به معناي طرد يا ترك كردن و گذشتن از چيزي كهنه است.

 

مثال : "پاندر" در اين باره مثال قشنگي مي زنه از مادري كه در فهرست آرزوهاش از ازدواج پسرش كه نقص عضو داشت، نوشت.پسر بيدرنگ با زن روياهايش آشنا شد كه اهميتي به نقص عضو او نمي داد اما اين خانم ،بيوه بود و چند فرزند داشت. مادر هرگز به خصوصيات دقيق دختر فكر نكرده بود و حتي  آمادگي عاطفي اين رو نداشت كه بپذيره در ازاي ازدواج فرزندش ، اون ازش دور مي شه و به شهر ديگه اي مي ره! اون عصباني به سراغ فهرستش رفت و اون رو پاره كرد اما ديگه دير شده بود چون پسرش تصميم گرفته بود به هر قيمتي با اون دختر ازدواج كنه!

مادر نمي دونست كه قانوني به نام " قانون حذف " وجود داره . حذف نه تنها چيزي از شما نمي گيره، بلكه چيزي به شما مي دهد، البته اگر بگذاريد و اجازه بدهيد.  بنابراين هر روز فهرستتون رو چك كنيد و اگر لازم ديدين، بعضي چيزها رو از اون حذف كنيد.

 

پس از تكميل فهرست چه بايد كرد ؟

_ در پايان اون بنويسيد : " خدايا! اين آرزو يا چيزي بهتر برآورده بشود. بگذار نيكي و بركت بيكرانت تجلي يابد." يا بنويسيد : " اكنون اين فهرست را به اراده ي متعال آگاهي الهي مي سپرم. "

 

" شاكتي گواين " در كتاب راهنماي تجسم خلاق ، نوشتن فهرست رو ، ديدن " چشم انداز دلخواه " مي نامه و مي گه بعد از نوشتن فهرست روزانه بايد به سراغ باقي فهرستها رفت. من ليست همه ي فهرستها رو در اينجا براتون مي گم.

 

انواع فهرست ها :

 

_ فهرست آرزوها و اهداف روزانه.

_ فهرستي از مهمترين آرزوهايم در همين زمان. ( در اين فهرست يك يا دو آرزو را كه در راس بقيه هستند و از بقيه ي اهدافتان براي شما مهم ترند، بنويسيد. )

_ فهرست آرزوها و اهداف براي يك هفته.

_ فهرست آرزوها و اهداف براي يك ماه آينده.

_ فهرست آرزوها و اهداف براي شش ماه آينده.

_ فهرست آرزوها و اهداف براي يك سال آينده.

_ فهرست آرزوها و اهداف براي دو سال بعد.

_ فهرست آرزوها و اهداف براي پنج سال بعد. ( آنچه مي خواهم براي پنج سال آينده در زندگيم بيافرينم. )

_ فهرست آرزوها و اهداف براي ده سال بعد.( آنچه مي خواهم در ده سال بعد در زندگيم رخ داده باشد.)

_ فهرستي از مهمترين هدفهاي زندگي در كل زندگي ام.

 

نكته ي مهم : در مورد هدفهاي كوتاه مدت، واقع بين باشيد و هدفهايي قابل دسترس را براي خودتان تعيين كنيد تا دچار دلسردي نشويد. بهتر است در آغاز كار، گامهايي كوچك برداريد تا اعتماد به نفس پيدا كنيد.

 

نكته ي مهم : در مورد هدفهاي دور برد، گسترده و آرمانگرا باشيد. بگذاريد تخيلتان بهترين ها را انتخاب كند.

 

_ طريقه ي نوشتن آرزوها و اهداف :

هر يك از آرزوها و هدفهايتان را به صورت يك عبارت تاكيدي بنويسيد يعني آن جمله را به زمان حال، و به شيوه اي بنويسيد كه گويي پيشاپيش به وقوع پيوسته است. ( اين امر آن را به فرايند قدرتمند تجسم خلاق تبديل مي كند. )

مثال : به جاي اينكه بنويسيد " من مي خواهم در ماه آينده در آپارتماني زيبا تر و بزرگتر زندگي كنم. " در فهرست ماه بعدتان بنويسيد : " من اكنون در آپارتماني بزرگتر و زيباتر زندگي مي كنم. "

(خوب! در مورد تهيه ي فهرست ، در درسهاي تجسم خلاق بيشتر با هم صحبت مي كنيم.)

 

خدايا! بگذار نيكي و بركت بي پايانت در جهت خير و صلاح همگان ، تجلي يابد! آمين!

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 15:17  توسط مسافر | 

سلام و هزاران سلام.

در این درس من مستقیما" از کتابهای کاترین پاندر براتون می نویسم. من فقط اونچه را که در کتاب قید شده عنوان می کنم. من پیرو آیین کابالا ویهود و امثال اون نیستم و فقط این اصل از توانگری را به دلیل اینکه در کتابهای پاندر هم اومده براتون می گم و باز تاکید می کنم قضاوت و تحقیق درباره ی اون به خود شما بر می گرده.همون طور که گفتم نوشته های زیر مجموعا " از جملات کتابهای کاترین پاندره که البته اون از دیگرانی مثل امت فاکس آموخته .و باز هم تاکید می کنم من فقط نقل کننده ی مطالب کتاب پاندر هستم و انتخاب درست یا غلط بودن این قانون با خود شماست.

 

اگر تا اينجا به قوانين توانگري عمل كرده ايد، پس اكنون طلاي شما آماده است كه از آسمان بر زندگيتان ببارد تنها بايد :

1 _ ذهنتان را براي دريافت توانگري پاك كنيد. ( پالايش)

2 _ به آفرينش توانگري ذهني از طريق نوشتن و تصاوير و كلام بپردازيد.

 

اينها راههاي گشودن چشم دل و دريافت توانگري اند. اما مهمترين راه يا بزرگترين قانون براي ايجاد توانگري پايدار، استفاده از رقم جادوئي ده ( يا رقم افزايش ) است. قدما از اين راز با خبر بودند، از اين رو با پرداخت عشريه ي منظم و مدام و پيوسته، توانگري خويش را پايدار مي كردند. يعني يك دهم از شكار، دام، محصول، درآمد، ميراث، يا هر آنچه را كه به دست مي آوردند ، به پيشگاه خدا تقديم مي كردند. در واقع، يك دهم از آنچه را كه خدا به آنها داده بود، به كار خدا اختصاص مي دادند.

واژه ي " عشريه " يعني يك دهم.همه ي تمدنهاي بزرگ، رقم ده را رقم جادوئي افزايش مي دانستند . به دلايلي محكم، كشف كرده اند كه مصريان، بابلي ها، پارسيان، اعراب، يونانيان، روميان و حتي چيني ها ، از اين راز با خبر بودند.مصريان بيست درصد ( دو عشريه ) از درآمدشان را به معابد مي دادند. عبرانيان چهار عشريه مي دادند حتي در زماني كه مجبور بودند به دولت روم ماليات بپردازند.هندوها يك دهم از مالشان را مي بخشيدند ( يك عشريه ) اما فقراي هندي دو عشريه از مالشان پرداخت مي كردند تا زودتر توانگر بشوند! ( اين پرداختها اجباري نبوده بلكه آنها بر طبق اعتقاداتشان اين كار را انجام مي دادند! )

 

سيستم آرزوها هم اين قانون را تائيد مي كند.

 

قانون چهل و نهم سيستم آرزوها : با پرداخت عشريه ي منظم، نظم الهي را به يكايك امور زندگيتان فرا خوانيد.

 

قانون توانگري هم در اين مورد مي گه:

 

قانون 8 توانگري : با بخشيدن عشريه  ، خدا را در مرتبه ي نخست قرار دهيد تا به توانگري پايدار برسيد.

 

 

پاندر می گه :" عشريه "  يعني يك دهم از مال و هر چيزكه به دست مي آوريد ، متعلق به شما نيست ! بلكه سهم خداست كه از شما خواسته تا براي اعتماد به او و براي توانگر شدنتان آن را به كسي كه راه توانگري را به شما مي آموزد، ببخشيد."

پاندر در كتابش، آدمهاي زيادي را نام برده كه با پرداخت عشريه حتي به شفاي جسمي رسيده اند! او مي گويد : بزرگترين مشكل زندگي احتقان است و تنها علاج آن جريان! دادن عشريه به جريان انداختن انرژي است! به همين دليل شفا به همراه مي آورد!

 

ميثاق يعقوب:

 _ پرداخت عشريه، قانون ميليونرهاست!

" كاترين پاندر " مي گه : وقتي نخستين ميليونر كتاب مقدس " ابراهيم " ، به راز كاميابي بابلي ها كه از توانگر ترين مردم بودند،( پرداخت عشريه )، پي برد ، اين راز را به صورت قانون پرداخت عشريه به نوه اش يعقوب سپرد و يعقوب نيز آن را در ميثاق كاميابي خويش گنجاند . اين موضوع در كتاب عهد عتيق( سفر پيدايش، 28: 20 تا 22) به اين صورت ذكر شده است :

 

" و يعقوب، نذر كرده ، گفت اگر خدا با من باشد و مرا در اين راه كه مي روم محافظت كندو مرا نان دهد تا بخورم و رخت تا بپوشم و به خانه ي پدر خود به سلامتي برگردم ، هر آينه خداي من خواهد بود و اين سنگي را كه چون ستون بر پا كردم بيت الله شود و آنچه به من بدهي، ده يك آن را به تو خواهم داد."

 

ميثاق، عهد و پيماني است ميان دو نفر براي انجام كاري معين و براي دريافت ثمراتي معين. ميثاق يعقوب، متشكل از دو بخش است :

_ بخش اول : يعقوب تعيين كرده است كه از خدا چه مي خواهد ، آنچه از خدا مي خواهد توانگري و هدايت و آرامش خيال است.

_ بخش دوم : در اينجا سوگند مي خورد كه اگر خدا آن كارها را برايش بكند، قطعا" ده يك آنچه را كه خدا به او مي دهد، به خدا اختصاص خواهد داد.

 

قانون توانگري ( و قانون كندن گودال كه در بخش سيستم آرزوها براتون گفته ام ) مي گه انسان بايد گام نخست را بردارد و مطمئن باشد كه خدا همه ي گامهاي بعدي را برخواهد داشت. يعني اول بايد عشريه را بپردازيد و بعد يقين داشته باشيد كه خدا توانگري راستين را به شما هديه مي دهد.

 

تمرين نوشتن ميثاق كاميابي :

 نوشتن ميثاق كاميابي را انجام بدهيد. در دو بخش.

 _ بخش اول آن بايد شامل آنچه كه از توانگري مي خواهيد، باشد. ( شبيه فهرست كوتاه مدت آرزوها اما مختصر و مفيد)

_ در بخش دوم با خداوند عهد كنيد كه عشريه ي خود را بپردازيد .

هر گاه ميثاق كاميابي خود را مي نويسيد، به تاكيد ندا در دهيد كه : " براي دريافت بركت خود، تنها به خدا توكل مي كنم. براي آفرينش توانگري خويش به انسانها و اوضاع و شرايط چشم نمي دوزم. تنها تكيه گاه من خداست. "  و با خود تكرار كنيد : " از نظر مالي خدا را در مرتبه ي نخست قرار مي دهم. پيش از هر كار، عشريه ام را مي پردازم تا راه توانگريم را بگشايم. "

بكوشيد براي ميثاق خود مهلتي مشخص كنيد مثلا" شش ماهه يا يك ساله. ميثاق خود را در جاي امني بگذاريد تا احدي نتواند آن را ببيند.از همين لحظه پرداخت منظم عشريه را آغاز كنيد. قبل از پرداخت ساير قبض ها و صورتحسابها، اول يك دهم در آمدتان  را بپردازيد. گاه گاهي به سراغ ميثاق خود برويد تا ببينيد به كدام يك از ثمرات نيكو رسيده ايد. خواسته هاي برآورده شده تان را در ميثاق، مشخص كنيد و سپاس بگزاريد.بعد از آن، مي توانيد خود را براي آماده كردن ميثاقهاي بلند مدت تر آماده كنيد. ( اين ميثاق مثل همان فهرست بلند مدت آرزوهاست)

 

نكته ي مهم _ پاندر می گه لازم نيست صبر كنيد تا اول اوضاع ماليتان بهتر بشود و از شر قرض هايتان خلاص بشويد و آنگاه عشريه بپردازيد. (چون اين كار يعني هرگز اعتقادي به برآورده شدن آرزويتان نداريد، پس قطعا" نبايد منتظر برآورده شدنش هم باشيد! ! ) به محض اينكه پولي يا محصولي به دستتان رسيد، بي درنگ اول عشريه ي آن را بپردازيد يعني يك دهم آن را پرداخت كنيد. شايد فكر كنيد : " اما من كه استطاعت پرداخت عشريه ندارم! " اين جا " پاندر " در جواب مي گويد: "پس بگذاريد به شما بگويم كه به همين دليل بايد بي درنگ عشريه ي خود را بپردازيد. زيرا اگر عشريه ي خود را ندهيد، روز به روز وضع ماليتان بدتر هم خواهد شد! هر چه نياز ماليتان شديد تر باشد، بايد زودتر عشريه ي خود را بپردازيد. زيرا رقم جادوئي ده، رقم افزايش است و رد خور ندارد! "

 

در عهد عتيق آمده كه خدا به موسي دستور داد تا قوم يهود براي ثروتمند شدن، عشريه بدهند.هر گاه قوم يهود عشريه مي داد، توانگر مي شد اما هر گاه از نظر مالي خدا را در مرتبه ي نخست قرار نمي داد _ مانند دوران حكومت سليمان_ حكومت دچار تفرقه مي شد و فرزندان يهود به تبعيد بابلي ها گرفتار مي آمدند! هنگامي كه بازماندگان قوم به اورشليم بازگشتند، نبي به آنها يادآوري كرد كه اگر دوباره " ده يك " خود را بپردازند، " روزنهاي آسمان " برآنها گشوده خواهد شد!

در عهد جديد، آمده كه هم عيسي و هم پولس عشريه مي پرداختند.پرداخت عشريه از قوانين معبد بود و عيسي به عنوان يك يهود همواره عشريه مي پرداخت. در زمان عيسي، يك فريسي بايد يك چهارم درآمدش را در راه خدا مي بخشيد! پرداخت عشريه در روزگار كتاب مقدس، يكي از معمول ترين كارها بوده است.

 

" كاترين پاندر " در كتاب "چشم دل بگشا " تاكيد مي كند كه پرداخت عشريه ، زائيده ي هوس يا روياي يك كشيش يا معلم معنوي، براي پول به جيب زدن و جمع آوري درآمد نيست، بلكه قانون جهاني و كيهاني توانگري است كه در سده هاي زيادي براي توانگري پايدار به كار مي رفته است. او مي گويد : " بسياري از افراد ، نسبت به پرداخت عشريه گرايشي ناخوشايند يا مانعي رواني دارند، زيرا خيلي از كشيش ها يا استادهاي معنوي به دادن عشريه تاكيد كرده اند! اما وقتي به وعده هاي كتاب مقدس نگاه كنيد _ مانند وعده هاي ملاكي نبي _ در مي يابيد كه عشريه دهنده توانگر مي شود. البته عشريه گيرنده هم توانگر مي شود اما اين در درجه ي دوم اهميت قرار دارد.

" كاترين پاندر " افراد بسياري را مثال مي زند كه با وجود درآمد كم شروع به دادن عشريه كردند و توانگر شدند!

 

نكته ي مهم _ يك دهم از وقت كافي نيست!

" پاندر "مي گويد ، خانمي كه گره از مشكلاتش باز نمي شد، مي گفت " نمي فهمم چرا بايد از پولم عشريه بدهم؟ من يك روز در هفته ام را گذاشته ام تا براي رضاي خدا تدريس كنم! در واقع دارم از وقتم عشريه مي دهم! " : پاندر " به او مي گويد : " كار بسيار خوبي مي كني اما مي خواهي به چه برسي؟ به وقت بيشتر يا پول بيشتر؟ " زن پاسخ مي دهد : " آنچه به راستي نياز دارم، پول بيشتر است! " " پاندر " به زن مي گويد كه كتاب مقدس را بردارد و وعده هاي مربوط به عشريه را دوباره بخواند. تمام اين وعده ها درباره ي كساني است كه ده يك از پول و دارائيهاي خود را مي بخشند. هيچ جاي كتاب مقدس نيامده كه بايد از وقت خود عشريه بدهيد! اگر چه آن هم تحسين برانگيز است منتها قانون توانگري، پرداخت عشريه از هر گونه درآمد است. "

 

مثالي از كسي كه به خاطر پرداخت عشريه به توانگري رسيد :

" رابرت لوتورنو " نابغه ي امور مهندسي كه به علت پرداخت عشريه هايش مشهور شده است، در كتابش با نام " آنچه انسان و كوه را تكان مي دهد " از دوراني مي نويسد كه با قوانين توانگري آشنا شده و تازه پرداخت عشريه را شروع كرده بود. با بهبود وضع ماليش، به خودش مي گويد كه يك سال عشريه نمي دهد و پس انداز مي كند.او به خدا مي گويد : " خدايا! صد هزار دلار، عشريه ام را سرمايه ي كارم مي كنم و در عوض، سال بعد عشريه ام را ، بيشتر، مي پردازم! " اما از همان لحظه همه ي كارهايش گره مي خورد. پشت سر هم دچار مشكلات مالي مي شود و هواي بد باعث مي شود كه كارهاي ساختمانيش، پيش نرود. در پايان سال، او صد هزار دلار قرض بالا مي آورد! او مي گويد از اين تجربه دريافتم كه قانون عشريه با وعده و وعيد به جائي نمي رسد و  شوخي ندارد!  او، آن زمان، با وجود قرضي كه بالا آورده بود، به محض دريافت درآمدي، عشريه ي خود را پرداخت و به اين رويه ادامه داد. او به چنان توانگري و ثروتي دست پيدا كرد كه بعدها مجبور شد براي توزيع درست عشريه هايش كه به ميليونها دلار مي رسيد، موسسه اي خصوصي تاسيس كند!

 

نكته ي مهم _ يادتون باشه عشريه را بايد از كل درآمدتان بدهيد .( نه از باقيمانده و پس اندازي كه ته پولتان، مي ماند. )

 

 سوال _ عشريه را به كجا بايد پرداخت؟

قوانين كهن درباره ي اينكه عشريه را بايد به كجا پرداخت، بسيار دقيق بودند چون در آن روزگار، عشريه يك قانون فراگير بود. آنها مي گفتند اولين يك دهم از مالتان بايد به عابدان و جايگاه عبادت  كه قانون عشريه را به مردم مي آموخت، سپرده بشود.اين يك دهم نبايد به نيت خاصي داده داده بشود. يعني عشريه دهنده نيايد به اين كه اين پول در كجا خرج مي شده، كاري داشته باشد. دومين يك دهم در آمد بايد به مصرف جشنها مي رسيد. سومين يك دهم درآمد، بايد به مصارف خيريه مي رسيد.

 

امروزه دانشمندان ذهني معتقدند عشريه را بايد به جائي بپردازيد، كه از آنجا كمك معنوي و الهام مي گيريد. يعني به استاد معنويتان. استادهاي معنوي كساني هستند كه آن كنش هاي ذهن را كه شفا مي بخشد و توانگري مي آورد، به شما مي آموزد. عشريه را بايد بدون چشمداشت بپردازيد. " امت فاكس" مي گويد : " نهضت حقيقت ( نهضتي كه قوانين توانگري را مي آموزد) تنها راه نجات جهان است. " پاندر " و " امت فاكس " و ساير دانشمندان ذهني، گفته اند كه " بايد بخشش و ايثارتان را به مردماني اهدا كنيد كه وجودشان منشا الهام و تعالي انسانهاست و به آدميان آن حقيقت را مي آموزند كه شفا مي دهد و مي تواند توانگر كند. " آنها مي گويند " پولتان هر جا برود، ايمانتان همان جا مي رود! "

 

سوال _ اگر عشريه را به جائي غير از جائي كه بايد بپردازيم ، پرداخت كنيم، چه مي شود؟

 " پاندر " مي گويد زني كه عشريه اش را به چند موسسه ي پزشكي پرداخته بود،  پيش او آمده بود و شكايت مي كرد كه چرا بيماريش شفا نيافته است؟" پاندر " براي او توضيح مي دهد كه او مي تواند از پولش به فقرا كمك كند يا به جاهاي مختلف ببخشد اما اين عشريه به حساب نمي آيد وبايد عشريه اش را به استاد معنوي اش بپردازد. كمك به خويشاوندان مستمند، صدقه است نه عشريه.

زن ديگري به پاندر شكايت مي كند كه چرا با وجود پرداختن عشريه اش توانگر نمي شود؟ " پاندر " از او مي پرسد كه عشريه اش را به كجا پرداخته ؟ زن پاسخ مي دهد : الان استاد معنوي اي در يك كليسا دارم كه برايم مفيد است اما عشريه ام را به همان كليسائي مي دهم كه سابقا" به آنجا مي رفتم و در آغاز با آنجا شروع كردم! مگر اهميت دارد كه عشريه را به كجا بدهم؟!

" پاندر " مي گويد : " اگر مي خواهي توانگر بشوي، به جائي عشريه ات را بپرداز كه حالا از آنجا كمك معنوي و الهام مي گيري .( چون در غير اين صورت حقي را از كسي ضايع كرده اي كه خودش كارما دارد! )ستاندن كمك معنوي از يك جا و پرداخت عشريه به جائي ديگر مثل اين مي ماند كه نزد پزشكي بروي و پولش را به پزشك ديگري بپردازي! 

 

 

سوال _ عشريه را بايد از درآمد خالص پرداخت يا درآمد ناخالص؟

" پاندر " مي گويد : دوستي مي گفت : من از درآمد خالصم ( ماليات در رفته ) عشريه مي پرداختم اما متوجه شدم هيچ وقت آنقدر پول ندارم كه مالياتهايم را بپردازم. فورا" از درآمد ناخالصم ( بدون كسر ماليات ) عشريه پرداختم و چنان گشايشي در امور ماليم پيدا شد كه ديدم به راحتي مي توانم مالياتهايم را هم بدهم!

پاندر می گه:اگر در اين لحظه دستتان آنقدر باز نيست يا هنوز آنقدر به قانون توانگري،  اعتماد نداريد كه بتوانيد از همه ي درآمدهايتان عشريه بپردازيد، لااقل از يكي از آنها به طور منظم عشريه بدهيد. هر چه بيشتر ببخشائيد، بيشتر دريافت مي كنيد. بخشيدن راه گرفتن را مي گشايد.

 

 

سوال _ اگر عشريه ندهيم، چه مي شود؟

پاندر می گه :

1 _ اگر چيزي ندهيد، چيزي نمي ستانيد. كسي كه مي خواهد مطابق با نهضت حقيقت پيش برود و به آرزوها و توانگري برسد نمي تواند از بعضي از قوانين آن تخلف كند و انتظار دريافت داشته باشد.

 

2 _ اگر داوطلبانه در راه خير ندهيد، ناگزير بايد به زور از دست بدهيد! و آن هم براي تجربه هاي ناخوشايند و مخرب زندگي. ( مثل پول بيماري، گم كردن پول، ربوده شدن مال، فنا شدن لوازمتان ، پرداخت بهاي گزاف براي تعمير لوازمي كه دم به ساعت خراب مي شوند ، به كساني كه قرض مي دهيد پولتان را پس نمي دهند، چكهائي كه دريافت مي كنيد پاس نمي شود، حقوقتان را به موقع نمي دهند  و ...) چون قانون كائنات يك دهم مال شما را متعلق به شما نمي داند و اگر آن را در راهي كه بايد ، خرج نكنيد، به هر قيمتي آن را از شما مي گيرد! بنابراين ، هر گاه چيزي از شما ربوده شد، بدانيد كه به اندازه ي كافي نبخشيده ايد! اين يك قانون ذهني مهم است كه مي گويد :

 

اگر بخواهيد در ازاي هيچ، چيزي بستانيد، چيزي از شما ربوده مي شود!

 

 

استاد معنوي فقط مي تواند عشريه هائي را كه شما به ميل خودتان به او پرداخت كرده ايد، دريافت كند. استاد اجازه نداره کسی را مجبور کند که به او عشریه بدهد چون عشریه چیزی است که فرد به میل خود به استاد می پردازد.

 

پاندر معتقده اگر شما استاد معنوي كسي هستيد يعني قوانين توانگري را به او آموختيد( يا همان نهضت حقيقت را) و او به شما عشريه پرداخت، باید حتما" آن را دريافت كنيد . چون دريافت نكردن آن يعني باور نداريد كه او با دادن آن مال به توانگري مي رسد.( يعني او را فقير فرض كرده ايد) حتي اگر دلتان نمي خواهد ، آن را دريافت كنيد و  به ديگران ببخشيد. او معتقده حتما" از پول عشريه اي كه مي گيريد ، هم ،  عشريه بدهيدو فكر نكنيد چون جزو عشريه بگير ها هستيد نبايد عشريه بدهيد.

 

 

 

 

 

 

اين مطلب را به استناد آيات كتب مقدس عهد عتيق براتون مي گم. در باب سوم كتاب ملاكي نبي آمده :

 

 " خداوند مي گويد به سمت من باز گشت نمائيد و من به سوي شما بازگشت خواهم كرد. اما شما به من مي گوئيد به چه بازگشت نمائيم.آيا انسان خدا را گول مي زند؟! اما شما مرا گول زده ايد و مي گوئيد در چه چيز تو را گول زده ايم . در عشرها و هدايا! " و گفته : " شما سخت ملعون شده ايد! زيرا شما مرا گول زده ايد! "

 

خود " كاترين پاندر " ميگه عشريه ي سخاوتمندانه ي خوانندگانش باعث شد تا اون سه كليساي جهاني حقيقت درست كنه و  در اون نهضت حقيقت رو ياد بده چون اين عشريه ها باعث شده كه اون بتونه تمام وقتش را صرف نوشتن كتاب و سخنراني هايش بكند. بنابراين هم عشريه دهنده و هم عشريه گيرنده به توانگري مي رسند.

اين درس را با وعده ي خداوند به پايان مي برم. اميدوارم همانقدر كه اين وعده ي الهي، قلب من را سرشار از عشق و آرامش مي كند ، به شما هم آرامش و شادي هديه كند!

 

در عهد عتيق آمده : " خداوند مي گويد مرا با عشريه هاي خود امتحان كنيد تا ببينيد كه آيا روزنهاي آسمان را بر شما نخواهم گشود و چنان بركتي بر شما نخواهم ريخت كه گنجايش آن نخواهد بود!!"

 

 

 

 

پروردگارا! كمكمان كن تا با باور وعده هاي راستين تو، به حقيقت دست بيابيم! آمين!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 15:28  توسط مسافر | 

سلام و سلام و سلام و سلام و سلام و سلام و سلام.بي مقدمه مي ريم سراغ بقيه ي قوانين توانگري.

ما توي جلسه ي قبل ، از پالايش بيروني صحبت كرديم كه از دو طريق ايجاد نظم و ايجاد خلا به وجود مي آد و گفتيم يه پالايش دروني داريم كه  به چهار طريق ،از طريق بخشش دشمنان و آزاد گذاشتن دوستان و پالايش زندگي و پالايش ذهن ايجاد ميشه.توي جلسه ي قبل ، بخشيدن دشمنان رو با هم مرور كرديم. حالا مي ريم سراغ آزاد گذاشتن دوستان.

 

پالايش دروني *****از طريق آزاد گذاشتن دوستان :

 

ما خيلي وقتها راحت دشمنانمون رو مي بخشيم اما چهارچنگولي به دوستانمون مي چسبيم و مي خوايم كه اونها رو به شكلي كه خودمون مي خوايم در بياريم!قانون توانگري مي گه افرادي كه ازشون نفرت داريد، ببخشيد، اما كساني رو كه دوست داريد، رها كنيد! لطفا" اشتباه برداشت نكنيد! اين به معني طرد اونها نيست، بلكه به اين معنيه كه دست از سر عزيزانمون برداريم و بگذاريم پي كار خودشون باشند و به همون شكلي باشند كه خودشون دلشون مي خواد!

شايد اين همون چيزي باشه كه مشتاق انجامش نباشيم. شايد احساس مي كنيم اونها به تشويق و حمايت و كمك و تفاهم ما، نياز دارند. اما بهتره فراموش نكنيم كه وقتي مي خواهيم با ايجاد حس تملك، به اونها كمك كنيم، اونها زير فشارهاي ما اينقدر فرسوده مي شوند كه ديگه نمي تونند آزادانه ما رو دوست بدارند.تنها حاصل اين رابطه، مشكلاتيست كه بين شما به وجود مي آد.

 

نكته : نگران نباشيد! به ياد داشته باشين كه از طريق رهايي عاطفي، هرگز چيزي رو كه حق الهي شماست، از دست نمي ديد. برعكس! اجازه مي دين تا موهبت شما به شيوه اي عظيم تر متجلي بشه. افراد سلطه جو و تملك گرا، داراي انواع و اقسام مشكلات مي شوند. افرادي هم كه اجازه مي دهند تا زير سلطه ي ديگران قرار بگيرند، هم همين طور. بنابراين در پالايش دروني، مهمترين كار پالايش عواطفه از طريق داد و ستد آزادي براي رهايي از شر تملك و تسلط.

 

تمرين : اين عبارت رو تكرار كنيد : " خداي درونم اكنون مرا از هر گونه وابستگي و دلبستگي به افراد و مكانها و اشيا و موضوعات گذشته يا اكنون مي رهاند. خداي درونم اكنون قدرت رهايي بخش من است. " براي اينكه ديگران به شما وابسته نشوند، تكرار كنيد : " خداي درونت اكنون تو را از وابستگي و دلبستگي به افراد و مكانها و اشيا و موضوعات گذشته يا اكنون مي رهاند. خداي درونت اكنون قدرت رهايي بخش توست. "

 

خود كاترين پاندر ميگه به محض تكرار اين جملات، چند نفر از زندگيم بيرون رفتند و خودم رو در شرايط تازه و دلپذيري يافتم با آدمهايي كه دوست داشتم در زندگيم باشند. اون مي گه : " شخص تملك طلب، معمولا" جوهر انديشه و احساساتش رو بر زندگي ديگري مي باراند و خودش را از نظر عاطفي و جسماني خالي مي كند. علايق عاطفي نيرومند ناشي از تملك، معمولا" علت عمده ي بسياري از مشكلات مالي و تندرستي و اجتماعي است.

 

تمرين : اغلب تكرار كنيد : " من هم اكنون از هر كس و هر چه كه ديگر جزئي از طرح الهي زندگيم نيست، دست مي كشم و دست مي شويم. هم اكنون هر كس و هر چيز كه ديگر جزئي از طرح الهي زندگيم نيست، از من دست مي كشد و دست مي شويد . "

 

نكته : پالايش عواطف كه از طريق داد و ستد رهايي عاطفي انجام مي شه بايد دوطرفه توسط شما انجام بشه. كاترين پاندر مثال جالبي در باره ي دوستش مي زنه كه بعد از چند سالي كه از طلاقش گذشته بود، منتظر همسر ايده آلش بود اما با وجود اينكه اون رو يافته بود، مرد به اون پيشنهاد ازدواج نمي داد. كاترين پاندر به اون ميگه حتما تو هنوز همسر سابقت رو نبخشيدي يا اون تو رو نبخشيده. دوستش پاسخ مي ده كه اون همسر قبليش رو كاملا" بخشيده اما شنيده كه اون مرد با وجود اينكه دوباره ازدواج كرده، هنوز با شنيدن نام اون ناراحت ميشه.

 كاترين پاندر بهش مي گه : هر گونه زنجير عاطفي مانع تحقق توانگري است. بنابراين از دوستش مي خواد بارها در آرامش بنشينه و نام همسر سابقش رو به زبون بياره و بگه : " خداي درونت مرا مي بخشد و آزاد مي كند. " با تكرار اين جمله، درون همسر سابقش، طلب بخشايش اون رو دريافت مي كنه. و بعد از مدتي ، آرزوهاي توانگرانه ي دوست پاندر به صورتي شگفت انگيز برآورده مي شه.

 

 

پالايش دروني*****از طريق رهايي :

 

براي تحقق هر آرزويي بايد از زنجيرهاي تملك رها باشيد. اين رهايي شامل داد و ستد رهايي عاطفي مي شه و رهايي از وضعيت دشوار و اوضاع و شرايطي كه قادر به حل اون نيستيد. اين قانون جزو سيستم آرزوها هم هست. يعني :

 

قانون چهل و دوم سيستم آرزوها : اوضاع و شرايط و مشكلاتي را كه قادر به حل آنها نبوده ايد، رها كنيد.  

 

يعني براي حل مشكلات يا رهايي از شرايطي كه نمي تونيد از شرش خلاص بشيد، تكرار كنيد : " من اين وضعيت ( يا اين افراد )را رها مي كنم و هم اكنون آنها را به دست آگاهي الهي مي سپرم. اكنون از سرآنها دست بر مي دارم و مي گذارم تا براي ابد از سر راهم كنار بروند. "

 

نكته مهم :كساني كه دنبال زوج دلخواهشون مي گردند، حتما" در كنار ايجاد خلا اين جملات رو تكرار كنند تا آدمهاي اضافي كه وارد زندگيشون مي شن و بعد از مدتي كنار مي رند، هر چه زودتر كنار برن و موهبت اصلي زندگيشون خودش رو به اونها نشون بده.

 

نكته ي مهم :يادتون باشه همه ي آدمهايي كه وارد زندگيتون مي شن براي اين اومدن كه درسي رو به شما بياموزند. پس آدم بد يا خوب در زندگي شما وجود نداره، بلكه همه آموزگار شما هستند كه از طريق كائنات سر راه شما قرار گرفته اند تا شما رو وادار به فهم مطلبي كنند. پس اگه حضور افرادي ناراحتتون مي كنه ، در مورد اونها داد و ستد رهايي عاطفي رو انجام بديد. ( كه در بالا گفته شد.)و تكرار كنيد : " آموزگار من! من آماده ام تا درسي را كه مي خواهي به من بياموزي از تو بياموزم! " باور كنيد كه با گفتن اين جملات، وقتي واقعا" از حب و بغض دروني، نسبت به اونها دست مي كشيد، اونها يا خودبه خود از سر راهتون كنار مي رن و يا تغيير رفتار مي دن. امتحان كنيد و نتيجه اش رو ببينيد! ( بعدها درباره ي اين مبحث بيشتر صحبت مي كنيم. )

 

تمرين رهايي از شرايط دشوار :

براي رهايي از فقر، بيكاري، بيرون رفتن آدمهاي زائد از زندگي و كسب هر توانگري، وقتي احساس مي كنيد ديگه كاري از شما بر نمي آد، كافيه اون رو به خدا بسپاريد. ( يعني پالايش دروني و بيروني رو به شيوه ي رها كردن انجام بديد .) و مدام تكرار كنيد : " اكنون همه ي اين مشكلات رو به دست خدا مي سپرم. من قادر به حل هيچ كدام آنها نيستم. " (پس هر مسئله ي حل نشده اي كه داريد، از تكاپوي الكي و حرص و جوش خوردن دست برداريد. به محض اينكه اون رو به حال خودش رها كنيد و حلش رو به خدا بسپريد، درهاي معجزه باز ميشه. به اين قانون در كارهاي ذهني مي گويند " قانون عدم مقاومت" كه بعدها بيشتر در موردش مي خونيم.)

 

جمله ي سحرآميز: كاترين پاندر در كتاب قانون توانگري مثالهاي زيادي مي زنه از كساني كه دردهاي جسمانيشون رو دست خدا سپردن و شفا يافتند و همين طور از كساني كه به شدت گرفتاري مالي داشتند و به محض تكرار اين جمله كه" من قادر به حل اونها نيستم، پس همه چيز رو به خدا مي سپرم.زيرا جنگ از آن خداست نه از آن من!" درهاي بركت به روشون باز شد. بله! اين واقعا" يه جمله ي سحرآميزه! فقط كافيه آروم باشيد، از قانون رهايي و عدم مقاومت پيروي كنين و همه ي بارها رو به خدا بسپريد!

 

خوب! تا اينجا ياد گرفتيم كه پالايش دروني از طريق بخشيدن دشمنان و آزاد گذاشتن دوستان و پالايش ذهن از طريق رها كردن ( قانون عدم مقاومت ) چيه. اما همون طور كه قبلا" هم گفتم در پالايش دروني ، قسمتي به نام پالايش زندگي هم وجود داره.

 

 

پالايش دروني*****پالايش زندگي از طريق كنار گذاشتن ماندها:

 

 من در پستهاي اولم ، در مورد ماند و چيزهايي كه باعث ايجاد و دريافت ماند ميشه ، بقدر كافي صحبت كرده ام پس اينجا فقط يادآوري مي كنم كه اگر مي خواهيد به توانگري برسيد و شفا يابيد و دعاهايتان مستجاب بشود، بايد زندگيتان را از هر جهت پاك و تميز كنيد.

نخست كه آدمي اقتدار انديشه را مي آموزد، مي پندارد كه مي تواند از اين اقتدار بهره جويد تا ديگران را به كارهاي دلخواهش وا دارد!! حتي شايد به ثمراتي گذرا هم برسد اما اين ثمرات موقتي هستند، مگر اينكه بر پايه اي درست و الهي و استوار بنا شده باشند. پس فراموش نكنيد اگر مدام به كارهايي سرگرميد كه مي دونيد از چشم خدا و انسانهاي خوب، ناشايسته، يقين بدونيد كه تكرار روزانه ي عبارات تاكيدي و طلب موهبت و هدايت و شفا، تماما" براتون بيهوده و بي ثمره!

به قول پاندر، خدا ( قانون الهي) پيشرفت بعدي را متوقف نگه مي دارد تا نخست در وضعيت كنوني نظم برقرار شود.حذف عملي دو گانه است. وقتي ماندها رو كنار بگذاريد، جاي اونها با انرژي مثبت و بركت پر ميشه.اين يكي از قوانين مهم سيستم آرزوها هم هست، يعني:

 

قانون چهل و سوم سيستم آرزوها : خطا را از زندگي بيرون برانيد تا موهبت الهي جاي آن را پر كند.

 

خوب! ما تا اينجا پالايش رو بررسي كرديم. در درس جلسه ي بعد با بقيه ي قوانين توانگري در خدمتتون هستم.

 

خدايا! موهبتهاي الهي را جايگزين خطاهاي زندگيمان كن! آمين!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 14:33  توسط مسافر | 

سلام و هزاران سلام. با درود بي پايان به شما كه رهرو راه توانگري هستيد ، به سراغ بقيه ي قوانين توانگري مي ريم . همونطور كه در جلسه ي قبل گفتم اين قوانين رو از درسهاي كاترين پاندر براتون مي گم.

 

به گفته ي " پاندر " عارفان براي كاميابي، قاعده اي مشتمل بر سه گام داشتند:

1 _ پالايش يا نظافت.

2 _ اشراق يا دريافت هدايت براي چگونگي پيشروي.

3 _ يگانگي با خدا و موهبتهاي او.

 

امروز مي خوايم با هم در مورد پالايش صحبت كنيم. كتاب مقدس سرشار از قوانين پالايشگر است:

ايثار، توبه،ترك دنيا. حتي " جايي كه در كتاب مقدس به رها كردن " ديوارهاي فرياد برآورنده ي اورشليم " اشاره شده، منظور رها كردن عواطف و هيجانات منفي است، كه تا رها نشوند، توانگري نمي تواند تجلي يابد.

يونانيان باستان ، آيين پالايش را به جا مي آوردند.زندگي فرايند پالايش مدام است.اگه بكوشيدذهنا" در انديشه ها و احساساتتان از اين فرايند پالايش بگريزيد، از موهبت خويش گريخته ايد زيرا هنوز ذهن و هيجانات و عواطف خود را براي دريافت موهبت دلخواهتان پاك نكرده ايد. دكتر " اولين آندرهيل " مي گويد: " فرايند پالايش، بخش عظيمي از زندگي معنوي آدمي را تشكيل مي دهد و اگر در همين زندگي پالوده نشويم، قصور ورزيده ايم. "

 

قانون 6 توانگري : لازمه ي ايجاد توانگري پالايش است. پالايش يعني بايد چيزهاي اضافي را دور بريزيد، هم در ذهن، هم در عواطف و هم در تمام اجزاي زندگيتان.

 

اين يكي از قوانين سيستم آرزوها هم هست ، كه ميگه :

 

قانون چهلم سيستم آرزوها :بايد خودتان را از شر آنچه نمي خواهيد، رها كنيد تا براي آنچه مي خواهيد، جا بگشاييد.

 

يعني براي رسيدن به توانگري، اول بايد در بيرون و درون خلا ايجاد كنيد. نيروهاي مغناطيسي در خلا مي توانند به طور كامل انتقال يابند و سرگرم كار شوند.بنابراين قانون پالايش ، قانون خلا هم ناميده ميشه.

 

_ پالايش يا نظافت دو حالت داره: پالايش دروني و پالايش بيروني.

پالايش بيروني يعني پالايشي كه بايد در محيط و اطراف و دنيامون به وجود بياريم. پالايش دروني يعني پالايشي كه بايد در درون و احساسات و عواطف و ذهنمون به وجود بياريم.

پالايش بيروني از دو طريق انجام ميشه. 1_از طريق ايجاد خلاء 2 _ از طريق ايجاد نظم.

 

 

پالايش بيروني***** 1 _پالايش از طريق ايجاد خلاء:

 

خودتون رو از شر هر چيزي كه نمي خواهيد، يا لازم نداريد، خلاص كنيد.

به نظافت و منظم كردن گنجه هاي لباس و كشوهاي ميز تحرير و خانه و اتومبيل و اتاق و دفتر كارتون بپردازيد و هر چيز اضافه ( چيزهاي كهنه، چيزهايي كه به درد نمي خوره ، چيزهاي غير ضروري كه فقط گاهي استفاده مي شن، و حتي چيزهاي گرانبهايي كه مدتيه داريدشون اما ازشون استفاده نمي كنيد) رو ببخشيد يا دور بريزيد.به اين مي گن ايجاد خلاء.

 ايجاد خلاء ( بيرون ريختن هر چيزي كه ديگه مورد استفاده يا ضروري نيست ) در ذهن نيمه هشيارتون اعتقادي راسخ به وجود مي آره كه موجب تجلي توانگري عظيمتر و موهبتهاي دلخواه تر براي شما ميشه. بايد از دست كهنه ها رها شد تا بتوان جا براي تازه ها گشود. ايجاد خلاء ، موهبتيه كه موانع رو از سر راه موهبتهاي دلخواه بر مي داره.

كاترين پاندر در كتاب قانون توانگريش مثالهاي زيادي مي زنه از آدمهايي كه به محض ايجاد خلاء در لوازم زندگيشون، هديه ها يا پول يا انواع و اقسام چيزهايي رو كه دوست داشتند، به دست آوردند.

 

قانون خلاء :كائنات نمي تونند خلاء رو تحمل كنند.طبيعت به خلاء نفرت مي ورزد. يعني به محض اينكه در جايي خلاء به وجود بياد ، كائنات جاي اون رو پر مي كنند تا توازن برقرار بشه.

 

نكته : معمولا" ذهن استدلالي ( عقل) زماني كه مي خواهيد خلاء بيروني ايجاد كنيد، سعي مي كنه ته دلتون رو خالي كنه! و مدام به شما مي گه اول بگذار موهبت دلخواهت رو به دست بياري بعدا" كهنه ها رو دور بريز!

اگه تابع قوانين ذهني باشين، بايد بدونين كسي از ايجاد خلاء مي ترسه كه باور نداره چيز بهتري جاي چيزهايي رو كه اون كنار گذاشته، پر مي كنه! پس اگه خلاء ايجاد نكنيد اما منتظر دريافت موهبت  جديدي باشين، قطعا" به آرزويي كه دارين نمي رسين و توانگريتون رو دريافت نمي كنين! چون ترس از ايجاد خلاء در اعماق وجودتون به معني اينه كه باور نداريد موهبت جديدي در راهه!

حتما" يادتونه كه تو قوانين سيستم آرزوها ، براتون درباره ي ايمان فعال حرف زدم و كندن گودال.

خلاء ايجاد كردن همون ايجاد گوداله براي آمدن باران. اين مصداق همون جمله ي قشنگيه كه مي گه : از بين كساني كه براي طلب باران مي روند، فقط كساني به آمدن باران در اثر دعا ، اعتقاد راستين دارند كه چتري را هم با خود بر داشته اند!

 حالا من اين جمله رو به اين شكل براتون مي گم : فقط كساني از راه قوانين توانگري به موهبت دلخواهشون مي رسند، كه واقعا" ايمان به دريافت اون موهبت داشته باشند و فقط كساني كه ايمان به دريافت موهبت جديد دارند جرات دارند خلاء ايجاد كنند!

 

مثال براي قانون خلاء: مثلا دلتون يه مبل خيلي شيك ، جديد و گرون مي خواد اما عقلتون مي گه فعلا"كه پول نداري،پس همين مبلهاي كهنه رو نگه دار بعدا" اگه تونستي مبلهايي رو كه مي خواي تهيه كني اين مبلهاي قديمي رو رد كن! اما قانون خلاء مي گه تا مبلهاي قديمي به درد نخورت رو رد نكني، پولي به دست نمي آري كه مبلهاي جديد رو تهيه كني! اول خلاء ايجاد كن و مبلهاي قديمي رو رد كن بره اونوقت كائنات مبلهاي جديد رو به تو مي رسونن! اين شايد مثال خيلي ساده اي باشه اما در مورد دريافت تمام آرزوها صدق مي كنه. تا خلاء ايجاد نكني، موهبت دلخواهت رو به دست نمي آري!

 

مثال براي قانون خلاء: كسي رو مي شناختم كه دلش مي خواست همسر مورد علاقه اش رو پيدا كنه. اما آدمي رو كه مي خواست پيدا نمي كرد. براي اينكه احساس تنهايي نكنه گاهي تلفني و گاهي با اينترنت با ديگران گپ مي زد. هر كدوم از دوستهاي اون يكي از صفاتي رو كه اون براي فرد ايده آلش تصور مي كرد داشت، اما هرگز اوني نبود كه اون مي خواست . به قول خودش ، سرش رو با آدمهايي كه خيلي هم تو زندگيش مهم نبودند، گرم مي كرد و هميشه مي گفت وقتي همسر دلخواهم رو پيدا كردم اين آدمهاي اضافي رو از زندگيم خارج مي كنم!

اما من بهش گفتم طبق قانون خلاء تا تو اين آدمهاي اضافي رو از زندگيت خارج نكني ،نمي توني فرد مورد نظرت رو پيدا كني! يعني حتي براي دريافت يك دوست واقعي هم اول بايد دوستهاي الكي و غير واقعي رو از زندگي بيرون كنين يعني خلاء ايجاد كنين. دوست من ، اول به شدت از اين تنها شدن مي ترسيد اما بالاخره قانون خلاء رو پياده كرد. اون هر كسي رو كه واقعا" زوج دلخواهش نبود از زندگيش كنار گذاشت.به محض ايجاد خلاء ، فرد مورد نظرش رو به طرزي معجزه آسا پيدا كرد. اون دقيقا" همون كسي بود كه دوستم توي روياهاش داشت.

 

 

جمله ي تاكيدي : يكي از بي همتا ترين عبارتهاي تاكيدي كه مي تونيد، به هنگام ايجاد خلاء، تكرار كنيد، اينه :

" اكنون چيزهاي پوسيده و اوضاع و شرايط كهنه و فرسوده را، رها مي كنم. اكنون نظم الهي در من و جهانم استقرار مي يابد و پايدار مي ماند. "

 

سوال _ در ايجاد خلاء چه چيزهايي رو بايد رها كنيد؟

جواب _ چيزهاي كهنه، چيزهاي غير سودمند، چيزهايي كه يكسال ازشون استفاده نشده، چيزهايي كه خيلي باب ميلتون نيستند، چيزهاي گرانبها، و حتي اشياي تازه!!

 

 دكتر " ارنست ويلسون "مي گه : " تنها نبايد پليدي و شر را رها كرد.خير و نيكويي را هم بايد رها كرد. نيكي اي كه ايستا نيست، پوياست.تكامل مي يابد و عوض مي شود.هنگامي كه براي پيشرفت خودمان يا ديگري ضرورت دارد، بايد بگذاريم موهبتهايي كه به آنها خو گرفته ايم، رها شوند. نبايد از اعتماد به قانون بهراسيم. همان قانوني كه آن موهبت را مي آورد، موهبتي عظيم تر را برايمان به ارمغان مي آورد. بايد مشتاق باشيم كه فرشته هايمان را رها كنيم تا فرشته هايي بزرگتر در زندگيمان پديدار شوند."

 

بله! در ايجاد خلاء ، حتي اشيا ي گرانبهايي كه ديگه براتون كاربرد نداره ، را هم رها كنين.افرادي كه قوانين توانگري رو انجام مي دهند، رسم زيبايي دارند. اونها مي گند هر چيزي كه يكسال ازش گذشته باشه در حالي كه تو اين يكسال ازش استفاده نكردين، متعلق به شما نيست! حتي اگه گرانبها باشه!

به علاوه ، چيزهاي تازه را هم بايد رها كرد! آيا پيش نيومده كه از سر بي صبري چيزي رو خريده باشيد و بعد احساس كرده باشيد كه خيلي هم باب ميلتون نيست؟ تو اين مواقع هم بايد اونها رو ببخشيد، پس بديد يا دور بريزيد. وقتي رهايشان كنيد، براي دريافت چيزي سودمند تر راه مي گشاييد.

استاد من ، هر وقت مي ديد كه ما آرزويي داريم يا مسئله ي حل نشده اي نگرانمون كرده،  مي گفت: برو گنجه ي لباس و ظروفت رو باز كن و ببين چه چيزهايي هست كه بايد رها كني!

من با انجام حرف اون ، به مرور دريافتم كه اين دستور به طرزي اعجاب انگيز ، معجزه مي كنه.

گاهي وقتي مي خوام، لباسهاي نو و ظروف زيبايي رو كه در يك سال ازشون استفاده نكردم، ببخشم ، عقل استدلالي مي گه : اين كار رو نكن!

اما تو اين لحظه، به ياد مي آرم كه اونها فقط جاي موهبتهايي رو كه منتظرش هستم ، گرفتند.

 

"كاترين پاندر "در كتابش داستان واقعي مردي بازرگان رو مطرح مي كنه كه مدتها دچار بيماري بود. اون با دور ريختن تمام داروهاي قديمي كه در خانه داشت، ايجاد خلاء كرد و از اون روز به بعد، به طرزي شگفت انگيز شفا يافت! "

 

 

خوب! تا اينجا ما از انجام پالايش با ايجاد خلاء صحبت كرديم. اما پالايش از طريق ايجاد نظم هم انجام ميشه.

 

پالايش بيروني***** 2_ پالايش از طريق ايجاد نظم :

 

طبق قوانين توانگري، با ايجاد نظم در يكايك جزئيات زندگيتان، مي توانيد ذهن خود را بپالاييد و چشم دلتان را به روي توانگري بگشاييد. خدا نظم و ترتيب رويدادها را به هم نمي زند، بعكس، گويي پيشرفت بعدي را آنقدر متوقف نگه مي دارد، تا در وضع موجود،يا حال ذهني كنوني شخص، نظم برقرار شود.

 

كاترين پاندر مي گه :" هر گاه امور زندگيتان، ناهماهنگ و بي نظم به نظر مي رسه، مثل ديوانه ها سراسيمه اين و و آنسو نپريد تا از راههاي بيروني، به كارهايتان سامان بدهيد، يا بكوشيد ديگران را عوض كنيد، و به آنها نظم و ترتيب بيشتري را بياموزيد. به جاي اين كار، به خاطر بياوريد كه بي نظمي نخست در خودتان است.اگر بتوانيد انديشه ها و احساسات خود را منظم كنيد، مردم و اوضاع و شرايط و جهان پيرامونتان هم به شيوهاي منظم تر به شما پاسخ خواهند داد."

 

پاندر آدمهاي زيادي رو مثال مي زنه كه در شرايط بد به محض اينكه سعي مي كنند آروم باقي بمانند و مدام از خدا طلب نظم الهي و متعالي بكنند، مشكلاتشون از بين مي ره.شايد به نظرتون عجيب بياد اما خود من بارها اين رو تجربه كرده ام. چندين بار وقتي در مسافرت با آب و هواي بدي روبرو شدم كه مي تونست شرايطم رو كاملا" به هم بريزه ؛ فقط سعي كردم آروم بمونم و از نظم الهي كمك بخوام.

شگفت انگيز تر اينكه در دقايقي كوتاه چنان تغييرات جوي به نفع خواسته ي من تغيير مي كرد كه خودم هم متعجب مي شدم.

 

تمرين _ در اوضاع و شرايط نابسامان( بي پولي، مشكلات، اختلافات، برآورده نشدن آرزوها، گره خوردن كارها ، بيماري و...) به مراقبه بنشينيد و نظم الهي رو طلب كنيد." امرسون" به جاي نظم الهي ، از " نظم متعالي " نام مي بره و مي گه " آدمي بايد خودش را شادمانه به آغوش نظم متعالي پرتاب كند."يكي از بهترين جملات تاكيدي براي انجام اين كار ، تكرار روزانه ي اين عبارته: " من از نظم الهي سرشارم. من اكنون در نظم متعالي قرار دارم. " و يا گفتن : " هر دم و باز دم زندگيم سرشار از نظم الهي است. من آرام و متوازنم: لبريز از آرامش و تعادل. "

 

تمرين تهيه ي فهرست براي ايجاد نظم _ يك فهرست تهيه كنيد از تمام چيزهايي  كه دلتون مي خواد از زندگيتون حذف بشه.

خود پاندر تجربه ي جالبي در اين باره داره. اون مي گه  "سالها فهرست تهيه مي كردم از چيزهايي كه دلم مي خواست داشته باشم.اما مشكلي داشتم كه حل نمي شد. در آموزشهاي ذهني ياد گرفتم اول بايد فهرستي تهيه كنم از چيزهايي كه بايد در زندگيم حذف بشوند! به محض انجام اين كار ، مشكلاتي كه سالها دست از سرم بر نمي داشتند، بي درنگ از صحنه ي زندگيم حذف شدند." ( ما در درسهاي بعدي با هم تمرين مي كنيم كه چه طور بايد فهرست از چيزهايي كه مي خواهيم داشته باشيم، تهيه كنيم. فعلا" شما فهرست چيزهايي را كه مي خواهيد از زندگيتان حذف بشود تا نظم واقعي در امورتان جريان پيدا كند، را بنويسيد. ) نوشتن اين فهرست باعث ايجاد نظم در پالايش بيروني و همين طور دروني مي شه. عمل حذف ، عملي دو گانه است: حذف اشتباه و خطا ، و گسترش نيكي و موهبت. حذف چيزي از زندگي همواره نشانه اينه كه چيزي بهتر در راهه.پس بعد از نوشتن اين فهرست ، ندا در دهيد : "من رها و اعتماد مي كنم! "

 

تمرين _ به اطرافتون دقيق نگاه كنيد. اگر در زندگيتان طالب موهبتهايي عظيم تر هستيد، به پيرامونتان بنگريد و ببينيد چه چيزهايي را مي توانيد رها كنيد تا براي موهبتهاي بزرگ تر جا بگشاييد. چگونه خودتون رو از شر چيزهايي كه نمي خواهيد، خلاص مي كنيد؟ اگه آرزويي داريد كه برآورده نميشه يا مسئله اي كه حل نميشه يا بيماري اي كه درمان نمي شه، حتما" بايد چيزي رو رها كنيد و ايجاد خلاء كنيد. اگه نمي دونيد اون چيه كه بايد رهاش كنيد؛ آروم بنشينيد ( يا مراقبه كنيد) و مدام تكرار كنيد : " خرد الهي من از تو مي خواهم تا بر من آشكار كني كه چه چيزي را بايد رها كنم."

 

 

******پالايش دروني:

 

پاندر، طلايي كه از آسمان مي بارد، يا قدرت توانگري بخش ذهن شما رو در تعاليمش به نام جوهر مي خونه و مي گه جوهر، در اوضاع و شرايط آشفته و درهم و برهم و شلوغ و بي نظم، چگونه بايد جرياني سيال بيابد؟فراموش نكنيم كه جوهر ( توانگري راستين ما) نمي تواند بر ذهني پريشان و سرشار از نفرت و انزجار ببارد. بنابراين اگه مي خواهيد كه به توانگري دست پيدا كنيد، اول بايد پالايش ذهن و عواطف و زندگي رو انجام بديد.

 

پالايش درون شامل اين موارده :

_پالايش عواطف درون يعني همان قانون بخشايش دشمنان .

_قانون آزاد گذاشتن دوستان .

_پالايش زندگي يعني كنار گذاشتن ماند ها.

_پالايش ذهن يعني انجام  پالايش از طريق رهايي.

 

پاندر در باره ي پالايش عواطف درون ، تاكيد مي كنه كه بخشايش به معني " دست كشيدن و رها كردن " است. هر روز بايد قانون بخشايش رو انجام داد. حتي اگه فكر مي كنين از كسي كينه نداريد، هر روز بنشينيد و در سكوت عبارات مربوط به بخشايش رو انجام بديد. اون وقت يكدفعه متوجه مي شيد و به ياد مي آريد در اعماق وجود از چه كساني آزرده هستيد.

 

تمرين _ عبارت تاكيدي مناسب براي بخشايش : خداي درونم اقتدار بخشاينده ي من است و همه را عفو مي كند. خداي درونم من را از نفرت و انزجار مي رهاند و خودم و ديگران را آزاد مي كند. هر آنچه را كه آزارم داده است، عفو مي كنم. در درون و برون، همه چيز و همه كس را عفو مي كنم. همه ي چيزهاي گذشته و حال و آينده را مي بخشم. هر چيز و هر كس را كه در گذشته و اكنونم نيازمند بخشايش است، مي بخشم. همه را به شيوه اي مثبت عفو مي كنم. من آزادم و ديگران هم آزادند. اكنون همه چيز ميان من و ديگران پاك شده و تا ابد هم پاك خواهد ماند.

وقتي تكرار مي كنيد كه ديگران رو مي بخشيد،  اين را هم تكرار كنيد كه ديگران هم شما را مي بخشند.براي ديگران بگوييد : "خداي درونت مرا مي بخشد و آزاد مي كند. همه چيز ميان ما از اكنون تا ابد پاك و صاف شده است. "

 

تمرين مهم _ عفو و بخشايش فرايندي مداوم است. هر گاه مانعي بر سر راه موهبتهاتون ديدين، از خودتون بپرسيد : " خدايا چه كسي را بايد ببخشم؟ كدام تجربه يا اوضاع و شرايط را بايد عفو كنم؟ "

از نظر دانشمندان ذهني هر گاه آرزويي برآورده نمي شه، حتما" كسي يا چيزي يا شرايط و تجربه اي در زندگي داريد كه هنوز اون رو نبخشيديد. و با بخشيدن اون ، مي تونيد در خودتون ايجاد خلاء كنيد تا جا براي دريافت موهبت جديدتون باز بشه. ."( درباره ي تكنيكهاي بخشايش قبلا" زياد صحبت كرده ايم)

 

قانون سي و نه سيستم آرزوها ، در همين مورده و مي گه :

 

قانون چهل و یکم سيستم آرزوها : نفرت راه موهبت و توانگري را مي بندد .

 

خوب ، من از پالايش درون ، قسمت بخشايشش رو عنوان كردم و سه قسمت ديگه اش ، به خاطر طولاني شدن مطلب،  موند براي جلسه ي بعد.

 

خدايا! تو را سپاس مي گوئيم كه ما را در نظم الهي و متعالي خود قرار مي دهي.آمين!

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 21:53  توسط مسافر | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
تیر ۱۳۹۷
خرداد ۱۳۹۷
اردیبهشت ۱۳۹۷
فروردین ۱۳۹۷
اسفند ۱۳۹۶
بهمن ۱۳۹۶
دی ۱۳۹۶
آذر ۱۳۹۶
آبان ۱۳۹۶
مهر ۱۳۹۶
شهریور ۱۳۹۶
مرداد ۱۳۹۶
تیر ۱۳۹۶
خرداد ۱۳۹۶
اردیبهشت ۱۳۹۶
فروردین ۱۳۹۶
اسفند ۱۳۹۵
بهمن ۱۳۹۵
دی ۱۳۹۵
آذر ۱۳۹۵
آبان ۱۳۹۵
مهر ۱۳۹۵
شهریور ۱۳۹۵
مرداد ۱۳۹۵
تیر ۱۳۹۵
خرداد ۱۳۹۵
اردیبهشت ۱۳۹۵
فروردین ۱۳۹۵
اسفند ۱۳۹۴
بهمن ۱۳۹۴
دی ۱۳۹۴
آذر ۱۳۹۴
آبان ۱۳۹۴
مهر ۱۳۹۴
شهریور ۱۳۹۴
مرداد ۱۳۹۴
آرشيو
آرشیو موضوعی
به نام خدا
(جلسه 1 ) دفتر مراقبه
(جلسه 2 ) ماند
(جلسه 3 ) موج مثبت و منفی
(جلسه 4 ) آلفاي قبل خواب
(جلسه 5 ) تجسم خلاق
(جلسه 6 ) كارما
(جلسه 7 ) بچه غول بیشعور!
(جلسه 8 ) جادوی کلمات
(جلسه 9 ) قانون سپاس
(جلسه 10 ) لحظه ی ابدی اکنون
(جلسه 11 ) قانون بخشایش
(جلسه 12 ) نیمه تاریک
(جلسه 13 ) نیمه تاریک
(جلسه 14 ) نیمه تاریک
(جلسه 15 ) نیمه تاریک
(جلسه 16 ) خرد کردن ترس
(جلسه 17 ) سیستم آرزوها
(جلسه 18 ) سیستم آرزوها
(جلسه 19 ) سیستم آرزوها
(جلسه 20 ) سیستم آرزوها
(جلسه 21 ) سیستم آرزوها
(جلسه 22 ) سیستم آرزوها
(جلسه 23 ) سیستم آرزوها
(جلسه 24 ) سیستم آرزوها
(جلسه 25 ) قوانین ارتباطات
(جلسه 26 ) دوست داشتن خود
(جلسه 27 ) تولد دوباره
(جلسه 28 ) خانه تکانی ذهنی
(جلسه 29 ) خانه تکانی ذهنی
(جلسه 30 ) خانه تکانی ذهنی
(جلسه 31 ) خانه تکانی ذهنی
(جلسه 32 ) گوش دادن به پیام بدن
(جلسه 33 ) پیام بدن و شفای تن
(جلسه 34 ) اندیشه ی توانگر
(جلسه 35 ) پالایش
(جلسه 36 ) پالایش درونی
(جلسه 37 ) توانگری از راه نوشتن
(جلسه 38 ) توانگری از راه تصاویر
(جلسه 39 ) توانگری از راه کلام
(جلسه 40 ) پرداخت عشریه
(جلسه 41 ) توانگری و طرح الهی
(جلسه 42 ) توانگری و فرزانگی
(جلسه 43 ) توانگری از راه عشق
(جلسه 44 ) از دولت عشق
(جلسه 45 ) عشق شفا بخش
(جلسه 46 ) عشق رستاخیز
(جلسه 47 ) بازگشت الهی
(جلسه 48 ) نوشتن نامه به فرشته
(جلسه 49 ) هفت سنخ آدمیان
(جلسه 50 ) مشاور اصلح
(جلسه 51 ) حرمت به خویشتن
(جلسه 52 ) هفت خوان سالک
(جلسه 53 ) استاد،گورو، آواتار
(جلسه 54 ) ادراک سلول اولیه
(جلسه 55 ) رهایی از خاطرات
(جلسه 56 ) کشف کودک درون
(جلسه 57 ) صحبت با کودک درون
(جلسه 58 ) ملاقات با کودک درون
(جلسه 59 ) تمرین ملاقات کودک
(جلسه 60 ) دعای همگانی
(جلسه 61 ) کودک آسیب پذیر
(جلسه 62 ) کودک خشمگین
(جلسه 63 ) كودك خودخواه
(جلسه 64 ) آداب جذابیت
(جلسه 65 ) آداب زندگی
(جلسه 66 ) والد مهرآمیز درون
(جلسه 67 ) والد حمایتگر درون
(جلسه 68 ) والد نکوهشگر درون
(جلسه 69 ) شفای زخم کودکی
(جلسه 70 ) کودک جادویی درون
(جلسه 71 ) کودک خلاق درون
(جلسه 72 ) کودک معنوی درون
(جلسه 73 ) ذهن پویا
(جلسه 74 ) چند تکنیک ذهنی
(جلسه 75 ) آگاهی برتر
(جلسه 76 ) به تعادل رسیدن
(جلسه 77 ) هدر دادن انرژی
(جلسه 78 ) آگاهی چاکراها
(جلسه 79 ) رنگ و صوت چاکراها
(جلسه 80 ) چاکراها و پیامبران
(جلسه 81 ) اصول مدیتیشن
(جلسه 82 ) کمک به باور یکدیگر
(جلسه 83 ) متعادل سازی چاکراها
(جلسه 84 ) انرژی دادن به چاکراها
(جلسه 85 ) شای و ایشایا
(جلسه 86 ) اسکن و پاکسازی
(جلسه 87 ) مراحل شانس
(جلسه 88 ) قواعد آگاهی برتر
(جلسه 89 ) انرژی دادن به خود و اشیا
(جلسه 90 ) تمرینات تمرکز
(جلسه 91 )
(جلسه 92 ) تمرینات انتقال حس
(جلسه 93 ) شرکت در کلاسهای حضوری
(جلسه 94 ) تمرینات فرستندگی فکر
(جلسه 95 ) تله پاتی با اشعه های نورانی
(جلسه 96 )
(جلسه 97 ) راز سایه
(جلسه 98 )
(جلسه 99 ) لگزیگرام یا علم لغات
(جلسه 100 ) مثالهای لگزیگرام
(جلسه 101) لگزيگرام و جادوي كلام
(جلسه 102) نور وجود
(جلسه 103) ترمیم نور وجود
(جلسه 104) ویروس دانایی
(جلسه 105) قدرت عشق
(جلسه 106) قدرت احساسات
(جلسه 107)تغییر فرکانس
به یاد اولین استادم
(جلسه 108) ورود به روند خلق
(جلسه 109) زندگی کاتالوگ است
(جلسه 110) کلید عشق
(جلسه 111) کلید شکرگزاری
(جلسه 112) کلید بازی و تفریح
(جلسه 113) اصول قدرت و پول!
(جلسه 114) اصول قدرت درباره روابط
(جلسه 115) ادامه اصول قدرت درباره روابط
(جلسه 116) قسمت سوم از اصول قدرت درباره روابط
(جلسه 117) اصول قدرت درباره سلامتی
(جلسه 118) ادامه اصول قدرت درباره سلامتی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM